فصلنامه افق طلائی سلامت

معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی زابل

بی روی دوست

بی روی دوست
بی روی دوست ، دوش شب ما سحر نداشت سوز وگداز شمع و من و دل اثر نداشت مهر بلند چهره ز خاور نمی نمود ماه از حصار چرخ سر به اختر نداشت آمد طبیب بر سر بیمار خویش لیک فرصت گذشته بود و مداوا اثر نداشت دانی نوش داروی سهراب کی رسید آنگه که روز کالبدی بیشتر نداشت دی بلبلی گلی ز قفس دید و جان فشاند بار دگر امید رهایی مگر نداشت بال و پر نزد چون در دام اندر افتاد این صد تیره روز مگر بال و پر نداشت پروانه جز به شوق در آتش نمی گداخت می دید شعله و در عشق ، پروای سر نداشت بشنو زمن که نا خلف افتاد آن پسر کز جهل و عجب ، گوش به پند پدر نداشت خرمن نکرده نزد کس موسم درو در آن مزرعه که در وقت عمل برزگر نداشت برات خدری ( بهورز خانه بهداشت اکبر آباد)

[ ۱۳۸٧/٦/۱۱ ] [ ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ ] [ حسینعلی ستوده ]

[ نظرات () ]