فصلنامه افق طلائی سلامت

معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی زابل

مثبت اندیشی

مثبت اندیشی

تهیه و تنظیم : آرزو دلدار

یکی از اهداف زندگی معنوی و داشتن صلح درونی دوسـت داشتن بدون قید و شرط است. مشکل این است که نمی توان یک فرد را ، بدون هیچ شرطی دوست داشت ! پس ما برای این دوست داشتن شرایطی تعیین        می کنیم :

(( من  ترا دوست دار م ، اما تو باید تغییر کنی ، باید مطابق میل من باشی))

کوتاه بیایید     

این روزها ، همه ما خیلی جدی هستیم .هر چیزی مردم را عصبی ،گرفته و عاصی می کند .  پنچ دقیقه دیر رسیدن ،  بدقولی ، ماندن در ترافیک ، شاهد نگاه چپ چپ دیگران بودن ، همه باعث جوش


آوردن می شوند. ریشه جوش آوردن ، در عدم تمایل ما نسبت به پذیرش زندگی است . ما می خواهیم همه چیز در حالتی مطمئن باشد ؛ در حالی که این طور نیست .

  اولین قدم : گام اول در خلاصی از جدیت بیش از حد، پذیرش آن است که شما مشکل دارید و می خواهید تغییر کنید و آسـان گیر شــــــوید .

قدم دوم :  وقتی توقع نداشته باشید مردم دوستانه رفتار می کنند. از رفتارشان تعجب نمی کنید و اذیت نمی شوید. اگر دوستانه رفتار کنید ؛ خوشحال می شوید. اگر مشکلی پیش آمد ، مانع شوید که مشکلات حل می شوند. با این نگرش ، در خواهید یافت که چطور می توانید حق شناس باشید.

وقتی احساس خوبی دارید سپاسگزار باشید

خوشحال ترین فرد روی زمین هم ؛ همیشه خوشحال نیست. هر کسی گاهی اوقات احساس خوبی ندارد. مشکلات ، نومیدی ، رنجش و دلگیری ، موجب احساس بد آدم ها هستند . تفاوت بین اشخاص خوشحال و بدحال این است که با آن احساس چه می کنند ؟ یا چگونه با این تغییر احساسی کنار می آیند ؟ به جای جنگیدن سعی کنید آرام  بمانید. می بینید که به جای جا خوردن ؛ می توانید آرام باشید و ببخشید .

وقتی علیه احساس بد خود نمی جنگید ؛ آن احساس بد ؛ مثل خورشید در مغرب محو می شود .

روزی یک دقیقه به این فکر کنید از که تشکر کنید

هر چه بیشتر قدر دان شویم ؛ بیشتر  احساس می کنیم که زندگی یک هدیه است. این تمرین با ارزش فقط چند ثانیه وقت می گیرد. ولی نتیجه فوق العاده ای از آرامش درونی به شما می دهد .

 افکار منفی باعث نگرانی و اضطراب می شوند و تاکید روی موارد خـوب زندگی ، موجب بروز احساسات قدرشناسی خواهد شد .

خستگی حق شماست

 بسیاری از اضطراب ها و تقلاهای درونی ما ، از گرفتاری مغز فعال و این که بعد چه خواهد شد ؛سرچشمه می گیرند. به محض ورود به خانه ، تلویزیون  را روشن می کنیم یا شروع به تمیز کاری می کنیم ؛ گویی  می ترسیم حتی برای یک دقیقه، کاری برای انجام دادن نداشته باشیم .

 زیبایی هیچ کاری نکردن ؛ این است که به ما می آموزد باید مغزمان پاک شود و بد نمان،آرامش بگیرد و مغز برای مدتی  کوتاه ، رها شود .

مغز هم مثل بدن ، بعد از انجام کارهای روزمره عادی - احتیاج به استراحت دارد. وقتی ذهن استراحت می کند ؛ قوی تر ، فعال تر و دقیق تر می شود. همین طور فشار زیادی از روی جسم برداشته می شود.

وقتی اجازه می دهید حوصله تان سر برود ، فشارعصبی را کاهش می دهید. هیچ وقت فکر نمی کردید کسی به شما پیشنهاد دهد که بگذار حوصله ات سر برود !

فشار های عصبی را تحمل نکنید

افرادی که می گویند می توانند فشار عصبی زیادی را تحمل کنند ، همیشه تحت فشار زیادی هستند در واقع فشار عصبی مثل یک گلوله برف است که می غلتد و بزرگتر می شود. بهترین روش ، آرامش است چند نفس عمیق ، قدم زدن ؛ تصمیم گرفتن که هر چه زودتر تمامش کنید .

وقتی احساس می کنید خودتان از کنترل خارج شده اید هیچ کاری نکنید ؛ آرام بگیرید. مهم نیست ، همه کارها انجام می شوند. وقتی مغز شما روشن و صاف و سطح عصبی شما کاهش یافت ، آن وقت شما مفید هستید و از کارتان بیشتر لذت می برید .

یاد بگیرید در لحظه حال زندگی کنید .

میزان آرامش درونی ما با این که چقدر می توانیم در لحظه حاضر و حال زندگی کنیم ؛ اندازه گیری می شود. بدون بی احترامی کردن به آنچه دیروز یا سال گذشته اتفاق افتاده یا آنچه فردا اتفاق خواهد افتاد ؛ لحظه حاضـــــر زمانی است که ما در آن قرار داریم. بسیاری از ما استاد عصبی بودن هستیم ؛ چون اجازه می دهیم مشکلات گذشته و آینده روی لحظات حــــال ما اثر بگذارند و ایــن مسئله به نگرانی ، بی حوصلگی ، افسردگی و نومیدی ختم می شود .

وقتی توجه ما روی لحظه حاضر باشد ؛ ترس را از مغزمان می رانیم ترس روی آینده اثر می گذارد. تمرین کنید تا توجه تان روی حال و اینجا متمرکز شود. سود سرشاری خواهید برد .

 این نیز بگذرد ....

تجربه ثابت کرده که هر چیز خوب وبد ، دردناک و خوش آیند ،مورد تائید یا تکذیب ، مشهور شدن و خجالت کشیدن ، صحیح یا غلط ،همه می آیند و می روند. هر چه شروع می شود پایانی دارد. هر احساس و خجالتی که داشتید ؛ با احساسی دیگر جایگزین شده است . خوشحالی ، غم ، حسادت ، خشم ، عشق ، خجالت زدگی ، افتخار ، درد و هر احساس دیگر ، کجا رفتند ؟

تجربه های زندگی ، یکی بعد از دیگری هستند. لحظه حال ، با لحظه بعد ، جایگزین می شود. پس در صورت رویارویی با فلاکت ، مشکلات به یاد داشته باشید این نیز بگذرد.

وقتی این فلسفه راپذیرفتید ،صلح را به خودتان تقدیم کرده اید. هنگام تجربه خوشی و درد ، از صمیم قلب به این فلسفه  بیند یشید. هر چند آسان نیست ؛ اما بسیار موثر است.

تفکر مثبت در قبال تفکر منفی

 پس از هر رویداد مهم ، هم بـــرندگان و هم بازندگان ، کارهایشان را بررسی و مرور می کنند. بازندگان در اغلب موارد سعی می کنند به اشتباهاتشان فکر کنند .

در مقابل ، افراد موفق و آنها که خوش بینانه به خود و زنـــدگی شان می اندیشند ؛ بی وقفه بهترین کارهایی را که انجام داده اند مرور می کنند و برای تکرار آنها در موقعیتهای مشابه برنامه ریزی می کنند. وقتی به اعمال درستتان فکر می کنید و به این که دفعه بعد چه کارهایی را متفاوت انجام بدهید ؛ ذهنتان کاملا مثبت خواهد بود و خلاقیتتان بر انگیخته خواهد شد.

ساده اش کنید

 زمانی که هدفتان را با جملاتی مثبت بر زبان می آورید باید کلماتی را انتخاب کنید که ضمیر نا خودآگاهتان به راحتی درک کند و روی آنها کار کند. مثلا : من خودم را دوست دارم ؛ هم مثبت است و هم در زمان حال است . جملات مثبتی وجود دارد که نا خودآگاهتان بلافاصله آنهارا به شکل فرمان می پذیرد. آنها تاثیری سریع بر چگونگی احساسات و افکارتان نسبت به خود می گذارند. بلافاصله عزت نفس و اعتماد به نفستان را  بالا می برند .

مثبت اندیشی آموخته شده    

مهمترین خصوصیتی که می توانید در خود بپرورانید تا به شادی و موفقیتهای بزرگ دست پیدا کنید خصوصیت مثبت اندیشی است. مثبت اندیشان در هر موقعیتی دنبال خوبیها می گردند. به ویژه زمانی که با موانع و موقعیتهای ناگوار روبه رو می شوند.

سعی می کنند به جهت خوب هررویدادی و به حاشیه نقره ای هر مسئله ای فکر کنند و همواره نکتـــــه مثبتی در آن می یابند. آنها بی وقفه سئوال می کنند :

(( چه درسی  قرار است از این تجربه تلخ بیاموزم ؟ ))

 و همواره پاسخی می یابند .

فکر

فکــــــر منبع اصلی همه ثروتها همه موفقیتها ، هر آنچه به دست می آورید ؛ همه اکتشافات و اختراعات بزرگ و همه دستاوردهاست.

گرانبها ترین دارایی شما

گرانبها ترین دارایی شما وقت شماست. شما میزان محدودی وقت دارید و هنگامی که آن را از دست می دهید ؛ برای ابد از آن محروم شده اید. این برای رسیدن به موفقیت حیاتی است .

توانایی شما برای سلامتی ،خوشحالی ،خوشبختی که طا لبش هستید ، معیار ارزشمند بودنتان به عنوان یک انسان است . وظیفه شما این است که از دقایق و ساعاتتان به نحو موثری استفاده کنید تا یقین بدارید در مقابل زمانی که سرمایه گذاری کرده اید ؛ بالاترین کیفیت و کمیت اموری را که طا لبشان هستید به دست می آورید .

واکنش ذهنی مثبت

واکنش ذهنی مثبت با موفقیت در همه زمینه های زندگی رابطه ای نزدیک دارد . ما معمولا به افرادی علاقه مند می شویم که سر حال و شـــــادند و در مورد کار و زندگی  شان خوش بین اند . هیچ کس دوست ندارد وقتش را در کنار آدمی  منفی و بدبین که دائما شکوه و شکایت می کند بگذراند . شکایت و انتقاد کردن خیلی زود به شکل عادت در می آید . ضرورت دارد که ذهنمان را مثبت نگه داریم .

انتظارات مثبت

افراد شاد و موفق همواره انتظاراتی مثبت را در خود می پرورانند. آنها از پیش اتتظار دارند موفق شوند و به ندرت نا امید می شوند. شما آینده تان را با مثبت نگری و یا منفی نگری امروزتان خلق می کنید. اگر به هر موقعیتی با اعتماد به نفس نزدیک شوید و انتظار داشته باشید که از آن درسی بگیرید ؛ پیوسته رشد و پیشرفت کرده ، بـــه هدفهایتان نزدیک می شوید . در عین حال فردی شادتر، خوش بین تر خواهید بود که دیگران از ارتباط با او و کمک به او خوشحال خواهند بود .

خودتان را آزاد کنید

آنچه اتفاق افتاده در گذشته بوده و شما در زمان حال زندگی می کنید.رهایی بخش ترین و قدرتمندترین تصمیمی که می توانید بگیرید بخشیدن کسانی است که شما را آزرده اند ؛ تنها با آزاد کردن آن شخص از ذهنتان ، با بخشش او ، می توانید خودتان را آزاد کنید. تجسم کنید که فردی کاملا مثبت و سر حال و شاد هستید. با احساس عزت نفس کامل و شور و حال و اعتماد به نفس بالا ، تجسم کنید آدم مهربانی هستید که با همه رفتاری دوستانه دارید ، همه را دوست دارید و خود مملو از احساس رضایت و آرامش هستید .

همه این ها برای شما ممکن است اگر بخشش را تمرین کنید. در مقابل عدم بخشش ، ریشه های عواطف منفی یعنی خشم ، فشار عصبی ، نگرانی  و اختلالات جسمانی و روانی را خلق می کند و بالاتر از همه فقدان ، احساس رضایت و شــادی را اگر از بخشیدن دیگران امتناع بورزید ؛ در دام می افتید .بخشش شما را آزاد می سازد و همیشه راه انتخاب خوبی در مقابل شما قرار دارد که ارتباطی با افراد و موقعیتها ندارد .

تقابل نگرشهای مثبت و منفی

شما به دوطریق می توانید دنیا را ببینید. می توانید نگرشی مثبت و دوستانه نسبت به جهان داشته باشید و یا نگرشی منفی و غیر دوستانه  با پذیرش مسئولیت آنچه برایتان رخ داده است ؛ نگرشی مثبت می یابید و دنیا را با گشاده رویی می بینید. نسبت به خودتان و امکاناتتان خوش بین تر می شوید و به آدم شادتر و موثرتری تبدیل می شوید . درمقابل ، زمانی که نگرش منفی دارید ، در همه جا مشکل می بینید. فقط آدمهای گناهکار را در اطرافتان می بینید و بدتر از همه ، وقتتان را به ، ملامت کردن افراد مختلف به خاطر مشکل خود اختصاص می دهید.

افکار منفی وجود دارند

افکار منفی وجود دارند چون ما به آنها زندگی می بخشیم و زنده نگهشان می داریم. ما با فکر کردن و یا حرف زدن دائمی در مورد مسائلی که خشمگین و ناراضی مان می سازند. این افکار را تغذیه می کنیم. هر چه بیشتر احساسی را پر و بال دهید ، رشد می کند و افکار شما را در آن زمینه خاص تحت الشعاع قرار می دهد. اگر انرژی ذهنی را بر شخص یا موقعیتی که آزارتان میدهد متمرکز نسازید ، احساس مرتبط با آن موقعیت در نهایت کمرنگ و کمرنگ تر می شود و سرانجام ناپدید می گردد درست مثل آتشی که بدون سوخت در نهایت خاموش می شود.

[ ۱۳۸٩/٧/۱٤ ] [ ٩:٥۱ ‎ق.ظ ] [ حسینعلی ستوده ]

[ نظرات () ]