فصلنامه افق طلائی سلامت

معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی زابل

خوب چون زندگی - شاداب چون طبیعت

خوب چون زندگی - شاداب چون طبیعت

تهیه و تنظیم : آرزو دلدار

نویسنده ؛  آندرو ماتیوز (خوب چون زندگی ؛ شاداب چون طبیعت ) مترجم : هوشیار رزم آزما - چاپ چهارم ، نشر خوشه - سال انتشار 1376

در زمان حال زندگی کنید، زمان حال بزرگترین دستاورد زندگی ماست

نیروی آرامش روح و قدرت اجرائی اعمال و رفتارها برای رسیدن به هدفهایی که پیش رو داریم، مشخص کننده این موضوع است که ما تا چه اندازه از امکان زندگی در حال حاضر برخوردار هستیم.بی آنکه اعتنایی به آنچه دیروز اتفاق افتاده و آنچه فردا روی میدهدداشته باشیم و برای آن اهمیت قایل شویم باید بدانیم که، شکل زندگی ما در زمان حال ساخته می شود.از این دیدگاه، کلید خوشبختی و شادگونه زیستن و خرسندی و رضایت ما از زندگی در اختیارمان قرار می گیرد و به عبارت بهتر می توانیم به نحو احسن نیروی تفکر خود را در همین لحظه از زندگی که بدان نام زمان حال داده ایم، متمرکز سازیم.

زندگی در زمان حال اهمیت دارد. کسی به ما تضمین نداده که لحظه ای بعد


و یا فردا زنده خواهیم بود.پس مهم است که دم را دریابید.هنگامی که ما در زمان حال زندگی می کنیم، حداقل کاری که انجام می دهیم ترس را از فکر و جان خود می زدائیم.در واقع ترسهای موهوم زائیده خیالهایی است که ما درباره آنیه خویش و حوادث و اتفاقاتی که ممکن است در زندگیمان پیش آید، پیدا می کنیم.این برداشت فکری چنان فلج کننده می شود که ما را از هر عمل سازنده و مفید و مثبت باز می دارد.

بهترین کار این است که دست روی دست نگذاریم تا ببینیم چه پیش می آید، بلکه باید وضع روحی خود را با کار کردن و مشغول داشتن و به مقابله مشکلات رفتن، بهبود بخشیم، بالاخره باید کاری کرد! آری باید کاری کرد!مثلا به یک دوست قدیمی تلفن بزنید و احوالش را بپرسید و یا دوست تازه ای بگیرید.به یک باشگاه ورزشی بروید و بچه هایتان را به پارک ببرید و یا به همسایه تان در کار باغبانی کمک کنید و ...

همین لحظه ای که در اختیار داریم، تنها چیز یا تنها زمانی است که به ما داده شده.با این لحظه واین زمان می توانی کاری صورت دهی.سررشته زندگیت را بدست گیر و در زمان حال زندگی کن و نفست را در سینه حبس کن تا ببینی چه اتفاقی می افتد. هر فرصتی که بدست می آورید وارد میدان زندگی شوید و از هر فرصتی که بدست میآورید، استفاده کنید. هنگامی که با بی قراری منتظرید حادثهای برایتان روی دهد، سرتان را به کار دیگری گرم کنید و خود را با کارتازه ای مشغول نمائید.

داشتن روحیه گذشت سبب می شود که ما خلقا شاد و راحت باشیم و اطرافیان و نزدیکان و آشنایان خود را با چوب ملامت از خویش نرانیم.ملامت کردن دیگران ما را به هیچ جایی نمی رساند.

گذشته گذشته است و اتفاقی است که افتاده و کاری نمی شودکرد.هرقدر درباره آن فکر و خیال کنیم راه به جایی نخواهیم برد و تغییری در آن به وجود نخواهیم آورد.

هنگامیکه عفو و گذشت را در زندگی بر می گزینیم، اصل عالی و پرشکوهی را در مسیر حیات خود به جریان می اندازیم.اگر ما عوض شویم دیگران هم عوض خواهند شد.اگر ما برخورد خود را با دیگران تغییر دهیم، آنها هم رفتار خود را با ما عوض خواهند کرد.

آبراهام لینکلن : بسیاری از مردم خود تصمیم می گیرند چگونه زندگی کنند ،  شاد باشند یا غمگین.

بسیاری از مردم تعارفات را به مدت چند دقیقه و توهینها را به مدت چند سال در حافظه نگه می دارند و بصورت آشغال جمعکنهایی در می آیند که هر زباله ای را (حتی اگر بیست سال پیش بوده)  به طرف ایشان پرتاب شده، جمع می کنند و در ذهن و ضمیر خود جای مناسبی برای آن در نظر می گیرند.

اگر قرار است یک روز تصمیم بگیری شاد و خوشحال باشی، چرا از همین امروز نباشی.هرکسی میتواند خود تصمیم زندگیش را بگیرد.آیا ما آمادگی دریافت این نکته را یافته ایم که برای انجام کارهایی که در پیش داریم، وقت چندان زیادی نداریم و به عبارت ساده تر زمان حال را نمی توانیم در پای آینده قربانی کنیم.

اگر توقعات از زندگی را کم کنیم، عمر سهلتر و شادتر سپری خواهد شد.در شبانه روز24 ساعت فرصت زندگی داریم، پس آیا غم خوردن برای مشکلات فردایی که هنوز نرسیده، کار درستی خواهد بود؟

بعضی وقتها ما برای موضوعات و مسائل زندگی اهمیت بیش از اندازه ای قایل می شویم.بدترین آن هم ممکن است اتفاق بیفتد، ولی دنیا که به آخر نرسیده است.

خنده دوای هر درد بی درمان است.هنگامی که از ته دل قهقهه می زنید، جسم و جان خود را ترو تازه و با طراوت می سازید.خنده درد را از جسم پراکنده می سازد.شاد بودن هنر است و ما با این هنرخواهیم توانست به مشکلات هر قدر دشوار و طاقت فرسا به نظر برسند بخندیم.ما همگی از بدشانسی خود می نالیم.مردمان شاد و خوشحال تا آنجا که می توانند سعی می کنند خود را گرفتار یاس و غم و اندوه نسازند و برای آن اهمیت چندانی قائل نشوند.

زندگی آنقدرها هم که فکر می کنیم جدی نیست، بگذارید شوخ طبعی را جدی بگیریم ، از هرچه بترسیم همان سرمان می آید ، پیوسته درباره آنچه می خواهید بدست آورید به گونه ای مثبت بیندیشید .

اگر تنها آرزویی که به سر دارید پولدار شدن است آن را امری محال نپندارید و همچنان آرمان و هدف خود را پیش دیده و در ذهن به تصویر بکشید . به خود تلقین کنید که سرانجام موفقیت را در آغوش خواهید کشید و از رفاه و غنا و آسایش دلخواهتان برخوردار خواهید شد. مطمئن باشید که ضمیر باطنتان شما را به خواسته و آرزویتان خواهد رسانید. اصلی که بدان ایمان دارید موانع را از پیش پایتان برخواهد داشت.

کازانتر کیس:شما قلم مو و جعبه رنگی را دراختیار دارید. دیگر با خود شماست که بهشت برای خود ترسیم کنید و یا دوزخ.

ما هر توقعی از زندگی داشته باشیم همان را بدست خواهیم آورد.انسان همان چیزی را بدست می آورد که آن را در ذهن از قبل پرورده و آماده کرده باشد.

هرکس فقط یک بار به دنیا می آید.اگر با طوماری بلندبالا از بدبختیهای خود بهدنیا بروید،بدان معنا خواهد بودکه خودتان چنین میخواستید.اگر ما دائما درباره ی فقر، بیچارگی، شکست و محرومیت بیندیشیم و یا کتابهایی را بخوانیم که فقط درباره این موضوع بحث و گفت و گو کرده اند، بدیهی است که خود نیز به صورت یکی از قهرمانان آنها در خواهیم آمد.

مردمان موفق جز به موفقیت نمی اندیشند، اگر تنها یک اصل و قاعده ی ذهنی وجود داشته باشد که بتواند بازنده ها را به آدمهایی اهل عمل تبدیل کند، آن هم اصل تمرکز فکر بر هدفی است که شخص پیش رو دارد.ما باید دقیقا درباره آنچه می خواهیم بدست آوریم، اندیشده و افکار خود را حول هدف خویش متمرکز سازیم.

فکرت را درباره آنچه داری متمرکز کن و از آنچه داری لذت ببر. فکر چیزی را که ممکن است از دست بدهی، از سر بیرون کن.این حق ماست که از زندگی خود و از آنچه در زندگی نصیبمان شده، لذت ببریم و غم فردا را به فردا واگذاریم.هنگامی که فکر از دست دادن چیزی را به سر راه می دهیم، دیگر در زمان حال زندگی نمی کنیم و با این طرز اندیشیدن و لذت آن را به آینده موکول می کنیم.

اگر رودرروی ترس بایستید آن را فراری خواهید داد.ما بیشتر به این تجربه می رسیم که اگر واقعا و از روی عزم و تصمیم راسخ بر آن شویم تا رودر روی ترس بایستیم، ترس مثل بخاری محو و پراکنده خواهد شد.

زمانی که واقعا بر آن می شویم تا شادمانه به حیات خود ادامه بدهیم، نخستین کاری که می کنیم، باید مواظب حرفی که از دهنمان بیرون می آیدباشیم و تصمیم بگیریم تا با دیدی مثبت به خود بنگریم و از خوار و حقیر ساختن خویش خودداری کنیم.این گفته به معنای آن نیست که ادعا کنیم ما موجودی کامل و از هر حیث بی عیب و نقص هستیم، ولی مقصود آن است که به هر حال خود را دست کم نگیریم، برای خود بیهوده تقصیر و خطا نتراشیم و خود را در چشم خویش، دوستاننزدیکان، همکاران و اطرافیان، کوچکوخفیف جلوه ندهیم.

هر روز با خود تکرار کنید:

هر روز از روز پیش روحیه ام بهتر و بهتر می شود ، من خود را سالم و تندرست می بینم ، خوب و خوش و آرام و موفق هستم .

38

ما هر خواست و آرزویی داشته باشیم، کم و بیش در زندگی همان را بدست خواهیم آورد و هرگونه بیندیشیم ، ضمیر باطن به همان نحو، به شیوه تفکر ما پاسخ خواهد داد . نظر من بر این است که مدار جهان بر گذشت و بخشندگی و بلند نظری و همت والا می گردد، در این صورت اگر کسی با سماجت فراوان بر این ایده، یعنی ایده فقر و نداری و استیصال و تنهایی اصرار ورزد و هیچ راه نجاتی نیابد، یقینا جز همان تصویری که در ذهن نشانده، بهره ای نخواهد برد.در هر مقام و هرجا که هستید، از همان جا می توانید شروع کنید. تلاشی که از امروز آغازمی کنید، نتیجه و ثمره خود را به بار خواهد آورد. لحظه انتخاب ، همین الان است. تصمیم بگیرید بهتر از گذشته زندگی کنید.مهم امروز است .

اگر خودرابه خاطر آنچه خواستید و بدست نیاوردید، بدبخت می شمارید، درباره ی آن چیزهایی بیندیشید که فکر داشتنش را نمی کردید ولی ، بدست آورده اید.یعنی  نگریستن به نکات مثبت زندگی

ویکتور فرانکل : هر فرد از زندگی سهمی می طلبد و این دیگر بر خود اوست که سهم خویش را بیابد و کشف کند.

مهم نیست از چه جایی شروع می کنیم، مهم مکانی است که برای پایان در نظر گرفته ایم.رسالتووظیفهآدمی سرو کله زدن با مشکلات، مجهولات و موضوعاتی است که زندگی را تشکیل میدهد مثلخندیدن، عشق ورزیدن، سعی و مجاهده ، برخاستن و افتادن و افتادن و باز هم برخاستن کائنات بر مدار منظمی می چیرخد. زندگی از ما می خواهد و ترغیب مان می کند تا بسوی هرچه تازه و نو است روی آوریم، در یک جا ننشینیم و پرتحرک و فعال باشیم و گرنه چون آب راکد، شفافیت و طراوت و زلال بودن خود را از دست خواهیم داد.برای برنده شدن و رسیدنبهمقصود،بایستیازخطرکردنهراسیبهدلراهندهیم.

حق انتخاب با ماست، انتخاب واقعی بین زنده بودن و زیستن به معنای درست و کامل.بگذار به قلب خطر بزنیم و از آن نهراسیم تا بتوانیم بهره و پاداش آن را بدست آوریم.هرکاری که می خواهید بکنید

[ ۱۳٩۱/٥/۸ ] [ ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ ] [ حسینعلی ستوده ]

[ نظرات () ]