فصلنامه افق طلائی سلامت

معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی زابل

بیا...

بیا...


 یک شب از راه شفا یار وفادار بیا

بر سر بستر دل این دل بیمار بیا

با نگاهی بدهم نبض صدای دل خود

تا بدانی که منم عاشق و تب دار بیا

درس و مشق و همه را نذر صدای تو کنم

گوش دل را به صدایت بزنم دار بیا

در و دیوار خیابان دلم بوی تو است

با قدوم تو منور در و دیوار بیا

اینقدر ناز چرا ؟ یوسف رخساره هلال

من که دیوانه و مجنون توام یار بیا

حسین نخعی

[ ۱۳۸۸/۱/۱٥ ] [ ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ ] [ حسینعلی ستوده ]

[ نظرات () ]