فصلنامه افق طلائی سلامت

معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی زابل

مصاحبه

مصاحبه

بر اساس نظر سنجی بعمل آمده توسط دبیرخانه فصلنامه افق طلایی سلامت و درخواست همکاران مبنی بر مصاحبه با همکاران موفق در زمینه های کاری و زندگی بر آن شدیم تا دعوت همکاران گرامی را لبیک بگوییم لذا در این شماره به سراغ آقای محمد گل ملاشاهی تکنسین مبارزه با بیماریهای مرکز بهداشتی درمانی خمک رفتیم :

محمد گل صیاد ملاشاهی ، دیپلم ، تکنسین مبارزه با بیماریهای مرکز بهداشتی و درمانی خمک ، 22سال سا بقه کار ، 46 ساله ، متاهل و دراری سه فرزند 


1- از خودتان برایمان بگوئید از کودکی تا حال

به نام آن که جان را فکرت آموخت .

بنده محمد گل صیاد ملاشاهی ؛ 46 ساله ؛ متاهل ؛ دارای مدرک دیپلم و سه فرزند دارم.

بنده در سال 1342 در یک خانواده روستائی متولد شدم . شغل پدرم کشاورزی و دامداری بوده من نیز از همان ابتدای کودکی در کارهای کشاورزی و دامداری به پدرم کمک می کردم دوران ابتدایی و راهنمایی را در روستای خمک شهرکی مشغول تحصیل بودم و دوران دبیرستان را در زهک تحصیل نمودم در سال آخر دبیرستان به دلیل مشکلات مالی خانواده تحصیل را رها و به خدمت سربازی رفتم پس از خدمت از سربازی در سال 1365 با دختر عمویم که بهورز خانه بهداشت خمک بود ازدواج و یک سال بعد براساس نیاز خانه بهداشت خمک به بهورز مرد بنده ثبت نام و در امتحان پذیرش بهورز با حداکثر نمره قبولی را کسب و به عنوان بهورز در آموزشگاه بهورزی شهرستان زابل مشغول به تحصیل شدم .

از جایی که علاقه خاصی نسبت به مسائل بهداشتی داشتم جزء بهورزان برتر آموزشگاه بودم سعی داشتم همیشه در همه امور بهداشتی و درمانی و در همه کارها پیش قدم باشم و هر کاری که به من محول می شد سعی داشتم به بهترین نحو آن را انجام دهم و این خود یکی از رمزهای موفقیت در کارم بود در حین خدمت در خانه بهداشت موفق به دریافت دیپلم علوم تجربی شدم و چون در کارم موفق بودم در سال 1376 به عنوان بهورز نمونه شهرستان به تهران اعزام و از طرف وزیر وقت بهداشت و درمان لوح تقدیر دریافت نمودم .

در سال 1381 تقاضای تغییر عنوان کردم و از جایی که مسئولان وقت از نحوه خدمتی ام رضایت داشتند به عنوان تکنسین مبارزه با بیماریها با تغییر عنوانم موافقت و در مرکز بهداشتی درمانی خمک مشغول خدمت گردیدم .

2- آیا شغل دومی دارید ؟

شغلی که درآمد زا باشد نه ولی در امور کشاورزی و دامداری با برادرم که کشاورز است کمک می کنم  از این طریق از محصولات کشاورزی و دامداری استفاده می کنم .

3- اگر شغل بهتری از این شغل پیدا شود چه می کنید؟

چون به کارم در سیستم بهداشتی کشور ایمان دارم افتخار می کنم و فکر شغل دومی را تا به حال نکردم .

4- چه چیز باعث می شود که فعالیت کاریتان بیشتر شود ؟

زمانی که احساس می کنم افرادی که برای آنها خدمت می کنم روش چگونه زیستن را می دانند و زندگی سالمی دارند و افرادی را می بینم که روزی کودکی بودند که بنده مراقبتهای بهداشتی آنها را انجام می دادم و در حال حاضر افراد سالم و بعضی از آنها در بهترین پستها مشغول خدمت هستند و یا عده ای از آنها در حال حاضر به عنوان پزشک با ما مشغول خدمت هستند بیشتر احساس آرامش کرده و در کارم جدی تر می شوم .

5- انتظار چه میزان حقوق را دارید ؟

با توجه به شرایط سخت زندگی و بالا رفتن هزینه های زندگی انتظار حقوقی را دارم که بتوانم آبرومندانه در جامعه زندگی کنم .

6- آیا به کار تیمی و هماهنگی علاقه مند هستید ؟

شدیداً به کار گروهی علاقه مند هستم و علت موفقیت خود را در کارهای گروهی و تیمی میدانم .

7- دوست دارید رئیس با شما چگونه باشد ؟

من نقش رئیس را به عنوان راهنما و حمایت کننده قبول دارم و انتظار دارم مسئول نسبت به من رفتار مناسب توام با راهنمایی و ارشاد داشته باشد

8- مهمترین ضعف

مهمترین ضعف بنده این است که زود ناراحت و عصبانی می شوم ولی از افرادی هستم که موقعی که متوجه اشتباهم شدم از عمل خود احساس پشیمانی می نمایم و از بهترین رفتارم این است که زود با افراد ارتباط برقرار می نمایم .

9- هدفتان از کارکردن چیست ؟

هر انسانی برای بقای خود احتیاج به کارکردن دارد من علاوه بر اینکه از طریق کارکردن دارم امرار معاش می نمایم خوشحالم از اینکه به مردمی خدمت می کنم که خودم از آنها هستم و سلامت آنها ارتباط مستقیم به سلامت خانواده و فامیلم و جامعه ام دارد .

10- آیا در عرصه سلامت احساس مفید  بودن می کنید ؟

بنده چون به مسائل بهداشتی و برنامه های بهداشتی ایمان دارم و روزانه شاهد بهتر شدن وضعیت بهداشتی مردم منطقه خود هستم از کار خود به عنوان فردی که در امر آموزش سلامت جامعه فعالیت دارد احساس رضایت دارم .

من چون به کار بهداشتی  علاقه مند بودم حتی در ساعات غیر اداری نیز نسبت به آموزش افراد اقدام می نمودم بطوری که در یکی از روزهای سرد زمستان که بنده متوجه شدم که یک مادر باردار از جمعیت تحت پوشش ام که ساکن روستای قمر بود زایمان نموده از یکی از فرزندان حال مادرش را پرسیدم به من گفت که مادرش حدود ساعت 11 زایمان نموده ولی حال خوبی ندارد بلافاصله به منزل آن زن رفتم در حین صحبت کردن با مادر و گرفتن شرح حال متوجه شدم که مادر خون ریزی شدیدی دارد بطوری که مادر اظهار می داشت که دچار تاری دید شده فوراً با شوهرش صحبت نمودم و بوسیله یک وانت مادر را به بیمارستان شهرستان زابل رساندیم در بیمارستان پزشکان بلافاصله به مادر خون تجویز نموده و گفتند که اگر این زن دیرتر به بیمارستان آورده می شد به علت خون ریزی شدید از دنیا      می رفت . اینجا بود که بنده به عمق خدمت در واحدهای بهداشتی  پی بردم و خدا را شکر کردم که در طول خدمت حداقل باعث زنده ماندن دو انسان شده و از فرو پاشی زندگی یک خانواده هفت نفری جلوگیری کردم .

11- آیا حرف دیگری دارید؟

در پایان از کلیه همکارانیکه در سنگر بهداشت و در خط مقدم جبهه بهداشت و سلامت جامعه خدمت می نمایند و از کلیه کسانی که در این جبهه ما را راهنمایی و ارشاد می نمایند ممنون هستم و از  ایزد منان برای همه آنان تقاضای سلامتی و تندرستی می نمایم .

[ ۱۳۸٩/۱/٢٢ ] [ ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ ] [ حسینعلی ستوده ]

[ نظرات () ]