فصلنامه افق طلائی سلامت

معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی زابل

هوش هیجانی چیست؟

هوش هیجانی چیست؟

تهیه وتنظیم: رضا ایمانخواه

مسئول واحد مبارزه با بیماریها مرکز بهداشت زابل

منابع :

 1 ـ هوش هیجانی، دانیل گلمن، ترجمه نسرین پارسا، انتشارات رشد

2 ـ هوش هیجانی- مهدی گنجی- انتشارات ساوالان

3 ـ هوش هیجانی، دیدگاه سالووی و دیگران، تالیف و ترجمه دکتر نسرین اکبرزاده، انتشارات فارابی

4- آزمون هوش هیجانی، راحله سموعی و همکاران

عصبانی شدن آسان است ، همه می توانند عصبانی شوند، اما عصبانی شدن در برابر شخصِ مناسب، به میزان مناسب، در زمان مناسب، به دلیل مناسب و به روش مناسب ،آسان نیست!

ارسطو

 

مقدمه

سالهاست تصور می شد که هوش افراد(IQ) ، موفقیت آنها در زندگی را تعیین می کند. مدارس برای ثبت نام دانش آموزان در برنامه های مختلف و همچنین شرکت ها و کارفرمایان برای انتخاب افراد از آزمون IQ استفاده می کردند. ولی در ده سال اخیر ، محققان دریافته اند که IQ تنها شاخص موفقیت افراد نیست. اکنون هوش هیجانی(EQ) است که بعنوان شاخصی برای ارزیابی موفقیت


محسوب می شود.

هوش هیجانی،  نوع دیگر باهوش بودن است و شامل درک احساسات خود برای تصمیم گیری مناسب در زندگی است.EQ توانایی کنترل حالت های اضطراب آور و کنترل واکنش است. این به معنی پر انگیزه و امیدوار بودن به کار و رسیدن به اهداف است. بطور کلی EQ یک مهارت اجتماعی است و شامل همکاری با سایر مردم، کاربرد احساسات در روابط و توانایی رهبری سایر افراد می باشد.

هوش هیجانی EQ و تفاوت آن با IQ
 تفاوت بین معلومات کتابی و مهارت در زندگی روزمره و ارتباطات افراد، در واقع همان تفاوت بین IQ یا ضریب هوشی و EQ یا هوش هیجانی آنهاست.             
ضریب هوشی (IQ)، معیار قابل اطمینانی برای سنجش ظرفیت و توانایی شناختی افراد است و در طول زمان تغییر نمی‌کند.

بسیاری از روان‌شناسان معتقدند که هوش هیجانی پویاست و قابل یادگیری و افزایش می‌باشد.

بسیاری از افراد در آزمون های ورودی دانشگاه یا مؤسسات از نظر بهره هوشی نمره بالایی کسب می کردند اما همین افراد در محیط کار و خانواده چندان موفق نبودند. برعکس افرادی نمره هوش بهر پایینی داشتند ولی در محیط کار افرادی موفق و سازگار به شمار می رفتند که علتش می تواند به سطح هوش هیجانی(EQ)یا توانایی هدایت هیجانهای شخص در تعاملات فردی ارتباط پیدا کند.
با استفاده از بهره هوشی می توان پیش بینی کرد چه شغلی مناسب فرد است؟ درحالیکه هوش هیجانی می تواند مسیر پیشرفت، شکست یا درجازدن کارکنان را پیش بینی کند. ضریب هوشی ما حتی با روند بلوغ مان نسبتا ثابت می‌ماند، ولی هوش هیجانی می‌تواند قوی‌تر شود.

جک بلوک، روانشناس دانشگاه کالیفرنیا افراد را بر حسب جنسیت، IQ و EQ به 4دسته تقسیم می‌کند:         
 مردانی با IQ بالا :

 

این مردان از روی توانایی‌های گسترده عقلانی‌شان مورد شناسایی قرار می‌گیرند و افرادی جاه‌طلب، منتقد، لجوج و دارای توانایی بالا در حل مسائل عقلانی می‌باشند. اما به دلیل هوش هیجانی پایین، کمرو، فروتن، نازک نارنجی‌و از نظر احساسی سرد و بی‌عاطفه‌هستند.
مردانی با EQ(هوش هیجانی) بالا :

چنین مردانی در روابط اجتماعی، متعادل، شاد و سرزنده هستند، ظرفیت بالایی جهت تعهد و سرسپردگی برای مردم یا اهداف خود دارند، مسئولیت‌پذیر، دلسوز و با ملاحظه‌اند. این افراد با خود، دیگران و اجتماع احساس راحتی می‌کنند.

زنانی باIQ  بالا:

از اعتماد به نفس خوبی برخوردارند، در بیان موضوعات عقلانی و اندیشه‌های خود فصاحت کافی دارند و دارای علایق روشنفکرانه زیادی هستند. آنها درون‌گرا، مستعدنگرانی، فکر و خیال و احساس گناه هستند، در ابراز خشم خود تامل می‌کنند و معمولا آن را غیرمستقیم ابراز می‌کنند.           
زنانی با EQ بالا:

این زنان دوست دارند احساساتشان را مستقیما بیان کنند، راجع به خود مثبت فکر می‌کنند مانند مردان هم گروه خود اجتماعی و گروه‌گرا هستند، شاد و آسوده خیال‌ می‌باشند و به ندرت احساس نگرانی و گناه می‌کنند.    
 شکی نیست که برخورداری از هوش‌بهر بالا به تنهایی برای حل مسائل پیچیده زندگی اجتماعی کافی نیست. به عقیده جک بلوک فردی که از نظر هوش‌بهر بالا است، اما فاقد هوش هیجانی کافی می‌باشد، تقریبا کاریکاتوری از یک آدم خردمند است. او در قلمرو ذهن چیره دست بوده، اما در دنیای شخصی خویش ناتوان است.

شکل گیری اجزای هوش هیجانی       
 شکل گیری اجزای هوش هیجانی در سالهای اولیه زندگی کودک انجام می گیرد اگرچه شکل گیری این ظرفیت ها در خلال سالهای مدرسه نیز ادامه پیدا می کند. تمام مبادلات کوچک میان والد و فرزند دارای زیرمجموعه عاطفی است و تکرار این پیام ها در طی سالیان به شکل گیری دیدگاه ها و توانایی های عاطفی اساسی درکودکان می انجامد.               
 تحقیقات نشان داده که صرف بی توجهی به کودک، از سوءرفتار آشکار بسیار مضرتر است. کودکانی که نادیده گرفته می شوند از همه کودکان دیگر بدتر عمل  می کنند، از همه مضطرب تر، بی توجه تر و بی احساس تر هستند و به صورت متناوب پرخاشگر و گوشه گیرند. سه چهار سال اول زندگی دوره ای است که نسبت به دوران بعدی زندگی فراگیری مطالب اساسی با سهولت بیشتری تحقق می پذیرد و فراگیری عاطفی نیز در پیشاپیش تمام آموخته ها انجام می گیرد. در خلال این دوران فشار روانی جدی  می تواند به مراکز یادگیری مغز آسیب برساند و از این رو به هوش افراد زیان وارد آورد

آموزش و افزایش هوش هیجانی     
"هیجان" در جریان تعلیم و تربیت بسیار مهم است زیرا توجه را بر می‌انگیزد، باعث انگیزه و تقویت یادگیری و حافظه می‌گردد. شکی نیست که طریق انسجام یافتن رفتارها، هیجان‌ها و شناخت‌ها در دهه اول رشد، کاربرد مهمی در کنش هیجانی و روانی فرد در تمام پهنه زندگی دارد.               
در الگوی رشد عقیده بر این است که در جریان رسش و پختگی بعضی از اجزای ترکیبی هیجان، زودتر از اشکال شناختی آن رشد می‌کند.

هوش هیجانی و مدیریت بازار         

 همه ما داستان کارآفرینان بزرگ را شنیده‌ایم که از هوش تحصیلی بالایی برخوردار نبوده‌اند و در دانشگاه وضعیت مطلوبی نداشته‌اند اما با تکیه بر هوش هیجانی خود بزرگترین شرکت‌های دنیا را ایجاد نموده‌اند. بزرگترین تجار و کارآفرینان معمولاً تأکید فراوانی بر غرایز خود دارند و برای آنچه در خصوص بازار حس می‌کنند اهمیت بسیار بالایی قائلند. مدیران و تجاری که هوش هیجانی بالایی دارند یعنی کسانی که احساسات خود را بخوبی می‌شناسند و هدایت می‌کنند و احساسات دیگران را نیز درک می‌کنند و هدفمند با آن برخورد می‌کنند در اداره بازار ممتازند. این افراد حتی در زندگی فردی نیز خرسند و کارآمدند و توانی را در اختیار دارند که موجب می‌گردد افرادی مولد باشند.

هوش هیجانی و شادکامی

 

تقریباً ده سال بعد از این که مفهوم هوش هیجانی در روان‌شناسی جا افتاد، یک گروه از روان‌شناسان دیگر، در فکر در انداختن سقفی نو در روان‌شناسی افتادند. آنها که نام مکتب قرن بیست و یکمی ‌خودشان را گذاشتند روان‌شناسی مثبت‌گرا و توجّه خودشان را گذاشتند روی جنبه مثبت زندگی انسان‌ها. آنها می‌گفتند اگر روان‌شناسی، نتواند مردم را شاد نگه دارد، به چه دردی می‌خورد؟ امّا قبل از آنها روان‌شناسانِ هوش هیجانی، به خوبی دریافته بودند که شادکامی‌، یکی از مؤلّفه‌های هوش هیجانی است.

ادراک هیجانی و روابط زوجین          
پژوهشگران دریافته‌اند که ارتباط با ثبات و معناداری بین توانایی ابراز دقیق و صحیح عواطف با شادی‌های زندگی و روابط زناشویی مطلوب وجود دارد.زوج‌های خرسند در مقایسه با زوج‌هایی که رابطه زناشویی و هیجانی خوبی با هم ندارند، احساس همدلی بیشتری به هم نشان می‌دهند و نسبت به احساسات یکدیگرحساسیت بیشتری به خرج می‌دهند.زوج‌های ناراضی از زندگی زناشویی در عکس‌العمل به رفتار نامناسب همسرشان مقابله به مثل می‌کنند

[ ۱۳٩٢/٢/۱٤ ] [ ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ ] [ حسینعلی ستوده ]

[ نظرات () ]