فصلنامه افق طلائی سلامت

معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی زابل

رسانه و سلامت اجتماعی

رسانه و سلامت اجتماعی

گردآوری کننده : شیرین شهریاری(کارشناس بهداشت روان)

برگرفته از مطالب سایت وزارت بهداشت (دفتر سلامت روانی اجتماعی و اعتیاد

امروزه وقتی از سلامت سخن به میان می آید، علاوه بر بعد جسمی، جنبه روانی و به خصوص اجتماعی آن نیز مطرح است. چون در حالی می توان توقع داشت فرد فرد


جامعه از روانی سالم برخوردار باشند، که مناسبات اجتماعی سالمی داشته باشند

سلامت با این مفهوم از جمله ارکان اصلی توسعه هر جامعه ای است و در این راستا است که انسان سالم را محورتوسعه پایدار می دانند.

در حوزه همکاری های بین بخشی هر کدام از سازمان ها و نهادها سهمی را در تحقق اهداف نظام سلامت، ارتقاء و حفظ سلامتی آحاد جامعه مبنی بر وظایف ، رسالت ها و مأموریت های خود بر عهده دارند.  در این میان رسانه ها در حوزه اطلاع رسانی و آگاهی بخشی ، اقدامات پیشگیرانه ، آموزش سلامت و ترویج فرهنگ و مفاهیم سلامت به اقشار مختلف مردم به زبان مخاطبان و گروه های هدف بیشترین و موثرترین نقش را دارند و به لحاظ دسترسی در اعتماد و امکان بهره مندی آحاد مردم بسیار تأثیر گذارند.

در واقع اکنون رسانه ها به چنان جایگاهی رسیده اند که نه تنها خوراک فکری مردم را فراهم میکنند ، بلکه بر تفکرات و در نتیجه بر زندگی جوامع نیز تاثیر می گذارند. این تاثیر در مسائلی که با زندگی مردم پیوند بیشتری دارد و مردم به آن اقبال بیشتری نشان میدهند ، مشهود تر است.

همچنین این اثرگذاری را می توان در دو قالب پیامدهای مثبت همچون افزایش سطح آگاهی جامعه در زمینه های مختلف از جمله موضوعات و مسایل جسمی، روانی و اصلاح رفتار فردی و جمعی و پیامدهای منفی چون افزایش خشونت خانوادگی، طلاق و جرائم اجتماعی مشاهده نمود.

در بسیاری از موارد رسانه ها در کشور ما به اصلاح و افزایش سطح آگاهی افراد جامعه کمک کرده و در مواردی خود عامل ایجاد ناهنجاری ها در سطح جامعه بوده است.  در این  مقاله بر آنیم تا تأثیر دوگانه رسانه را بر خشونت خانوادگی بررسی نماییم.

رسانه و خشونت خانوادگی

رسانه ها به اشکال گوناگون بر کنش اعضا و نوع روابط افراد خانواده تاثیر می گذارند. برنامه های گوناگون رادیویی وتلویزیونی می تواند الگوهای رفتاری را در قالب فیلم ، سریال و نمایش های رادیویی ارائه دهد. این الگوها از زمان کودکی در فرد درونی شده، تصویری خاص از روابط زن و شوهر و فرزندان ایجاد می کند. امروزه بحث خشونت را می توان در قالب کودک آزاری و خشونت زناشویی در نظر گرفت. "خشونت (Domestic Violence) خانوادگی زناشویی به دو صورت زن آزاری و شوهر آزاری قابل بررسی است که البته شکل غالب آن زن آزاری یعنی خشونت شوهر نسبت به همسر خود از کمیت بالاتری برخوردار است. در واقع رسانه ها می توانند به صورتی پنهان قالب های خاص فرهنگی را در ذهن فرد ایجاد کنند، این قالب ها می تواند نوعی اقتدار در شکل مردسالاری یا تسلط مرد بر زن و هم چنین روابط ناسالم با فرزندان باشد. هنگامی که در یک سریال تلویزیونی مرد بودن عامل سلطه بر سایر اعضا معرفی می شود یا درخواست های بجای فرزندان نادیده گرفته می شود و همزمان پاسخ زن یا فرزندان در قالب پرخاشگری به نمایش درمی آید خشونت خانوادگی ترویج شده است.

هدف سازندگان این سریال ها دامن زدن به خشونت های خانوادگی نیست بلکه برعکس ممکن است تلاش آنها در جهت ثبات و تحکیم روابط خانوادگی باشد اما بین آن چه که ما هدف می نامیم با آن چه که به صورت واقعی روی می دهد تفاوت زیادی وجود دارد.

در بعضی موارد اثرات فوری پخش یک سریال تلویزیونی را می توان در قالب گفتار یا رفتار افراد مشاهده نمود. برنامه های رادیویی نیز با طرح موضوعات اجتماعی و خانوادگی نقش مهمی در اصلاح یا کاهش خشونت های خانوادگی دارند.

پخش برنامه هایی که از تساوی حقوق زن و مرد و حقوق کودک سخن می گوید و موضوعاتی که توسط حقوقدانان، مشاوران، روانشناسان و جامعه شناسان از طریق رسانه مطرح می شود تلاش بزرگی برای افزایش میزان آگاهی افراد از حیطه وظایف و مسئولیت هایشان است. در مجموع می توان رسانه را ابزاری نیرومند در کنترل و یا گسترش خشونت خانگی دانست.

[ ۱۳۸٩/۱۱/۱٩ ] [ ٧:۳٢ ‎ق.ظ ] [ حسینعلی ستوده ]

[ نظرات () ]