فصلنامه افق طلائی سلامت

معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی زابل

ارتباط متقابل والدین وفرزندان (2)

ا ز الگوهای متناقض حذرکنیم. الگوهای معینی که برای برقراری ارتباط با کودکان به کار می رود تقریباً  همیشه متنا قض هستند ، یعنی بر عکس هدف و منظور ، نتیجه می دهند. این الگو نه تنها ما را در دستیابی به اهداف دراز مدتمان یاری نمی کنند ، بلکه غالباً خرابکاری هم در خانه به وجود می آورند . الگوهای متناقص در تربیت کودک شامل


این موارد می شود : تهدیدها ، رشوه ها ، وعده ها ، لحن نیشدار و طعنه آمیز ،موعظه و سخنرانی در بارهء دروغگویی و دزدی و آموزش ادب و احترام و......

الف)برخورد با دروغگویی و عدم صداقت کودک : نبایستی کودک را تحریک کرد تا برای دفاع ا ز خودش دروغ بگوید .وقتی کودک دروغ  می گوید واکنش ما نباید غیراخلاقی و دارای هیجان شدید باشد ، بلکه باید واقعی و دور از احساس باشد . ما می خواهیم کودکمان بداند که نیازی ندارد به ما دروغ بگوید.

ب)دزدی : برای بچه های خردسال ، به خانه آوردن چیزهایی که مال خودشان نیست ، امری عادی به حساب می آید. وقتی دزدی کشف می شود ، این نکته اهمیت دارد که از نصیحت کردن و نمایش اجرا کردن پرهیز کنیم . کودکی را که دزدی کرده است می توان بدون اهانت به شخصیت او ، به راه راست هدایت کرد . توجه به این نکته ، مهم است که از «دزد» و «دروغگو» نامیدن کودک پرهیز کنیم و یا برای او پیشگویی نکنیم که آخر و عاقبت بدی در انتظارش هست . مفید نیست که ا ز کودک بپرسیم : «چرا این کار را کردی ؟» او شاید خودش نداند که محرک و انگیزه اصلی این کارش چه بوده و پافشاری مادربرای اینکه بگوید « چرا؟ » فقط سبب خواهد شد که کودک دروغی دیگر بگوید .

ج)آموزش ادب : ادب هم یک صفت تشخیصی است و هم یک مهارت اجتماعی ادب از این طریق کسب می شود که کودکان از والدین خود همانندسازی می کند و نیز از راه تقلید از والدین به دست می آید . تحت تمام شرایط ، ادب باید مودبانه به کودک آموخته شود . با این حال والدین بارها و بارها ادب را با بی ادبی و بی احترامی به کودک یاد می دهند ، وقتی کودک فراموش می کند که بگوید « متشکرم » والدین آن را در حضور دیگران به او گوشزد می کنند ، که این کار خودش بی احترامی است. والدین شتابان به کودکشان یاد آوری می کنند که بگوید خداحافظ  حتی قبل ا ز اینکه خودشان خداحافظی کرده باشند.

د)مسئولیت و استقلال در کودکان : والدین در همه جا به دنبال راه هایی برای آموختن مسئولیت به کودکان هستند . در بیشتر خانه ها ، انتظار می رود که سپردن مسئولیت کارهای روزمره به کودک راهی برای این مشکل باشد. والدین بر این باورند که انجام وظایف روزانه احساس مسئولیت را در فرزندانشان پایه ریزی می کند ، انجام کارهای کوچکتراگرچه عملاً برای اداره ی خانه مهم هستند ، ولی شاید هیچ تاثیر مثبتی در ایجاد احساس مسئولیت در کودکان نداشته باشند. پا فشاری در اجرای تحمیلی کارهای روزمره تاثیرنامطلوبی در شکل گیری شخصیت کودک برجای می گذارد.

ه)حق بیان و حق انتخاب: کودکان با احساس مسئولیت ذاتی به دنیا نمی آیند و در یک دوره ی سنی معین نیزآن را خود به خود کسب نمی کنند . احساس مسئولیت به تدریج و پس از سالهای طولانی به دست می آید . آموزش مسئولیت را می توان از سنین اولیه کودکان آغاز کرد . مسئولیت وقتی پرورش می یابد که بر اموری که برکودکان اثرمی گذارند، به آنان اجازه دهیم نظرشان را بیان کنند و هرجا که لازم می بینیم ، بگذاریم انتخاب کنند .اینجا تفاوتی سنجیده باید بین حق بیان و حق انتخاب قایل شد .بعضی موارد هستند که در قلمرو مسئولیت کودک قرار دارند و در چنین اموری است که باید اجازه بدهیم کودک خودش انتخاب کند . بعضی ا ز مسائل نیز هستند که در آسایش و رفاه کودک تاثیر دارند واین امور به طور اختصاصی در قلمرو مسئولیت ما قرار دارند. درچنین مواقعی باید بگذاریم کودک نظرش را بیان کند، اما ، ما انتخاب را برای او انجام می دهیم .در ضمن اینکه به او کمک می کنیم تا این موارد اجتناب ناپذیر را بپذیرد . حال چیزی که بدان نیاز داریم و ضروری است ، مشخص کردن این دو قلمروی مسئولیت است.

ی)انضباط : کودکان به تعریف مشخصی از رفتار قابل قبول و رفتار غیرقابل قبول نیاز دارند . آنها با آگاهی از مرزهای رفتار قابل قبول احساس امنیت بیشتری می کنند . می توانیم رفتارکودکان را در سه ناحیه مشخص شده با رنگ های سبز ، زرد و قرمز تقسیم کنیم . ناحیه ی سبز شامل رفتاری می شود که مطلوب و مورد تایید است . دراین ناحیه «بله» ما آزادانه و با دلپذیری بیان می شود . ناحیه ی زرد رفتاری را شامل می شود که مورد تایید نیست  ولی به دلایلی خاص تعمق می شود ناحیه ی قرمز شامل رفتاری  می شود که به هیچ وجه قابل تحمل نیست و باید ا ز آن جلوگیری کرد . رفتاری که سلامت جسمانی ، رفاه مالی و آسایش خانواده را به خطر می اندازد جزو این ناحیه به شمار می آید.

همچنین ، رفتاری که قانون، اصول اخلاقی یا آداب اجتماعی ، آن را ممنوع دانسته ، در این ناحیه وجود دارد . نخستین شرط برای ایجاد انضباط در کودکان و زندگی راحت تر برای والدین ، فراهم آوردن محیطی مناسب برای تخلیه ی انرژی نهفته در بدن کودک است که این مورد بارها نادیده گرفته شده است .

ز)کتک زدن والدین توسط کودکان: هرگز نباید به کودک اجازه داد که والدین خود را بزند . این قبیل حملات بدنی ، هم برای کودک و هم برای والدین زیان آورند . این حملات سبب می شود که کودک نسبت به مقابله به مثل والدین احساس وحشت و نگرانی بکند. این حملات سبب می شود که والدین احساس خشم و نفرت بکنند . برای آنکه کودک احساس گناه و نگرانی نکند و برای اینکه والدین بتوا نند ا ز لحاظ احساسی نسبت به کودک مهربان باقی بمانند، لازم است که کودک ا ز زدن دیگران منع شود . محدودیتی که کودک را از زدن والدین خود منع می کند ، تحت هیچ گونه شرایطی نباید تغییر کند، تعلیم و تربیت موثر کودک براساس احترام متقابل بین والدین و کودک استوا ر است بدون اینکه والدین نقش الگو را ا ز دست بدهند .

و)تنبیه بدنی: یکی ا ز بدترین آثار تنبیه این است که شاید در تکامل، وجدان کودک دخالت کند . تنبیه احساس گناه را به راحتی ا ز میان می برد . کودکی که برای بد رفتاری خود تاوان داده است ، اکنون برای تکرار آن مانعی درپیش نمی بیند . گاهی اوقات ، کودکان والدین خود را برمی انگیزند که آنها را تنبیه کنند . ما باید در کنترل گناه و خشم کودکی که خواستار تنبیه است، کمک کنیم ، نه اینکه خواسته او را برآورده سازیم . در برخی مواقع ، پافشاری های کودک را باید بدون انتقاد پذیرفت . در برخی مواقع، با بحث آشکار درباره ی بد رفتاری ها می توان گناه و خشم را کاهش داد . اما باید محدودیت هایی در رفتار او قایل شد وسپس پا فشاری های کودک را به سمت راه های گریز معلوم وقابل قبولی هدایت کرد. وقتی راه های بهتری برای بیان گناه و خشم در اختیار کودک قرار گیرد و وقتی والدین راه های بهتری برای تعیین و تحمیل محدودیت ها یاد بگیرند ، نیاز به تنبیه بدنی نیز کاهش خواهد یافت.

ذ)حسادت: در زندگی یک کودک کم سن و سال ، ورود بچه ی دوم بحران درجه یک به حساب می آید. مدارفضایی او ناگهان تغییر کرده است و او در جهت یابی و هدایت کشتی خود محتاج یاری والدین است . برای اینکه به جای احساساتی بودن صرف ، کمک کننده باشیم ، باید ( ستاره) خود و احساساتش را بشناسیم و درک کنیم . بهترین روش در اعلام این رویداد خجسته به کودک خردسال ، این است که ا ز توضیحات طولانی و توقعات ساختگی بپرهیزیم . ما به عنوان پدر و مادر نمی توانیم به کودک اجازه بدهیم که نسبت به برادر یا خواهرش قلدری کند . از حملات آزار دهنده  ، چه بدنی و چه لفظی ، بایستی جلوگیری بعمل آورد، زیرا این حملات هم به شخص مهاجم و هم به شخص قربانی آسیب می رسانند و هر دوی آنها احتیاج به مراقبت ما دارند . ما کودکان خود را به طور یکسان دوست نداریم و نیازی هم نداریم که این طورظاهرسازی کنیم. ما هریک ا ز کودکانمان را جداگانه دوست داریم و نیازی نیست که خود را زحمت دهیم تا این دوست داشتن را از معرض دید کودکان دیگرمان پنهان سازیم . ما هرچه قدر که هوشیاری به خرج میدهیم تا ا ز فرق گذاری آشکار بین کودکان خود جلوگیری کنیم ، به همان اندازه ،تک تک آنها در کشف نمونه های آشکار نا برابری هوشیار می شوند . بدون اینکه خودمان بخواهیم خود را در حالت دفاعی برضد فریاد جنگ کودک می یابیم . همان فریاد « عدالت نیست».

بیایید درگیر بگو مگوهای بی پایان درباره ی اینکه تصمیمات ما منصفانه اند یا غیر منصفانه نشویم . و گذشته ا ز همه این موارد ، بیایید به خاطر با انصاف بودن ، علاقه و محبت و عشقمان را تقسیم و سهمیه بندی نکنیم . بیایید در مورد هر کودک طوری عمل کنیم که او یگانگی و جداگانه بودن رابطه مان را دریافت کند نه منصفانه و یکسان بودن  آن رابطه را .

بحث و نتیجه گیری :

 چه کار می توانیم بکنیم تا کودک را در شناختن احساساتش یاری دهیم ، برای جامه عمل پوشاندن به این خواسته ، ما می توانیم آینه ای برای احساسات او باشیم و این احساسات را منعکس سازیم . کودک از مشکل فیزیکی خود با نگاه کردن به آینه آگاه می شود و وقتی ما احساسات او را منعکس کنیم او این انعکاس احساسات خودش را خواهد شنید و از آنها هم آگاه خواهد شد . عمل آینه این است که تصویر را همان گونه که هست منعکس می کند ، بدون اینکه در این انعکاس تصویر، تملق کندیا مرتکب اشتباه شود .

وظیفه ی یک آینه ی عاطفی این است که احساسات را همان گونه که هستند منعکس سازد ، بدون اینکه آنها را تحریف کند و ا ز حالت اصلی شان خارج سازد . وقتی تصویر ، چه در آینه شیشه ای و چه در آینه احساسی آشکار و واضح باشد ، فرصتی پیش خواهد آمد تا صاحب این تصویر به طور ابتکاری خودش را بیاراید و تغییر دهد . راه حل های ارائه شده در این مقاله فقط زمانی می توانند ا ز بار وظایف پدر و مادر بودن بکاهند که به وقت و به طور مناسب به کار روند ودر به کارگیری آنها والدین راه حلها را با موقعیت ها تطبیق دهند ، کودکان دربرابر خواسته های ما به طور یکسان واکنش نشان نمی دهند . هریک واکنش های خاص خودشان را دارند:

  برخی ا ز کودکان خواسته های ما را می پذیرند ، آنها به آسـانی تغـییر دادن عادات و روابطشـان را قبول می کنند . برخی دیگراز کودکان ، که محافظه کارترند ، تا ما اعتراض نکنیم و یاد آور نشویم ، دست به تغییر عادات و رفتارهایشان نمی زنند . برخی دیگرهم آدم های مرتجعی هستند : آنها به طور جدی درمقابل هرگونه نظم نوین در زندگانیشان مقاومت می کنند . به کارگیری آگاهانه و عاقلانه روش های جدید بایستی جوهراساسی شخصیت وخلق و خوی کودک را نادیده باقی نگذارند.

در روابط بشری، سرانجام کاربه وسایل انجام کار ونتیجه کاربه روند انجام کار بستگی دارد . شخصیت و منش کودک فقط زمانی شکوفا می شود و پیشرفت می کند که روش های تربیت کودک مبنی برحس و احترام و همدردی باشند امید این است که این روش نوین درتعلیم و تربیت کودک ، باعث شود که والدین در رابطه تحریک آمیز و حساس بین خود و کودک ، حساسیت عمیق تری نسبت به احساسات کودکشان پیدا کنند و بیش ا ز پیش جوابگوی نیازهای کودک باشند.

پس به تقویت اعتماد به نفس در کودکان بپردازیم .کودکان معمولاً اعتماد به نفس پایینی دارند . هرمشکلی که باعث سردرگمی آنها شود موجب رفتارهای تدافعی درآنها خواهدشد ودر نهایت دلزدگی وتسلیم را در پی خواهدآورد ، اما در فضایی که تشویق همراه با احترام متقابل باشد ، اعتماد به نفس و قدرت تفکر خلاق در کودک رشد می کند و تقویت می شود . کودکان ممکن است ا ز جمله غیرارادی و بی احساس « خوب است ، عزیزم » پیام ، مایوس و دلسرد کنندهء اینکه ما در واقع علاقه ای به موفقیت آنان نداریم را دریافت کنند ، یا اینکه می توانند کلمات شما را به عنوان تلاشی برای دلداری دادن به آنها به خاطر کاری که به درست انجام ندادنش اطمینان ندارید تعبیر کنند . احتمال اینکه این گونه پیام ها ، پایه های اعتماد به نفس کودکان را متزلزل سازد ، بیش ا ز این است که آنها را تقویت کند . هنگامی که کودک مهارت تازه ای را کسب می کند ( مثل نقاشی و شنا و........ ) ، قدردانی بزرگسالان از تلاش و پیشرفت کودکان می تواند در مواقعی که آموزش اندکی مشکل تر می شود به آنان انگیزه دهد و در نتیجه سبب ایجاد اعتماد به نفس درکودک خواهد شد ، تشویق ، تامین کننده نیروی روانی کودکان برای ادامه راهی است که در پیش گرفته اند.

 سعی کنید در زمینه رسیدگی و تامین تغذیه مناسب ، ایمن سازی بدن و فراهم کردن امکانات ورزشی و غیره محیط امن و اجتماعی را برای فرزندتان فراهم کنید ، از مراحل رشد کودک آگاهی پیدا کنید تا بیش ا ز حد و یا کمتر ا ز حد لازم ا ز او انتظار نداشته باشید .

 این نکته بسیار حائز اهمیت است که فرزندتان را تشویق کنید احساسات خود را ظاهر کند . اجازه دهید بداند که همه افراد ، درد ، ترس ، خشم و اضطراب را تجربه می کنند . به او کمک کنید عصبانیت خود را به گونه ای مثبت  ظاهر کند بدون آنکه متوسل به خشونت شود. احترام و اعتماد متقابل را ایجاد کنید . صدای خود را برای او بلند نکنید و حتی زمانی که با او توافق ندارید ، راهای ارتباطی را باز نگه دارید . به حرفهای فرزندانتان خوب گوش دهید . از کلمات و اصطلاحاتی استفاده کنید که برای او قابل فهم باشد . او را به سوال کردن ترغیب نمایید. کاری کنید با شما راحت باشد و مایه دلگرمی اش باشید. تمایل خود را برای صحبت در باره هر موضوعی با او ، نشان دهید . مشوق او در زمینه ی رشد استعدادهایش باشید و به او کمک کنید محدودیت های موجود را بپذیرد . براساس توانایی ها و علائقش در تعیین اهداف یاریش کنید .

موفقیت های او را تحسین کنید . توانایی های او را با توانمندی های سایر کودکان مقایسه نکنید . او را منحصر به فرد بدانید . ا ز اینکه وقت خود را صرف او کنید دریغ ننمائید . استقلال و خود ارزشی را در او پروش دهید . در رویا رویی با فرازو نشیب های زندگی او را یاری کنید ، بدانید که تربیت کردن به معنای تنبیه نیست ، کودکان با یکدیگر متفاوتند سعی کنید بفهمید چه روشی برا ی کودک شما مناسب است ، بدون توجه به خواسته های فرزندتان ا ز رفتارهای تربیتی دیگران تقلید نکنید . به او کمک کنید ا ز اشتباهاتش درس بگیرد . ا رزش عذرخواهی برای اشتباه  مرتکب شده ، همکاری ، صبر ، بخشش و احترام به دیگران را به او بیاموزید .

بهداشت روانی همه کودکان حائز اهمیت است . بسیاری از کودکان دچار مشکل سلامت روان هستند این مشکلات واقعی و دردناکند و ممکن است شدید باشند . با این حال مشکلات فوق قابل تشخیص ودرمانند. توجه خانواده ها و عملکرد اجتماع به همراه هم می تواند به رفع این مشکل کمک کند.

نویسندگان : عباس موحدی مریم کاظمی مریم منتظری ( کارشناسان سلامت کودکان ، گروه سلامت خانواده و جمعیت معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان )

منابع:

1)   استن هاوس، گلن . پرورش اعتماد به نفس در کودکان . ترجمه بهار ملکی ، تهران : انتشارات ققنوس ، چاپ اول ،1374.

2)   هایم جی ، گینات . رابطه بین والدین و کودکان . ترجمه سیاوش سرتیپی ، تهران  :انتشارات اطلاعات ، چاپ شانزدهم ،1384.

3)  آدل، هابر؛ آلین ، مازلیش .خواهر و برادرهای سازگار. ترجمه سهیلا ابوالهدی ، تهران : انتشارات رشد ، چاپ دوم ،1383.

4)  پرورش سلامت روان در کودکان ، قابل دسترس درhttp://www.niksalehi.com.

[ ۱۳۸۸/٦/۳۱ ] [ ۱۱:٥٩ ‎ق.ظ ] [ حسینعلی ستوده ]

[ نظرات () ]