فصلنامه افق طلائی سلامت

معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی زابل

مهارتهای اجتماعی در ارتباط میان فردی

مهارتهای اجتماعی در ارتباط میان فردی

تهیه و تنظیم : اعظم اوین

منبع : کتاب مهارتهای اجتماعی د ارطباطات میان فردی (اون هارجی،کریستین ساندرز و دیوید دیکسون )چاپ سوم 1384تیراژ3000 انتشارات رشد

امروزه همه ما به اهمیت و تاثیر برقراری ارتباط میان فردی در محیط حرفه ای واقفیم وبرقراری ارتباط موثر یک مهارت محسوب می شود کسی دارای مهارت اجتماعی است که با دیگران طوری ارتباط برقرار کند که بتواند به حقوق، الزامات، رضایت خاطر ویا انجام وظایف خود در حد معقولی دست


یابد بی آنکه حقوق،الزامات رضایت خاطر و وظایف دیگران را نادیده بگیرد.

مهارت اجتماعی دارای مولفه های زیر است :

- رفتارهای اجتماعی هدفمندند و اتفاقی نیستند و باعث دستیابی مناسب به اهداف می شوند.

- رفتارهای ماهرانه اجتماعی به هم مربوطند مثل وقتی که می خواهیم فردی را به ادامه صحبت دعوت کنیم به چشمانش نگاه میکنیم. در تصدیق گفته هایش سرمان را تکان می دهیم و لبخند می زنیم.

- مهارتهای اجتماعی متناسب با وضعیت می باشدفردی که در این زمینه مهارت دارد می تواند رفتارهایش را متناسب با انتظار دیگران تغییر دهد.

مثلا رابطه فرد با همکارانش با رابطه وی با دوستان نزدیکش متفاوت است.

- مهارتهای اجتماعی واحدهای  رفتاری مجزا هستند وافرادی که در این زمینه مهارت دارند می توانند رفتارهای مختلف و متفاوتی داشته باشند مثل ایفای چند نقش توسط یک فرد (ایفای نقش پدر همسر کارمند و.....).

- پنجمین مولفه آموختنی بودن مهارت اجتماعی است که در آن تقویت تشویق و تنبیه موثر است.

- آخرین بخش این است که افراد بر این مهارتها کنترل شناختی دارند که یکی از جنبه های مهم آن زمان بندی رفتارهای اجتماعی است.

در واقع ارتباط یک فرایند است ودارای مولفه های زیر می باشد :

1- برقرار کنندگان ارتباط مثل رسانه های گروهی

2- پیام که محتوی ارتباط است مثل پیامهای بهداشتی یا بازرگانی

3- رسانه که شیوه خاص انتقال پیام است(رادیو و تلویزیون)

4- کانال که همان چیزی است که ارتباط برقرار کنندگان را به هم پیوند می دهد و پلی میان منبع و گیرنده است و می تواند شامل نقاط مشترک طرفین ارتباط باشد مثل برنامه های خاص گروهای سنی مختلف

5- فیدبک که به فرستنده کمک میکند تاثیر پیام ارسالی را بفهمد مثل تلفنهای مخاطبان یک برنامه رادیویی

6- بافت که شامل محیط جغرافیایی و محیط اطراف ما میباشد مثل اینکه گاهی به عنوان میهمان و برای اولین بار وارد خانه کسی می شویم ودر خانه او احساس آرامش و راحتی میکنیم و مبلمان آن را خوشایند و دلپذیر حس میکنیم و بعضی اوقات با اینکه در محیط از اثاثیه خوبی استفاده شده ما احساس خشکی و دلمردگی می کنیم.

همچنین ارتباط یک تبادل اجتناب ناپذیر،برگشت ناپذیرو چند بعدی  است. یکی از مهارتهای ارتباطی ارتباط غیر کلامی است پیش از اینکه لب به سخن بگشاییم ظاهر ما اطلاعات زیادی در مورد سن، جنس، شغل، پایگاه اجتماعی (وقتی لباس خاصی بر تن داریم )وشخصیت ما در اختیار طرف مقابل می گذارد. به هنگام صحبت در جمع، وضعیت جسمانی ما بر ارزیابی شنوندگان از مقبولیت، کفایت و قابل اعتماد بودن ما تاثیر می نهد علاوه بر ظاهر و رفتار عوامل محیطی مثل معماری، مبلمان، دکوراسیون، بوها، رنگها، بافت و سر و صدا تاثیر زیادی بر روابط میان فردی دارند. ارتباط غیر کلامی گاهی میتواند جایگزین گفتار شود مثل افراد کر ولال که با حرکات دست و چهره مقصودشان را بیان می کنند. گاهی ما نباید منظورمان را با کلمات بیان کنیم زیرا دیگران این کار ما را حمل بر تظاهر، گستاخی یا خشک بودن می کنند. در این شرایط مخاطب نشانه های غیر کلامی را با دقت شناسایی و تفسیر و پیام مربوطه را بهتر دریافت می کند. رفتارهای غیر کلامی مکمل گفتار هستند و حالات عاطفی را منتقل می کنند و بار هیجانی بیشتری دارند و حاکی از نگرشها هیجانات و گرایشهای ما نسبت به دیگرانند.

 نمونه هایی از این ارتباط عبارتند از : کسی که می خواهد بر دیگری تسلط پیدا کند رفتارهای غیر کلامی مثل صدای بلند زیاد صحبت کردن قرار گرفتن در مرکز اتاق، ایستادن بر سکو، نشستن در راس میز، قطع صحبت دیگران و استفاده از نگاههای طولانی.

گاهی اوقات ما نمی توانیم مستقیما به کسی بگوییم از او خوشمان نمی آید و بارفتارهای غیر کلامی این موضوع را به او می فهمانیم. رفتار غیر کلامی به ما کمک میکند بفهمیم در موقعیتهای مختلف اجتماعی مثل جشن فارغ التحصیلی یا تشیع جنازه چگونه ظاهر شویم و چه رفتاری داشته باشیم

اولین شکل ارتباط اجتماعی لمس است. تماس یک نوزاد با مادرش میتواند تاپیر مهمی در رشد و نمو او داشته باشد. وقتی با کسی دست می دهیم با مخابره این پیام که ما بر عنصر انسانی تعامل تاکید داریم نه تفاوتهای یکدیگر ، موجب برابر شدن پایگاه طرفین می شود.بیقراری دستها وانگشتان و ضربات پا در هنگام اضطراب، بیشتر از کلمات بار عاطفی دارند. گذاشتن دست روی دهان به معنی دستپاچگی، سفید شدن انگشتان به معنای عصبانیت، مشت کردن انگشتان به معنی پرخاشگری گذاردن دستها روی هم نشانه شرم، خوردن ناخن به معنی عصبی بودن است توجه به این علایم به دلیل خود انگیخته بودن بیش از کلمات حالات هیجانی فرد را فاش می کنند. از آنجا که نشانگرها مکمل گفتارند وقتی امکان استفاده از ژستها را نداریم گفتارمان نارسا و نامشخص خواهد شد. وضعیت بدنی میتواند کمک کننده باشد افرادیکه پایگاه بالاتری دارند در هنگام نشستن وضعیت راحت تری به خود می گیرند در حالی که افرادی که پایگاه پایین تری دارند شق و رق و رسمی مینشینند و مضطربند .کسی که نشسته و به جلو خم شده نگرش مثبت تری به موضوع دارد وقتی طرفین همزمان رفتارهای مشابهی را انجام میدهند گفتگو و تعامل مثبت است .ارتباط چشمی نشانگر شدت هیجانات ما درباره دیگران است وگاهی پزشکان از طریق ارتباط چشمی متوجه نیازهای بیماران می شوند.

زمانی که به قلمرو فضای شخصی اطراف بدن ما تجاوز شود ناراحت می شویم. کارمندان در دفاتر کارشان میزشان را طوری می چینند که برای خود قلمرویی ایجاد کرده و تفاوت پایگاه را با دیگران نشان دهند. وضعیت افراد نیز اطلاعاتی در مورد روابط آنها میدهد فاصله بین افراد با افراد صمیمی کمتر است. افراد هم پایگاه فاصله کمتری دارند تا کسانی که هم پایگاه نیستند پوشش نیز در ارتباط مهم است. محافظه کاران لباسهای کم رنگ و معمولی به تن میکنند اما افراد برونگرا رنگهای تند و آخرین مد را می پسندند یونیفرم( مدارس) باعث فردیت زدایی و شناسایی میشود.

[ ۱۳٩۱/٢/۳ ] [ ٩:۳٦ ‎ق.ظ ] [ حسینعلی ستوده ]

[ نظرات () ]