فصلنامه افق طلائی سلامت

معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی زابل

ارتباط متقابل والدین وفرزندان (1)

ارتباط متقابل والدین وفرزندان (1)


هیچ پدری به هنگام صبح بیدار نمی شود تا زندگی فرزندش را تیره وتار سازد . هیچ مادری با خود نمی گوید:(امروز اگر فرصتی پیش آید برسر بچه ام داد خواهم زد ، از او ایراد خواهم گرفت ، یا اورا تحقیر خواهم کرد . ) برعکس ، بسیاری از مادرها درآغاز روز چنین تصمیم می گیرند : (امروز روزی صلح آمیز وپراز صفا وصمیمیت خواهد بود .نه داد وفریادی خواهد بود ، نه بگو مگویی ، ونه زدوخوردی .) با وجوداین ، علی رغم نیات ومقاصد خوب ، جنگ ناخواسته باردیگر درمی گیرد وما بار دیگر درمی یابیم که سخنانی ناخواسته برزبان آورده ایم وبا لحنی حرف زده ایم که دوست نداشته ایم .

همه والدین خواستار خوشبختی ورفاه وامنیت کودکانشان هستند ، هیچکس عمدا کودکش را ترسو ، کمرو ، سهل انگار یا بی نزاکت با رنمی آورد .با این حال بسیاری از کودکان درمرحله رشدشان خصوصـیاتی نامطلوب کسب می کنند واز داشتن احساس اطمینان وامنیت بازمی مانند ونمی توانند برای خودشان ودیگران احترامی قایل شوند . ما می خواهیم کودکان مودب باشند اما آنها بی ادب می شوند، می خواهیم مرتب وپاکیزه باشند اما در هم وبرهم وشلخته می شوند .

هدف از نگارش این مقاله کمک به والدین است تا اهدافی را که درمورد کودکانش دارند بشناسندو روشهایی برای جامه عمل پوشاندن به این اهداف به دست آورند. والدین با مشکلات معینی روبرو می شوند که برای از میان برداشتن این مشکلات راهها وروشهای ویژه ای وجود دارد . پند واندرزهای پیش پا افتاده و قدیمی هیچ کمکی به والدین نمی کنند ، پند واندرزهایی همچون « بچه ات را بیشتر دوست داشته باش » ، « بیشتر به او توجه نشان بده » و « فرصت بیشتری به او بده »

امروزه اساس روش جدید برقراری ارتباط با کودکان را دو چیز تشکیل می دهد: احترام ومهارت : این روش جدید مستلزم این است که              ( الف ) پیامها نباید به حس احترام کودک لطمه ای وارد سازند ، همانگونه که به حس احترام والدین نباید لطمه بزنند و ( ب ) ابتدا بایستی تفاهمی متقابل بین والدین و کودک ایجاد شود و فقط پس از ایجاد این تفاهم است که پند و اندرز ، راهنمایی و آموزش مطرح می شود. وقتی کودک در اوج احساسات شدید خود قرار دارد گوشش به کسی بدهکار نیست . او نمی تواند پند واندرز یا سخنان تسلی بخش یا انتقاد سازنده را بپذیرد. او ازما می خواهد که درکش کنیم وآن چه را که درآن لحظه بخصوص ازدرونش می گذرد احساس نمائیم . علاوه براین او می خواهد بدون اینکه مجبورباشد تمام تجربیات درونی اش را برایمان بازگو کند مورد درک ما واقع شود . درواقع این یک نوع بازی است که او دراین بازی فقط اندکی از احساسش را برای ما آشکار می کند ومحتاج آن است که باقی را خودمان حدس بزنیم . وقتی به کودک بگوئیم ( این احساسی که داری خوب نیست ) ویا اورا متقاعد کنیم که او هیچ دلیلی برای احساس خود ندارد .) نخواهیم توانست احساس ناراحتی شدید او را از بین ببریم . ممنوع اعلام کردن بیان احساس ناراحتی شدید، این احساس را از بین نمی برد ، زمانی از احساس این ناراحتی شدید کاسته می شود وزمانی آزاردهندگی اش را از دست می دهد که والدین این احساس کودکشان را با حس تفاهم وهمدردی بپذیرند وآن را انکارنکنند.

هنگام صحبت کردن با کودکمان به چند اصل مهم رگفتگوها توجه کنیم:

از حادثه تا رابطه : وقتی کودک در باره ی حادثه ای صحبت می کند و یا درباره آن سوالاتی می پرسد غالباً بهتراست که به خودآن حادثه نپردازیم ، بلکه به رابطه مان که کودک بدان اشاره می کند ،پاسخ دهیم .

ازحادثه تا احساسات : وقتی کودک درباره ی حادثه ای صحبت می کند گاهی بهتر است به خود حادثه نپردازیم ، بلکه به احساساتی که بدان مربوط می شوند پاسخ دهیم.

ازکلی به جزئی: وقتی کودک اظهار نظری درباره ی خودش می کند ، غالباًمطلوب است که با توافق یا عدم توافق پاسخ ندهیم ،بلکه درپاسخمان به این اظهار نظر ازجزئیاتی استفاده کنیم که کودک را متوجه درکی ماورای آنچه که انتظار داشت ، بسازیم

وقتی کودک نظری منفی درباره ی خودش بیان می کند ، انکارها و اعتراضات  ، کمک قابل ملاحظه ای به او نخواهد کرد . آنها فقط باعث خواهند شد که کودک بیشتر بر عقیده اش اصرار ورزد و شدید تر از پیش آن را بیان

کند . بهترین کمک ما به او این است که به او نشان بدهیم  ، نه تنها احساس کلی او را درک می کنیم ،  بلکه از جزئیات مفاهیم این احساس هم آگاهیم .

بیان دمدمی مزاجی : کودکان در آن واحد هم از ما متتفرند و هم ما را دوست دارند . آنها نسبت به پدر و مادر و همه افرادی که در زمینه ای صاحب اختیار آنها هستند مثل مربیان مهد کودک یا معلمین پیش دبستانی  ،دو گونه احساس دارند . والدین نمی توانند احساس دمدمی مزاجی کودکشان را به آسانی بپذیرند.. والدین چنین فکر می کنند که انسان باید ا ز لحاظ ذاتی عیب و ایرادی داشته باشد که نسبت به مردم احساس دو گانه داشته باشد . به خصوص نسبت به اعضای خانواده اش . ما می توانیم یاد بگیریم که وجود احساسات دمدمی مزاجی را در خودمان و کودکانمان بپذیریم . برای اینکه نگذاریم بیخود و بی جهت ناسازگاری و تضاد به وجود آید  ، باید کاری کنیم که کودکان بدانند که این قبیل احساسات  ، نرمال و طبیعی به حساب می آید ما می توانیم قسمت زیادی ا ز احساس گناه و اضطراب کودک را کاهش دهیم . اگر درباره احساس دمدمی مزاجی کودک  ، با لحنی ملایم و خالی ا ز انتقاد اظهار نظر کنیم ، برای او مفید واقع شده ایم و به او کمک کرده ایم زیرا این برخورد، به آنها نشان می دهد که حتی احساسات  درهم و برهم  آنها هم قابل درک هستند و ما ورای فهم، نیستند .

آنچه که در درون بشر می گذرد بسیار پیچیده و بغرنج است و طبق این پیچیدگی درونی ، این احتمال وجود دارد که آنجا که عشق و محبت هست ، مقداری هم نفرت یافت شود ، آنجا که تعریف و تمجید وجود دارد ، مقداری هم حسادت می توان یافت ، آنجا که فداکاری و ا زخود گذشتگی هست ، مقداری هم عداوت و دشمنی وجود دارد و آنجا که موفقیت و کامیابی وجود دارد مقداری هم نگرانی از آینده هست . انسان بایستی دانایی و معرفت زیادی داشته باشدکه درک کند که همه احساسات بشری بر حق هستند  چه احساسات خوب و چه احساسات بد و چه احساسات دمدمی مزاجی .

تمجید و انتقاد : ا ز کارهای موفقیت آمیز کودک تمجید کنیم یا ا ز شخصیت او؟ بسیاری براین باورند که تمجید ا ز کودک سبب می شود تا او اعتماد به نفس پیدا کند ونیز احساس امنیت داشته باشد وخود را در امان بداند اما عمق تمجید ممکن است ، باعث پدید آوردن بحران عاطفی وبد رفتاری بشود .

تمجید مطلوب و تمجید نا مطلوب : تمجید فقط باید با تلاش ها و کارهای موفقیت آمیز کودک سرو کار داشته باشد نه با صفات شخصی و شخصیتی او . اظهار نظرهای ما بایستی به طریقی مطرح شوند که کودک ا ز آنها نتیجه گیری مثبتی درباره ی شخصیتش بکند . تمجید ا ز دو بخش تشکیل می شود : گفتار ما و نتیجه گیری کودک . گفتار ما باید به طور واضح نشان بدهد که تلاش ، کار، موفقیت، یاری، توجه و یا آفرینش های او را ا رج می نهیم . گفتار ما بایستی شبیه یک پرده نقاشی سحرآمیزباشد که کودک فقط بتواند تصویری مثبت ا ز خودش بر روی آن بکشد . این مورد ا ز نمونه های زیر نشان داده شده است .

تمجید مفید : « ممنونم که ماشین را شستی . حالا باز هم نو به نظر می رسد .» نتیجه گیری احتمالی کودک : « من کار خوبی انجام دادم . ا ز کارم قدر دانی کردند.»

تمجید غیرمفید : « تو یک فرشته ای .»

این قبیل اظهارنظرها ی توصیفی و نتیجه گیری های مثبت کودک ، پایه های اساسی و حیاتی سلامت روانی کودک را تشکیل می دهند .کودک صحبت های مارا درمورد خودش  بعدها در سکوت مجددا ، بازگو می کند .اظهار نظـرهای واضح و مثبتی که کودک در درون خود تکرار می کند ، تا حد زیادی تعیین کننده نظر خوب او نسبت به خودش و دنیای پیرامونش هستند .

انتقاد سازنده و انتقاد مخرب : انتقاد چه زمانی سازنده است و چه زمانی مخرب ؟ انتقاد سازنده نشان می دهد که کار چگونه باید انجام شود . در انتقاد سازنده ، اظهار نظرهای منفی در باره ی شخصیت کودک کاملاً حذف می شوند . وقتی کارها به طور اشتباه انجام می گیرند و خوب پیش نمی روند ، زمان مناسبی نیست که کودکی که کار را درست انجام نداده ، درباره ی شخصیتش آموزش بدهیم . در این زمان بهترین کار این است که فقط با خود حادثه برخورد کنیم نه با آن شخص . کودکان می توانند ا ز اتفاقات نا گوار اما نا چیزی که روی می دهد ، ارزش های اصلی را یاد بگیرند . کودک ضرورتاً باید ا ز والدینش بیاموزد که کدام اتفاقات صرفاً  نا خوشایند و رنجش آورند و کدام اتفاقات غم انگیز و کدام فاجعه آمیز .

چگونه ا ز خشم خود استفاده کنیم ؟ خشم برای والدین احساس گرانبها و با ا رزشی است ، برای آنکه ا رزشی که خشم دارد ، تمام و کمال به دست آید ، بایستی ا زآن سودجست . خشم نباید طوری به کار گرفته شود که وقتی ابراز شد ، شدت آن افزایش یابد ، بلکه باید بینشی در کودک ایجاد کند و هیچ زیانی بر طرفین وارد نیاورد .

سه مرحله برای تثبیت اثر خشم :  برای اینکه خودمان را در اوقـات صلح و آرامش ، برای اوقات فشار و سختی آماده سازیم ، بایستی از حقایق زیر آگاه باشیم :

  باید این واقعیت را بپذیریم که کودکان گاهی باعث خشمگین شدن ما خواهند شد .

2ـ ما حق داریم که از خشم استفاده کنیم ، بدون اینکه احساس گناه و یا شرمساری کنیم.

3ـ ما حق داریم که احساسمان را بیان کنیم ، مگر زمانی که از این طریق آسیبی به کسی برسد . ما می توانیم احساسات خشم آمیزمان را بروز دهیم ، با این شرط که به شخصیت و وجود درونی کودک بی حرمتی نکنیم.

" بقیه مطلب را در شماره بعد پیگیری کنید"

نویسندگان : عباس موحدی - مریم کاظمی مریم منتظری ( کارشناسان سلامت کودکان، گروه سلامت خانواده وجمعیت  معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان )

منابع:

1)   استن هاوس، گلن . پرورش اعتماد به نفس در کودکان . ترجمه بهار ملکی ، تهران : انتشارات ققنوس ، چاپ اول ،1374.

2)   هایم جی ، گینات . رابطه بین والدین و کودکان . ترجمه سیاوش سرتیپی ، تهران  :انتشارات اطلاعات ، چاپ شانزدهم ،1384.

3)  آدل، هابر؛ آلین ، مازلیش .خواهر و برادرهای سازگار. ترجمه سهیلا ابوالهدی ، تهران : انتشارات رشد ، چاپ دوم ،1383.

پرورش سلامت روان در کودکان ، قابل دسترس درhttp://www.niksalehi.com

[ ۱۳۸۸/٤/٤ ] [ ٩:٤۱ ‎ق.ظ ] [ حسینعلی ستوده ]

[ نظرات () ]