فصلنامه افق طلائی سلامت

معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی زابل

آموزش و یادگیری

آموزش و یادگیری

منبع: دیدارلو علیرضا، شجاعی زاده داوود، محمدیان هاشم، برنامه ریزی ارتقاء سلامت، موسسه انتشاراتی آثار سبحان، چاپ اول، پائیز 1388

تهیه و تنظیم : راضیه کیخایی

منظور از آموزش فعالیتی است که در خدمت پرورش و کارآموزی قرار دارد. آموزش ابزار پرورش و کارآموزی است. معمولاً فعالیت هایی را که معلم قصد آسان کردن یادگیری در یادگیرندگان به تنهایی یا به کمک مواد آموزشی، انجام می دهد آموزش می نامند. چه این معلم در دبستان، و چه در دانشگاه یا در یک دوره کوتاه کارآموزی به آموزش مشغول باشد. پس بنا به تعریف، آموزش به فعالیت هایی گفته می شود که


با هدف آسان ساختن یادگیری از سوی آموزگار یا معلم طرح ریزی می شود و بین آموزگار و یک یا چند یادگیرنده به صورت کنش متقابل جریان می یابد. یادگیری فعالیتی است که از سوی یادگیرنده انجام می گیرد و خود او در بوجودآوردن آن دخالت مستقیم دارد و نقش معلم صرفاً فراهم آوردن شرایط و امکاناتی است که یادگیری را آسان می سازد. در واقع معلم از راه آموزش، در تجارب یادگیری دانش آموزان دخل و تصرف می کند تا بر یادگیری آنان تاثیر بگذارد. در این تعریف همچنین فرض شده است که یادگیری یک فرایند درونی یادگیرنده است و آموزش نسبت به یادگیری جنبه بیرونی دارد.

تعریف بالا از آموزش ویژه ی آموزش رو در روی کلاس است، زیرا در آن به کنش متقابل یا تعامل بین یادگیرنده و معلم تاکید شده است. در نتیجه این تعریف، انواع دیگر آموزش، مانند آموزش به وسیله رادیو، تلویزیون، کتاب و مانند اینها را که فاقد کنش متقابل یا رابطه ی دو جانبه ی رو در روی بین معلم و شاگردان نیست شامل نمی شود. اگر بخواهیم از آموزش تعریف جامع تری به دست دهیم، آن گونه که علاوه بر آموزش رو در روی کلاسی انواع دیگر آموزش را نیز شامل گردد، می توانیم آن را به صورت زیر تعریف کنیم : هر گونه فعالیت یا تدبیر از پیش طرح ریزی شده ای که هدف آن آسان کردن یادگیری در یادگیرندگان است.

تعریف یادگیری

گفتیم که هدف آموزش آسان کردن یادگیری[1] است. یادگیری یکی از مهمترین زمینه ها در روانشناسی امروز و در عین حال یکی از مشکل ترین مفاهیم برای تعریف کردن است. به سبب اهمیت و پیچیدگی مفهوم یادگیری از آن تعریف های مختلفی به دست داده اند. با این حال معروف ترین تعریف برای یادگیری این است :

یادگیری به فرایند ایجاد تغییر نسبتاً پایدار در رفتار یا توان رفتاری[2] که حاصل تجربه است گفته می شود و نمی توان آن را به حالت های موقتی بدن مانند آنچه بر اثر بیماری، خستگی، یا داروها پدید می آید نسبت داد.  این تعریف یادگیری از تعریف کیمبل اقتباس شده است.

این تعریف دارای اجزای زیر است :

مفهوم فرایند : یعنی یادگیری امری پویا و در حال توسعه می باشند، نه ایستا و منفعل.

مفهوم تغییر : یادگیری تغییر در شناخت، نگرش و مهارت فردی و یا مجموعه ای از آنهاست.

مفهوم نسبتاً پایدار : یادگیری لحظه ای نیست مثلاً اگر بر اثر نور شدید مردمک چشم ها کوچک شود، این یادگیری
نمی باشد، یادگیری نسبتاً پایدار است.

مفهوم رفتار بالقوه : این موضوع تفاوت یادگیری و عملکرد را بیان می کند. یادگیری بالقوه است، اما اگر آنچه آموخته شده است (یادگیری) به ظهور برسد و رفتار نمود پیدا کند، عملکرد است.

مفهوم تجربه : بیانگر آن است که یادگیری حاصل تعامل فرد و محیط است یعنی یادگیرنده در فرایند یادگیری فعال است.

با توجه به آن چه گفته شد، موضوع یادگیری عمدی و یادگیری اتفاقی نیز روشن می شود. از آنجا که برخورد یادگیرنده با هر گونه تجربه ممکن است به یادگیری بیانجامد، لازم نیست که یادگیری همیشه جنبه ی عمدی داشته باشد.در واقع بسیاری از یادگیری های ما به طور اتفاقی صورت می پذیرند. آنچه که دانش آموزان و دانشجویان در ضمن آموزش رسمی معلمان برای درباره ی موضوعات مختلف درسی می آموزند یادگیری عمدی است، اما در همین دانش آموزان و دانشجویان در ضمن حضور در مدرسه و در ارتباط با معلمان و دوستان، بسیاری یادگیری های غیرعمدی نیز اتفاق می افتد که از قبل طرح ریزی نشده و قابل پیش بینی نیستند.

نکته ی دیگری را که در رابطه با تعریف یادگیری باید توضیح دهیم تفاوت بین یادگیری و تفکر[3] است. تفکر به عنوان نوعی رفتار هم محصول یادگیری به حساب می آید و هم جزو تجاربی محسوب می شود که به یادگیری می انجامد. ما در گذشته تفکر یا اندیشیدن را آموخته ایم، اکنون نیز از طریق تفکر بسیاری نکته ها را می آموزیم. 

مقایسه آموزش با یادگیری

از مقایسه تعریف های آموزش و یادگیری با یکدیگر به این نتیجه می رسیم که اینها دو فرایند مستقل هستند. یادگیری همیشه معطوف به یادگیرنده است، اما آموزش مستلزم فعالیت متقابل حداقل دو نفر (یک معلم و یک یادگیرنده) است. البته معنی این سخن آن نیست که یادگیری و آموزش دو فرایند نامرتبط هستند، در واقع این دو به هم وابسته اند. یادگیری هدف است و آموزش وسیله رسیدن به این هدف. اما آموزش به یادگیری نمی انجامد. در بحث های قبلی گفتیم که آموزش فعالیتی است که از سوی معلم به قصد تسهیل یادگیری در یادگیرندگان انجام می گیرد، اما یادگیری فعالیتی است که از سوی یادگیرنده انجام می شود.

بنابراین، اگر یادگیرنده بخواهد از کمک ها و امکاناتی که معلم برای او فراهم می آورد استفاده کند و در جهت یادگرفتن فعالیت نماید در او یادگیری ایجاد خواهد شد و فعالیت های آموزشی معلم مثمر ثمر خواهند بود. اما چنانچه یادگیرنده در جهت یادگرفتن فعالیت نکند و نخواهد از کمک های معلم استفاده نماید، در او یادگیری بوجود نخواهد آمد، و در چنین حالتی آموزش به یادگیری نخواهد انجامید. بنا به گفته وولفولک[4] (1995)، "هیچ کس نمی تواند به جای دیگری یاد بگیرد، یادگیرندگان دانش ها و مهارت های خودشان را خلق می کنند. نقش معلم تدارک دیدن و هماهنگ کردن مواد، تکالیف، موقعیت ها، گفتگوها و کاوش هایی است که از یادگیری و استقلال یادگیرندگان حمایت می کند".



[1] learning

[2]  Behavioral potentiality

[3]  thinking

[4]  Wool Folk

[ ۱۳٩۱/٢/۳ ] [ ٩:٤٩ ‎ق.ظ ] [ حسینعلی ستوده ]

[ نظرات () ]