فصلنامه افق طلائی سلامت

معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی زابل

عدالت در سلامت

عدالت در سلامت

تهیه وتنظیم:محمد رحمت زایی

منابع: 1-معاونت سلامت وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی-  کتاب سلامت وعوامل اجتمایی تعین کننده آن جاپ اول بهار 1387

2-مجموعه دستورالعمل های وزارت بهداشت ودرمان وآموزش پزشکی

سلامت حق و نیاز اساسى تمام انسان ها است. در حال حاضر نیز توسعه یافتگى هراجتماعى را از روى کیفیت سلامت مردم آن اجتماع، میزان توزیع عادلانه سلامت در میان طیف هاى مختلف طبقات اجتماعى و نیز میزان محافظت از افراد محروم در مقابل عوامل


آسیب رسان به سلامت آن اجتماع قضاوت مى نمایند.

افزایش ثروت ملى به خودى خود سبب توسعه یافتگى نمى گردد، بلکه در این مسیر نیازشدیدى به سلامت نیز وجود دارد. هر چند که در کل دنیا وضعیت سلامت بهبود یافته است اما هنوز بى عدالتى هاى عمده اى در بین و داخل کشورها وجود دارد. در حال حاضرنابرابرى هاى اسفناکى بر سلامت مردم دنیا سایه انداخته است. این نابرابرى هاى سلامت همه ى ما را، چه ساکن کشور هاى فقیرباشیم چه ساکن کشور هاى غنى، احاطه نموده است .

معناى عدالت در سلامت چیست؟

سوال این است که کدامیک از تفاوت هاى سلامت اجتناب ناپذیر و کدامیک غیرضرورى و نامنصفانه مى باشند؟ البته پاسخ به این سوال از کشورى به کشور دیگر و اززمانى به زمان دیگر متفاوت است. در کل 7  تعیین کننده اساسى در زمینه تفاوت هاى وضعیت سلامتى قابل شناسایى است:

*         تفاوت طبیعى و بیولوژیک

*         اتخاذ آزادانه رفتار هاى مخرب سلامت مانند سیگار کشیدن

*         مزایاى گذراى سلامت یک گروه نسبت به گروه دیگر در زمانیکه این گروه اولین گروهى بوده اند که یک رفتار ارتقاء دهنده سلامتى را اتخاذ نموده اند

*         رفتار هاى مخرب سلامت در جایى که امکان انتخاب شیوه هاى زندگى شدیدا محدود شده است

*         مواجهه با شرایط زندگى و کارى ناسالم و استرس زا

*         دسترسى ناکافى به خدمات ضرورى سلامت و نیز خدمات عمومى

*         انتخاب طبیعى یا فعالیت هاى اجتماعى مرتبط با سلامت که سبب سوق دادن افراد ضعیف به سمت طبقات پائین تر اجتماعى مى گردند

 

بررسى ها نشان مى دهند که از بین موارد هفت گانه فوق ، قابل اجتناب و نامنصفانه بوده و بى عدالتى در سلامت محسوب مى شوند.

هم چنانکه مى دانید تنوع هاى طبیعى بین افراد وجود دارد. هر انسانى از نظر وضعیت سلامت با انسان دیگر متفاوت است.  که تمام افراد انسانى در وضعیت سلامت یکسانى باشند، از بیمارى هاى یکسانى رنج ببرند و یا پس از طول عمر خاصى فوت کنند. این هدف، هدفى دست نیافتنى است و علاوه بر این مطلوب هم نمى باشد. بنابراین آن قسمت از اختلافات در سلامت که با تنوع هاى بیولوژیک طبیعى مرتبط اند، غیر قابل اجتناب مى باشند نه ناعادلانه. مثلا شیوع بالاى بیمار ى هاى قلبى عروقى در مردان 70 سال وبالاتر در مقایسه با مردان 20 ساله ، احساس بى عدالتى و غیر منصفانه بودن را ایجاد نمى نماید، زیرا این مسئله بدلیل فرآیند طبیعى پیر شدن رخ مى دهد. برخى از اختلافات بین سلامت مرد و زن در دسته اختلافات بیولوژیک قرار مى گیرند، مثلا ناخوشى هاى ناشى ازمشکلات اختصاصى مرتبط با جنس از قبیل سرطان تخمدان و رحم و بروز بالاتر استئوپروزدر زنان مسن در مقایسه با مردان در سنین مشابه که به وضوح به اختلافات بیولوژیک بین مرد و زن مرتبط است و ناشى از بى عدالتى اجتماعى و تاثیرات محیطى نمى باشد. هرچندکه اغلب اختلافات بین گرو ههاى مختلف در اجتماع (از جمله بین زن و مرد) جزو زمینه هاى بیولوژیک محسوب نمى گردند.

محک و معیار مهم براى آنچه که منجر به تفاوت هاى سلامت شده و ناعادلانه نیز محسوب مى گردند در واقع به میزان زیادى بستگى به موقعیت هاى ایجاد کننده ناخوشى داردکه یا خود مردم آنرا انتخاب مى کنند یا اینکه عمدتا خارج از کنترل مستقیم آنان است.

براى مثال به واسطه فقدان منابع ، گروه هاى اجتماعى فقیرتر از قدرت انتخاب کمترى برخوردارند و در مکان هاى ناامن و پر جمعیت زندگى مى کنند ، مشاغل پر خطرى دارند و احتمال اینکه بیکار بمانند نیز بیشتر است.

استفاده از رژیم هاى کمتر مغذى ممکن است ناشى از وضعیت درآمدى نامناسب یا شبکه هاى ناکافى توزیع مواد غذایى که منجر به فقدان منابع  ذایى تازه در فروشگاه ها مى شود، باشد.

فقدان فعالیت فیزیکى کافى ممکن است بدلیل کمبود تسهیلاتى براى اوقات فراغت، درآمد ناکافى براى بهره مندى از این تسهیلات و یا وقت ناکافى براى استفاده از آنها اتفاق افتد.

همان طور که در قبل نیز بدان اشاره رفت، قضاوت در خصوص موقعیتهایى که ناعادلانه هستند از مکانى به مکان دیگر و از زمانى به زمان دیگر متفاوت است، اما معیارمورد استفاده در این موارد درجه قدرت انتخاب است. در جایى که مردم هیچ قدرت  انتخابى در خصوص شرایط کارى و زندگى خود ندارند و یا قدرت بسیار کمى دارند، بیشتر احتمال دارد که تفاوت هاى سلامت منتج شده ناعادلانه در نظر گرفته شوند تا آن  دسته از مخاطراتى که توسط خود افراد بصورت داوطلبانه و آزادانه انتخاب شده اند.

ناخوشى ناشى از عوامل محیطى و اجتماعى غالبا نوعى بى عدالتى محسوب مى شود.

فرصتی منصفانه برای همه

عدالت در سلامت دلالت بر این مطلب دارد که هر کسى بطور ایده آل ، باید فرصت عادلانه اى براى دستیابى به ظرفیت کامل سلامت خود داشته باشد و واقع بینانه تر این که هیچ کسى نباید از بدست آوردن این ظرفیت ها محروم گردد، البته به شرطى که موانع بر سرراه قابل اجتناب باشند.

بنابراین عدالت با ایجاد فرصتهاى برابر براى سلامت مرتبط بوده و تفاوت هاى سلامتى را به پایین ترین سطح ممکن تنزل خواهدداد.اندازه گیرى نابرابرى هاى سلامت نیازمند توجه به این نکته دارد که چگونه این تفاوتها در میان جمعیت توزیع شده اند و هم چنین باید تعیین نمود که آیا این توزیع از نظر اجتماعى پذیرفتنى مى باشد یا خیر؟

 اصولى برای اقدام

از آنجا که شرایط زندگى و کارى، تعیین کننده اکثر بى عدالتى هاى موجود محسوب مى شوند، سیاست هاى عدالت باید بر روى بهبود شرایط زندگى و کارى توجه نمایند و تلاش نمایند که این بى عدالتى ها را کاهش دهند. لازمه این تلاش نیز تمرکز برروى علل ریشه اى است که خود نیاز به یک رویکرد موثر دارد وتنها در عهده و توان بخش  سلامت نمى باشد.

به خوبى پذیرفته شده است که تعیین کننده هاى بى عدالتى در بخش هاى مختلفى  پراکنده مى باشند. بنابراین لازم است که در سیاستگذارى ها به همه بخش هاى مرتبط توجه شود.

 این اصول عبارتند از :

Ø         اختصاص منابع سلامت در ارتباط با نیاز هاى اجتماعى و سلامتى

Ø         توزیع جغرافیایى خدمات بر اساس ارزیابى نیاز و دسترسى در هر ناحیه

Ø      بررسى تلاش گروه هاى اجتماعى مختلف در زمینه دسترسى به تسهیلات، که دراین راستا بررسى هایى درزمینه استفاده مشتریان، در موارد لزوم، قابل انجام است

Ø         کیفیت خدمات، از جمله پذیرش افراد

Ø         دلایل کاهش احساس نیاز به خدمات ضرورى

همچنین این بسیار مهم است که کارکنان نظام سلامت تاثیر سیاست هاى پیشنهاد شده برروى دسترسى، بهره مندى و کیفیت خدمات براى گروه هاى محروم را ارزیابى و پایش نمایند.

این امر نیاز به شناسایى سیستماتیک گروه هاى آسیب پذیر اجتماع از طریق جمع آورى آمار هاى مناسب اجتماعى و سلامتى و نیز تجزیه و تحلیل فرآیند هاى اجتماعى که منجر به وضعیت نامناسب سلامت مى گردد، دارد.

نتیجه:

اقدام در زمینه کاهش بی عدالتیها نیاز به تحقیقاتى در راستاى گردآورى اطلاعاتى در زمینه وسعت واقعى مشکل دارد. پایش و ارزشیابى مداخلات درزمینه کاهش بى عدالتى به بمنظوراصلاح و بازبینى سیاستها بسیار ضرورى مى باشند.

بمنظور اقدام در زمینه عدالت در سلامت اطلاعات و شواهد نقش بسیار مهمى دارد. تعداد بسیارى از موسساتى که در سطح محلى ، ملى و بین المللى در حیطه مسائل بهداشت و سلامت مشغول به فعالیت هستند میتوانند از این اطلاعات و دانش استفاده کرده و سیاستهاى عمومى مرتبطى را که بر سلامت تاثیرگذارند به مرحله اجرا درآورند. رهبرى ، مصالح عمومى و موسسات با کفایت موجود در داخل و خارج از بخش سلامت به تغییرات تداوم خواهند بخشید. در خلال دهه گذشته اطلاعات علمى مربوط به عوامل اجتماعی تعیین کننده سلامت به طرز چشمگیرى پیشرفت کرده است و امروزه شرایط سیاسى براى اقدام بیش از گذشته فراهم شده است. این فرصت بسیار مهم تر از آن است که با سهل انگارى از دست برود.  براى نیل به این اهداف به مدیریتى نیاز است که بر دانش هاى مرتبط  احاطه داشته و در عین حال از نگرش اخلاقى و هوشیارى سیاسى لازم نیز برخوردار باشد.

[ ۱۳۸٩/۱۱/۱۸ ] [ ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ ] [ حسینعلی ستوده ]

[ نظرات () ]