فصلنامه افق طلائی سلامت

معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی زابل

 

تنش و محیط های تنش زا

پاسخ افرادبه موقعيت هاي تنش زا ،تاچه حدمتفاوت است ؟

دانستن اين نكته مهم است كه درتجارب ناگوار و هولناك ، الگوي استانداردي از واكنش نسبت به تنيدگي وجودندارد.

 برخي افراد فورا" و برخي بادرنگ - گاهي اوقات پس ازماه ها و حتي سال ها- با اين عامل ، سازگاري حاصل مي كنند.واكنش ها نيز مي توانند در طول زمان تغيير كنند.برخي افراد كه ازيك حادثه ناگوار رنج برده اند، ابتدا نيروي فراواني براي كمك به سازگاري با آن واقعه دارند، اما با گذشت زمان ، دچار نا اميدي و افسردگي مي شوند.

ناخشنودي شغلي

خسته شدم ازاين زندگي !/همش كار كار كار!/وقتي مديرم را مي بينم انگار هيولا را ديده ام ! /مگه چقدرحقوق مي دن كه توقع دارن دائما" كاركنم !

تابه حال اين جملات راشنيده و يا بكاربرده ايد؟وقتي شرايط نامتعادل و ناسازگارانه مي شود كه توان مقابله را از فرد بگيرد ( وقوع تنيدگي ) و تلاش براي رهايي از آن موقعيت و حفظ تعادل حياتي ؛آغاز         مي گردد.در اين ميان انجام وظايف شغلي باتلاش بدن براي سازگاري با آن شرايط اخلال كننده همراه شده و فرد را به وادي ناخشنودي شغلي سوق خواهدداد چرا كه اين تلاش بدن نوعي اضافه بار را به فرد تحميل مي كند.به قول معروف آنها ( يعني مدير؛همكار؛ارباب رجوع ؛و . . . )چه گلي به سرمن زده اند؟

بگذاريد بحث راجع به محيط نامتعادل را بازتر كنيم ؟

ديروزعصرخسته وكوفته ازسركار به خانه آمده ايد كه مشاجره برسرچيزهاي بيهوده آغازمي شود.شب را با حالت قهر و گرسنه مي خوابيد به اين خيال كه نازتان خريدار دارد!

فردا صبح احتمالا" آسمان را ديگر آبي و قشنگ نخواهيد ديد، زيرا آلودگي سر و صدا و بي معرفتي ها بيشتر به چشم مي آيند.

حالانوبت تلافي است شايد برقتان همكار يا ارباب رجوع بينوايي را بگيرد.يا اينكه از آن دسته آدم هايي باشيد كه همه چيز را در دلشان مي ريزند و تندتند سيگار مي كشند و چاي مي نوشند.به هرحال همين رخداد ، دور باطلي ايجاد مي كند و شما دچار فرآيندي به نام نشخوار ذهني درجهت منفي قضيه خواهيدشد.

شايد راه هايي از اين دور باطل با يك شاخه گل ،  يا يك عذرخواهي ازطرف شما يا همسرتان حل و فصل شود اما هميشه اينقدرخوش اقبال نخواهيد بود.اگر به موارد فوق ، اقساط عقب افتاده ؛سررسيد چك فردا؛برخورد رئيس اداره و سايرعوامل برهم زننده ي تعادل را هم اضافه كنيد كار دشوارترخواهد شد.در نتيجه ابتدا علائم فيزيكي و بعد علائم ذهني و هيجاني و رواني به سراغتان خواهند آمد . شما در اين لحظه دچار ناخشنودي شغلي هستيد.زيرا اين شغل با اين همه عوامل مزاحم ديگر جاذبه اي براي شما ندارد.

اگرنشانه هاي مزاحم و عدم تعادلي كه دچارش شده ايد از ميان نروند و ازطرفي مثل ميليون ها نفر اعضاي جامعه ، زندگي نقلي و متوسطي داشته باشيد كه به شما اجازه مسافرت هاي آن چناني و مرخصي هاي چندماهه راندهد و ناچار باشيد به سركاررفتن ادامه دهيد ، اندك اندك فرسوده خواهيدشد.

فرسودگي شغلي يا كارزدگي دستاورد بزرگ فشار رواني است . پس فرد بايد نشانه هاي فشار رواني را بسته به ميزان توانايي اش در امر سازگاري باشرايط جديد تحمل نمايد.

هيجان منفي

اين گونه افراد هيجان هايشان اغلب منفي است ، منفي گرا مي شوند، همه روزهاي قشنگ هفته مانند غروب روزهاي سرد بي روح و نارنجي رنگ مي شود.

مشكلات درون فردي

وقتي شما دچارنشانه هاي فرسودگي شغلي يا كارزدگي شديد ، ارتباط برقراركردن با مردم درمحيط كار ، محله و حتي خانه برايتان دشوار مي گردد.احتمالا" بيش از پيش فعال مي شويد كه اين مسئله خود بيشتر سبب فرسودگي تان خواهد شد.  اين افراد گرايش به گوشه گيري دارند و در نتيجه دوستان ؛خانواده ؛و حتي افرادمتخصص در امر بهداشت رواني را پس مي زنند .

دريك كلام مي توان گفت براي اين افراد همه چيز غير قابل تحمل است حتي زندگي !   كارزدگي موجب مي شود فرد نتواند فشار رواني را تحمل كند.كارآيي فرد به رغم تمام توانايي و لياقتي كه دارد افت قابل ملاحظه اي خواهد داشت .البته توجه داشته باشيد كه اين نشانه ها به يك باره بروز نخواهندكرد.مثلا" فرد در ابتدا تنها يك احساس منفي از كاردارد.درمرحله دوم انجام وظيفه افت مي كند.درمرحله سوم حتي حضور در محيط كار هم دشوار خواهدشد.

جهت جلوگیری ازعوارض تنش ایجاد شده در زندگی چه باید کرد ؟

نظر تان را در این مورد نوشته و به دبیرخانه نشریه واقع در معاونت بهداشتی واحد آموزش بهداشت تحویل دهید . بهترین پاسخ در نشریه شماره آینده با نام خودتان چاپ خواهد شد .

 

[ ۱۳۸٦/۱/٢۳ ] [ ٩:۱۳ ‎ق.ظ ] [ حسینعلی ستوده ]

[ نظرات () ]