فصلنامه افق طلائی سلامت

معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی زابل

طنز

طنز

نخستین بیت از سومین غزل دیوان حافظ این بیت معروف است

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

روایت مشهوری است که وقتی تیمور گورکانی در سال 789 تقریبا اواخر عمر حافظ، فارس را تسخیر کرده و وارد شیراز می شود خواجه حافظ را که در آن ایام در فقر و فاقه روزگار پیری را می گذرانید به حضور طلبیده و بر بیت فوق


معترض شده و می گوید « ای حافظ من به ضرب شمشیر تمام روی زمین را خراب کردم تا سمرقند و بخارا را آباد کنم تو آنها را به یک خال هندو می بخشی »

خواجه حافظ زمین خدمت می بوسد و می گوید « ای سلطان عالم ! از آن نوع بخشندگی است که به این روز افتاده ام »

وقتی این رند شیراز از این جهان فانی به جهان باقی می شتابد بر سر همین بیت بین شاعران آشوب هایی بلند می شود آشوب هایی که طی قرنها ادامه یافته و تا روزگار ما نیز کشیده شده است . این شعرا ضمن اعتراض به حافظ در مورد بخشیدن سمرقند و بخارا به ترک شیرازی به سختی بر همدیگر می تازند .

چنان بخشیده حافظ جان سمرقند و بخارا را

که نتوانسته تا اکنون کسی پس گیرد آنها را

از آن پس بر سر پاسخ به این ولخرجی حافظ

میان شاعران بنگر ، فغان و جیغ و دعوا را

که مطلع را با شعر خانم پگاه رساپور شروع کرده و با امیر نظام گروسی و محمدحسین شهریار ادامه می دهیم

اگر آن کرد گروسی به دست آرد دل ما را

بدو بخشم تن و جان و سر و پا را

جوانمردی به آن باشد که ملک خویشتن بخشی

نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را

اگر آن مه رخ تهران به دست آرد دل ما را

به لبخند ترش بخشم تمام روح و معنا را

سر و تن و دست و پا را به خاک گور می بخشند

نه بر آن مه لقای ما که شور افکنده دنیا را

رندی از تبریز با اعتراض به شهریار تبریزی گویی خود را تافته جدا بافته از تبریز دانسته می گوید :

نه چون صائب ببخشم من سرو دست و تن پا را

و نه چون شهریارانم ببخشم روح و اجزا را

که ما ترکیم و تبریزی نه شیرازی شود چون ما

به تبریزی همه بخشند سمرقند و بخارا را

و آقای ح الف که موضوع را خیلی جدی گرفته چنین می فرماید :

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

نبخشم بهر خالی یک وجب از خاک ایران را

ببخشید آنچه می خواهید از سر تا به پا اما

نبخشید از سر دلدادگی مُلکِ شهیدان را

و در انتها شعری از شاعر معاصر هم استانیمان آقای شه مراد حسین پور

اگر آن شوخ سرحدی بدست آرد دل ما را

بسوزم پیش پای او سپند و خار و گل ها را

ندارم من متاعی که بریزم پیش پای او

نثار مقدمش دارم دو بیتی و غزلها را

گردآوری : مهدی آتش پنجه

[ ۱۳٩۱/٢/۳ ] [ ٩:٥٩ ‎ق.ظ ] [ حسینعلی ستوده ]

[ نظرات () ]