فصلنامه افق طلائی سلامت

معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی زابل

عقب ماندگی ذهنی و راههای پیشگیری

عقب ماندگی ذهنی و راههای پیشگیری

تهیه و تنظیم : شیرین شهریاری (کارشناس بهداشت روان )

منابع و ماخذ :

1. احمدوند، محمدعلی.(1380). روان شناسی کودکان استثنایی. تهران : انتشارات دانشگاه پیام نور.
2. افروز، غلامعلی. (1362). آموزش و پرورش کودکان استثنایی. تهران : انتشارات دانشگاه تهران.
3. افروز، غلامعلی. (1376). کودکان عقب مانده ذهنی. تهران : انتشارات دانشگاه تهران.
46. داورمنش، عباس. (1376). آموزش و توانبخشی کودکان معلول ذهنی. تهران : انتشارات نهال.

***********************************************
عقب ماندگی ذهنی ،به  عملکرد هوشی پایین تر از حد متوسط گفته می شود که در دوران رشد و تحول ظاهر می شود. عقب ماندگی ذهنی بر اساس میزان بهره هوشی از خفیف تا بسیار شدید (‌عمیق) ‌تعیین می گردد. و براساس شدت علائم مرضی،


از نظر پزشکی، و...طبقه بندی می شود.

در زمینه علل عقب ماندگی ذهنی دانشمندان ومحققان تا کنون به بیش از دو هزار علت اشاره نموده اند. در حالی که هنوز بسیاری از علل عقب ماندگی ذهنی ناشناخته مانده است.

 شایعترین تقسیم بندی ، علل آن را چهار گروه بیان نموده است :

هر کدام از این عوامل به تنهایی یا ترکیبی ، ممکن است موجب عقب ماندگی ذهنی در فرد شود. که در این قسمت تاثیر هریک را به اجمال بررسی می کنیم.

‌أ- عقب ماندگی به علت عوامل ارثی:

هرگونه اختلال ژنتیکی و کروموزومی که اغلب بصورت ارثی در خانواده ی پدری یا مادری کودک وجود دارد، در بوجود آمدن کودک با ضایعات و اختلالات حسی و حرکتی و ذهنی نقش موثری دارد . در واقع عوارض و مشکلات وراثتی باعث ایجاد اختلالات فراوان در رشد جسمی و ذهنی کودکان می گردد. گروهی از کودکان که بعلت نارسایی های ژنتیکی دچار عقب ماندگی ذهنی شده اند اغلب دارای اختلالات دیگری نیز می باشند . آن تعداد از نوزادان ناقص که مرده متولد می شوند اغلب به علت همین اختلالات ژنتیکی می باشد که نتوانسته اند در حالت طبیعی رشد و نمو کنند .

برخی دیگر بعلت مشکلات ژنتیکی در حالت وخیمی بدنیا می آیند نیاز فوری و شدیدی به مراقبت پزشکی دارند. کودکانی که بعلت اختلالات ژنتیکی دچار عقب ماندگی می شوند دارای خصوصیات جسمی و ذهنی یکسان نمی باشند. بطور مثال کودکان منگول که بعلت اختلال کروموزومی به دنیا می آیند و وجوه و خصوصیات مشترکی با هم دارند باز هم به طور یکسان نیستند.

‌ب- عقب ماندگی به علت اتفاقات دوران بار داری:

1. سیفلیس : نوعی بیماری است که توسط انگی بنام تره پونماپالیدوما که از را جفت عبور کرده و جنین را آلوده می کند. این بیماری برای جنین و رشد طبیعی آن بسیار خطر ناک است. ویروس سیفلیس علاوه بر ایجاد نارسایی هوشی در کودک،‌ ناهنجار های حسی و حرکتی، کوری، صرع، اختلالات قلب و عروق و مسائل روانی را نیز سبب می گردد.
2.  سرخجه : بیماری عفونی و ویروسی است که اگر در سه ماهه اول بار داری پدیدار شود ،‌ موجب نارسایی هوشی ، نابینایی، ناشنوایی و ... می شود. واکسن این بیماری باعث پیشگیری از ابتلاء به این بیماری شده و به دخترانی که قبل از ازدواج به سرخجه مبتلا نشده اند تزریق واکسن این بیماری توصیه شده است.

سایر عفونت ها ی ویروسی مانند تب خال ،‌آنفلوانزا ، اوریون و ... ممکن است آثار مختلف و ناهنجاری های گوناگون و نارسایی هوشی در کودک ایجاد کند.

3. عامل همخونی Rh : این عامل در ایجاد ناهنجاری های هوشی تاثیر فراوان دارد ، عدم تجانس عاملRh مادر و پدر اهمیت بسیاری دارد بویژه هنگامی که Rh مادر منفی و Rh پدر مثبت باشد. در بارداری اول مقداری از Rh مثبت جنین که از پدرگرفته داخل خون مادر می شود و در خون مادر ماده ضد Rh را می سازد که همین آنتی کور در زایمان های بعدی باعث خراب شدن خون جنین شده و بیماری کرن ایکتروس را به وجود می آورد که باعث رسوب املاح آهن حاصل از خراب شدن گلبول های قرمز کودک در سلول های مغز می باشد ، ‌یرقان حاصل از این بیماری باعث عقب ماندگی ذهنی ، فلج مغزی و ... می شود.

4. عوامل آسیب زا : این عارضه شامل عواملی است که اگر مادر در دوران بارداری در معرض آن ها قرار گرفته و یا مورد استفاده قرار دهد برای جنین مضر است ؛‌ مانند پرتو نگاری ( اشعه X ) ،‌مصرف دارو ها ( تالیدومید ) ،‌فلزات سنگین ( سرب و جیوه) و هورمون های جنسی ،‌کمبود ویتامین ها مخصوصاَ AوD و مصرف بیش از اندازه ویتامین ها از جمله A وK ، مصرف زیاد ویتامین D که باعث افزایش کلسیم در خون نوزاد می شود.

تاثیر اشعه X : قرار گرفتن مادران باردار به دفعات و به مدت طولانی در ماههای اول بارداری در معرض تابش اشعه X ( مخصوصاً به شکم و ناحیه لگن مادر) باعث اختلالاتی از قبیل عدم رشد جنین، کمبود وزن، عدم رشد مغز، میکروسفالی ، هیدروسفالی ، و نارسایی های هوشی و نقایص بدنی می شود.

تاثیر داروهای شیمیایی : مصرف هر دارویی بیجا در زمان بارداری مخصوصاً در سه ماهه اولیه بارداری ، اگر به مدت طولانی هم مصرف نشود خالی از ضرر نیست.

مسمومیت سرب : در مسمومیت شدید سرب نرخ مرگ و میر بالاست و آسیب دیدگی دایمی رواج کامل دارد. در بزرگسالان عوارضی چون کم خونی، دردهای حاد روده ای و بیماری های سیستم عصبی پیرامونی مشاهده می شود. در کودکان ممکن است آنسفالوپاتی ، عقب ماندگی ذهنی، صرع های قابل بازگشت و فلج مغزی رخ دهد.

5. اعتیاد : اعتیاد والدین به مشروبات الکلی موجب مسمومیت شده و ژن مسموم باعث نقص هوشی و ضعف عمومی در رشد طبیعی و ناهنجاری های حسی و حرکتی و گاهی سبب عقب ماندگی ذهنی و ناهنجاری های مغزی نیز می گردد. همچنین تحقیقات نشان می دهد که مصرف مواد مخدر به علت خاصیت تنگ کنندگی رگها که توسط نیکوتین اعمال می شود و وجود مونواکسید کربن موجود در سیگار، از عوامل موثر در به وجود آمدن نوزادان سبک وزن و نارس می باشد و نوزادان سبک وزن تر از حد طبیعی گاهی دچار بعضی از ناهنجاری های بدنی و ذهنی و عاطفی می گردند.

6. هیجانات مادر: هیجان های ناگهانی و شدید و یا دائمی مادر بر روی جنین تاثیر می گذارند علت این تاثیر، تغییرات اساسی بیوشیمیایی است که بخاطر چگونگی ترشح هورمونهای غدد داخلی در ارگانیسم مادر روی می دهد.مادرانی که دردوران بارداری با استرسها و مشکلات گوناگونی روبرو هستند ، این مشکلات در آنها ایجاد تنش می کندو نوزاد کم وزن متولد می شود.

7- سوء تغذیه مادر دردوران بارداری : سوءتغذیه مادر به هنگام بارداری به کم وزنی نوزاد در وقت تولد منتهی می شود.

8. سن والدین : نتایج تحقیقات نشان می دهد که کروموزم ها در خانم ها از سی سالگی به بعد تغییراتی پیدا می کند و ممکن است باعث تولد کودک عقب مانده ذهنی شود. بهترین سن ازدواج و زایمان طبق تحقیقات انجام شده بین 20 تا 28 سالگی گزارش شده است، قبل از این دوران به علت عدم رشد کافی اعضای تناسلی احتمال زایمان های مشکل زیاد است و بعد از این سن نیز مخاطرات آوردن کودک عقب مانده بیشتر می شود.

چسبندگی کروموزومی با افزایش سن مادر بطور قابل ملاحظه ای افزایش می یابد و عوارض دیگر مربوط به دوره ی بارداری نیز تا حدی با افزایش سن، بیشتر می شود. در مطالعه ای که لیلین فلد ، پاسامانیک انجام دادند و مکرراً به آن استناد می شود، از 1107 کودک عقب مانده ذهنی و همین تعداد افراد گروه گواه ، ریسک عقب ماندگی ذهنی در کسانی که مادرانشان بعد از 35 سالگی صاحب اولین فرزند شده بودند، بسیار بالا بود

‌ج- عقب ماندگی به علت حوادث زایمانی و بعد از تولد:

1- حوادث زایمانی

نارسی : بعضی از نوزادان به هنگام تولددر حدود 5/2 کیلوگرم یا کمتر وزن دارند ، نوزادان کم وزن بخش بزرگی از کسانی که در دوران نوزادی می میرند و یا معمولا نابهنجاری های عصب شناختی از خود نشان می دهند، را تشکیل می دهد. بین نارسی و طبقه اجتماعی پایین پیوند مستحکمی وجود دارد . در مطالعات مختلف نشان داده شده که مادران متعلق به طبقات اجتماعی اقتصادی پایین ترآمادگی بیشتری برای داشتن کودک کم وزن دارند.

دیررسی : با توجه به تاریخ آخرین دوره قاعدگی ،‌مدت حدود چهار درصد از بارداری ها ، بیش از 42 هفته یا بیشتر ادامه می یابد . اثرات بارداری طولانی کاملا متغیر است . گاه جنین به رشد خود ادامه داده و به وزنش اضافه می شود و به نظر می رسد که خطری متوجه نمی باشد. در دیگر موارد،‌ جنین در بدست آوردن مواد غذایی نا کام شده و در رحم گرسنه می ماند ،‌به طوری که وزن خود را از دست می دهد . در حالی که دوره بارداری به سرآمده باشد ماما های انگلیسی زایمان غیر طبیعی (سزارین )‌را توصیه می کنند و در آمریکا اغلب ماماها تر جیح می دهند که دوران بارداری تا سه هفته پس از تاریخ مقرر ادامه یابد.
زایمان های طولانی : در بعضی از مواقع بواسطه طول مدت زایمان و ایجاد شرایط نامساعد برای جنین ، فشار های غیر طبیعی بر نوزاد وارد آمده و سبب اختلالات ذهنی می گردد. معمولاً علل زایمانهای طولانی عبارتند از : عدم تناسب بین جمجمه کودک واستخوان لگن مادر ، حالت کم حرکتی رحم ، بزرگی غیر عادی نوزاد ،‌قرار گرفتن غیر عادی کودک در رحم مادر ،‌ واکنش های هیجانی و غیر عادی مادر که سبب جلو گیری از تولد به موقع نوزاد و فشار وارد بر وی می شود . پیچیدگی بند ناف به دور گردن نوزاد، ‌نارسی کودک، ‌نارسی تنفسی و ... معمولاً در اثر زایمانهای طولانی، ‌سختی تولد نوزاد چند برابر شده و در نتیجه نوزاد از همان لحظات اول خسته و آسیب دیده یا احیاناً نیمه جان به دنیا می آید . معمولاً بر اثر فشار زیاد یا طولانی ، ناحیه سر صدمه دیده و گاهی نوزاد دچار بی حالی و خفگی می شود و از نخستین مرحله تولد که آغاز سازگاری فیزیولوژیکی و بیولوژیکی با محیط است ، کودک از فعالیت باز می ماند و هوای کافی و لازم به سلول های او نمی رسد و همین وقفه موجب نقصان رشد عمومی و عقب ماندگی ذهنی نوزاد می شود.

صدمه مستقیم به سر : وضع حمل نوزاد از کانال طبیعی تولد می تواند فرآیندی مشکل و پر حادثه باشد ، در بعضی از مواقع ضربه ها و لطمه های وارده بر مغز از جمله عوارض متداول عقب ماندگی ذهنی  است.استفاده از وسایل فیزیکی و مکانیکی پزشکی مانند فورسپس در بسیاری از موارد اگر با دقت لازم نباشدباعث وارد آمدن فشار بر جمجمه و مغز نوزاد شده و عوارض گوناگونی از جمله نارسائی ذهنی و اختلالات حسی و حرکتی را سبب می شود . در مطالعات مربوط به رابطه ی عملکرد هوشی و وضعیت سر جنین در طول وضع حمل ، معلوم گردید که بین نوزادانی که عادی متولد شده اند ، و نوزادانی که دچار آسیب شده اند ، از نظر هوش و کنترل بدن تفاوت هایی وجود دارد.

بطور کلی عللی که در هنگام بارداری و زایمان و تولد کودک سبب عقب ماندگی ذهنی می گردد اکثراً قابل پیشگیری است. بنابراین حفظ کردن مادر از برخورد با عوامل سوء در دوران بارداری و امکانات صحیح و زایمان بموقع و مراقبت کافی و کامل از نوزاد ( پیشگیری از کمبود اکسیژن در نوزاد ، اصلاح کمبود قند خون و اختلالات بیوشیمی دیگر نوزاد) از اثر گذاشتن بر روی مغز کودک، و در نتیجه از عقب افتادگی ذهنی جلوگیری خواهد کرد.

عوامل بعد از تولد

عفونت ها : عفونت ها دو نوع هستند : مننژیت و آنسفالیت.
التهاب مغز‌(آنسفالیت) یا التهاب پرده های مغز را (مننژیت) در اثر عفونت های باکتریایی، یا ارگانیسم های سلی بوجود می آید. گاه التهاب مغز به ضایعاتی منجر می شود که گردش ماده مغزی ـ نخاعی را متوقف کرده و موجب هیدروسفالی می گردد. مننژیت در اوان کودکی رخ می دهد و با آنتی بیوتیک ها قابل درمان است، ولی آنسفالیت معمولاً معلول ویروس هایی چون سرخک، آبله مرغان، سیاه سرفه، آنفلونزا است. بنابراین معالجه آن با آنتی بیوتیک ها نتیجه بخش نیست.

مسمومیت ها: برخی از مسمومیت ها ی غذایی و دارویی در کودک بویژه در دوران شیرخوارگی و خردسالگی سبب ضایعاتی در سیستم عصبی و مغزی و بالنتیجه عقب ماندگی ذهنی می گردد.
ضربه های وارده به مغز کودک : در بسیاری از موارد ضربه های وارده بر مغز کودک مخصوصاً در سنین اولیه که هنوز جمجمه کودک محکم و استخوانی نشده است، هر ضربه و فشار بسهولت بر مغز اثر می گذارد و سبب ضایعات مغزی و بالطبع عقب ماندگی ذهنی و یا اختلالات حسی و حرکتی می شود. مراقبت از کودک در این شرایط از اهمیت بسزایی برخوردار است.

اختلالات غدد داخلی کودک : در بعضی از موارد به علت اختلالات غدد داخلی بویژه غده های هیپوفیز و تیروئید نارسایی هایی در سوخت و ساز بدن کودک فراهم می شود که از جمله مانع رشد طبیعی دستگاه مغز و اعصاب کودک می گردد. و این نقص در غدد و متابولیسم بدن تولید ناهنجاری می نماید که موجب اختلالات گوناگون در فعالیت های ذهنی و حسی و حرکتی می شود.

کمبود غذا و سوء تغذیه : سوء تغذیه و فقدان یا نارسایی بعضی از مواد غذایی لازم برای رشد طبیعی کودک موجب اختلال در رشد عمومی و بعضاً ناتوانی عصبی و ناهنجاری روانی گشته و عقب ماندگی ذهنی را سبب می گردد. بطوری که بسیاری از کودکان و نوجوانان که از تغذیه لازم برخوردار نبوده بر اثر گرسنگی مستمر تا حدود سه سال نسبت به همسالان خود عقب ماندگی ذهنی داشته اند که جبران آن در سنین بالاتر به سختی انجام پذیر است.

خستگی های جسمی و روانی : در بسیاری از موارد فرسودگی های شدید موجب ضعف و مسمومیت تدریجی بدن شده و بر مغز و اعصاب کودک اثر نامطلوب می گذارد و کودک را از رشد طبیعی تن و روان باز می دارد. همچنین خستگی های ذهنی روانی که بعلت تعارض و کشمکش های شدید طولانی عاطفی و اضطراب و هیجانات منفی عارض می گردد موجب فرسودگی ، اختلالات و کندذهنی می گردد.
‌د- عقب ماندگی به علت عوامل محیطی ، اجتماعی و فرهنگی:

عوامل محیطی بسیاری در هوش و سازگاری همه ی کودکان از جمله عقب ماندگان ذهنی تاثیر داشته و تاثیرات محدودتری در بروز عقب ماندگی ذهنی دارند و شامل فقر، تغذیه، ناپایداری خانواده، وضعیت اقتصادی ـ اجتماعی بد و محرومیت های فرهنگی و استرس های مکرر و فوق تحمل در محیط زندگی کودک می باشد. عدم ارائه تسهیلات و برنامه های آموزش و پرورش که معمولاً بر اثر فقر فرهنگی و محیطی و اقتصادی و اجتماعی می باشد. ازجمله عواملی است که در رکود هوشی کودکان موثر است. فقدان محرکات محیطی مناسب موجب می گردد که کودک انگیزه های لازم در تحرک و تلاش و تفکر وکسب تجارب تازه که در پرورش رشد هوشی کودک بسیار مهم می باشد، نداشته باشد. همچنین وجود خانواده ها و محیط های مضطرب و پرتشنج و حضور والدین ناراحت و پرخاشگر که مرتب بی دلیل کودک خود را سرزنش نموده و تنبیه می نمایند، باعث می شود که کودک از نظر عاطفی رشد سالم و طبیعی و سازگار با محیط نداشته و دچار خمودگی و نارسایی هوشی گردد.( اکثریت کودکان عقب مانده ذهنی جامعه متعلق به گروه عقب مانده های روانی اجتماعی می باشند. (فقر فرهنگی) و بیشتر در سطح آموزش پذیر هستند .

پیشگیری :

اگرچه هنوز تمامی علل مربوط به عقب ماندگی ذهنی بطور کامل روشن نگردیده و همچنین علوم پزشکی و روانپزشکی هنوز نمی تواند درمان خاصی را برای افراد عقب مانده ذهنی ارائه نمایند، ولی آنچه تاکنون در این باره آشکار شده است ( دانسته های  هرچند محدود ) می تواند ما را در پیشگیری از عقب ماندگی ذهنی یاری نماید.

پیشگیری اولیه : جلوگیری از ظهور عوامل ایجاد کننده عقب ماندگی ذهنی بخصوص عوامل قبل از تولد از اهمیت ویژه برخوردار است.
1. مراجعه به مراکز مشاوره خانواده و مشاوره ژنتیک قبل از ازدواج، امری مناسب و در موارد زیر بسیار ضروری است :

ازدواج فامیلی

وجود فرد معلول در یکی از خانواده های طرفین

ابتلای یکی از طرفین به مشکلاتی چون صرع، بیماری قند و مانند آن

تمایل به داشتن فرزند بیشتر در حالیکه فرزند قبلی معلول باشد.

2. ممانعت از بارداری زنان در سنین بسیار کم (نوجوانی) و در سنین بالا‌ (بیشتر از 40سال).

3. مادرانی که برای جلوگیری از حاملگی مدتی از وسایل پیشگیری استفاده کرده اند، بهتر است تحت نظارت پزشک اقدام به بارداری کنند.
4. ناسازگاری گروه های خونی و بویژه
Rh مادر و نوزاد باید مورد توجه پزشک و والدین قرار گیرد.

5. استفاده از هر نوع دارو بویژه در ماههای اول بارداری باید با نظر پزشک متخصص انجام شود.

6. رسانه های گروهی با همکاری متخصصان زیربط و باتوجه به مواد خوراکی موجود در جامعه، لازم است برنامه های مناسب برای مادران باردار توصیه کنند.

7. با توجه به اثرات سوء  پرتونگاری در هنگام بارداری به ویژه ماههای اول، هرگونه اقدامی از این نوع باید با نظر پزشک متخصص انجام شود.

8. مادران باردار باید حتی الامکان از تماس با بیماران مبتلا به بیماری های عفونی و ویروسی پرهیز کنند.

9. مادران باردار لازم است از استعمال دخانیات، مواد مخدر، و مشروبات الکلی جداً پرهیز کنند.

10. شرایط محیطی باید بگونه ای باشد که مادران باردار حتی الامکان در معرض تحریکات شدید و ناگهانی هیجانی و عاطفی قرار نگیرند.
11. متخصصین باید در موقع استفاده از ابزار کمکی جهت زایمان های سخت، نهایت دقت را بعمل آورند تا خطری متوجه نوزاد نشود.
12. در هنگام تولد، باید خون و ادرار کودک برای اندازه گیری مواد مختلف آن مورد آزمایش قرار گیرد، تا اگر عدم تعادلی وجود دارد بموقع بتوان اقدامات لازم را انجام داد.

13. اسباب بازی ها و وسایلی که برای استفاده کودکان تهیه می شود لازم است از جهت ایمنی و بی خطر بودن مورد توجه قرار گیرد.
14. تزریق بموقع واکسن ها و نیز ارجاع  کودک بیمار به پزشک متخصص، امری حتمی است.

15. مراقبت و مواظبت جدی کودک خردسال در مواجهه با سوانح و تصادفاتی که منجر به آسیب های مغزی می شود، همیشه مورد سفارش است.

16. کم کاری غده تیروئید مادرزادی و بیماری فنیل کتونوری از بیماری هایی هستند که اگر زود تشخیص داده  نشود باعث عقب ماندگی ذهنی خواهند شداگر در ماه اول تولد تشخیص داده شود قابل پیشگیری است.

پیشگیری ثانویه :

عقب ماندگی ذهنی درمان ندارد و بهترین راه کنترل ، جلوگیری از بروز آن است. بنظر نمی رسد داروهای خاصی نیز در کنترل پیشرفت اختلال موثر باشد. مهمترین روش درمانی افراد عقب مانده ذهنی افزایش میزان سازگاری آن ها، محیط زندگی و تنظیم توقعات محیطی، سطح کارآیی این افراد در خانواده و جامعه می باشد. مهمترین مساله این است که عقب افتادگی کودک هرچه زودتر تشخیص داده شود و اقدامات اساسی در همه جهات انجام گیرد تا آنچه در توانایی ذاتی کودک نهفته است خودنمایی کند و کودک زندگی طبیعی داشته باشد.

پیشگیری ثالث :

انجام مشاوره خانواده و مشاوره فردی در جهت محدود کردن تاثیرات عقب ماندگی ذهنی ضرورت دارد . استفاده از روش های توصیه شده توسط افراد متخصص در تقویت و حفظ کارآیی عملی این افراد می تواند باعث افزایش اعتماد به نفس و ساز گاری مناسب تر با استرس های معمول زندگی افراد عقب مانده ذهنی گردد. آموزش کودک و خانواده ، آموزش مهارت های کلامی،‌ محیطی، ارتباطی، اجتماعی، همچنین آموزش های ویژه و فیزیوتراپی و آموزش های مهارت های جسمی همگی می توانند در سازگاری و رشد بهتر این افراد و توانبخشی آنان کمک موثری داشته باشند

[ ۱۳۸٩/٤/٢٢ ] [ ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ ] [ حسینعلی ستوده ]

[ نظرات () ]