فصلنامه افق طلائی سلامت

معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی زابل

رشد جمعیت و منابع آب

رشد جمعیت و منابع آب

گردآورنده: محمد صادق معین فر؛ دانشجوی کارشناسی ارشد شهرسازی- برنامه ریزی شهری

منبع: کتاب انرژی و شهرنشینی؛ دکتر ام. ال. ناراسایا؛ دکتر جعفر شاعلی و همکاران؛ انتشارات پرهام نقش؛ چاپ اول 1389.

هر جایی که جمعیت در حال رشد است، تأمین آب برای هر فرد کاهش پیدا می کند. در نتیجه رشد جمعیت بین سال های2050 تا1950میزان آب موجود برای هر فرد از چرخه ی آبشناسی 75% افت پیدا خواهد کرد. علاوه بر این تنها  از آب


 تمیز برای هر فرد در مقایسه با سال 1950 در سال 2050 خواهد بود.

میزان آب در دسترس برای هر فرد، در برخی از کشورها که با کمبود آب مواجه هستند بسیار کم است. اثرات اجتماعی سهمگینی که کمبود آب می تواند بگذارد برای فرض کردن هم سخت است. حقیقتاً گسترش کمبود آب ممکن است به یکی از مسائل مهم در بحث منابع طبیعی در جهان امروز تبدیل شود.

گواهی برای اثبات نگرانی در مورد آب می تواند در رودخانه هایی که خشک شده اند و صخره های آب زیرزمینی که کاهش پیدا کرده اند دیده شود. رودخانه ی کلورادو در جنوب غربی آمریکا اکنون به سختی به دریا می رسد، رودخانه ی زرد، یکی از دو رودخانه ی مهم شمالی چین، از سال 1985در برخی از مواقع سال خشک می شود که البته با افزایش مصرف دوره ی خشکسالی آن نیز طولانی تر می شود. در سال 1997 این رودخانه برای مدت 236 روز نتوانست به دریا برسد!

70% از آبی که از منابع زیرزمینی یا از رودخانه ها گرفته می شود برای آبیاری، 20% برای اهداف صنعتی و 10% برای مصرف خانگی استفاده می شود. الگوهای مصرف آب در مناطق مختلف متفاوت است. در اروپا برای مثال وقتی که کشاورزی، توسط آب باران تغذیه می شود باقیمانده ی آب برای مصرف صنعتی به کار می رود، در عوض در آسیا، آبیاری، 85% آب مصرفی را تشکیل می دهد.

چون کشورها در برابر محدودیت منابع آبی خود مقاومت می کنند رقابت بین بخش ها باعث می شود که اقتصاد آب مصرفی لطفی به بخش کشاورزی نکند. 1000 تن از آب برای تولید  تن گندم استفاده       می شود که 200 دلار می ارزد در صورتی که اگر این آب صرف بخش صنعت می شد 14000 دلار سود حاصل می کرد. این قسمت بیانگر برتری صنعت نسبت به کشاورزی در مصرف آب است.

چون افزایش تقاضای آب با محدود شدن منابع آن متقارن شده است، کشورها عموماً تقاضای شهری و مسکونی خود را با انتقال آب از بخش آبیاری جبران می کنند. آنها پس از وارد کردن غلات مشکلات فقدان آبیاری را حل و فصل می کنند. تا زمانی که همچنان برای تولید یک تن گندم، 1000 تن آب لازم است مؤثرترین و کارآمدترین کار اینست که غلات را وارد کنیم.

 

آفریقای شمالی و خاورمیانه (منطقه ای که رشد جمعیت سریع و اکثر کشورها با کم آبی مواجه اند) از 1990 به یکی از بزرگترین بازارهای وارد کننده غلات تبدیل شده اند. در سال 1997 آب مورد نیاز برای تولید غلات و دیگر مواد مصرفی که به این منطقه وارد شده بود، تقریباً با جریان یکساله رودخانه نیل برابری می کرد.

کشورهای چین و هند(دو کشوری که با هم بر آبیاری کشاورزی جهان حکمفرمایی می کنند)در بازگشت طبیعی این آبها به سفره های زیرزمینی با مشکلاتی روبرو شده اند. ترکیب تأثیرات خالی شدن  حوزه های آبخیز در این کشورها و انتقال رو به رشد آب از بخش آبیاری به بخش غیر کشاورزی این موضوع را ناخوشایند کرده است. سرانه ی زمین آبیاری شده و حاصلخیز برای هر فرد از سال 1978  کم کم رو به کاهش است (4%کاهش از رقم قبلی ). اگر جمع زمین های حاصلخیز تا سال2050 تقریباً 263 میلیون هکتار باقی بماند، این نسبت به کاهش 38درصدی می رسد، این شدت کاهش باعث بوجود آمدن چالش بزرگی برای کشاورزان جهان می شود.

تقریباً در حدود 1/1 میلیارد نفر از افراد تا سال 2050 در کشورهایی زندگی خواهند کرد که با کمبود مطلق آب مواجه هستند. این ملت ها نمی توانند همانند سال 1990 همان سطح محصول را تولید کنند حتی اگر کاراترین راه را برای آبیاری استفاده کنند و حتی اگر با مصارف داخلی و صنعتی نیز درست برخورد کنند به همچنین درجه ای نمی رسند. آنها ممکن است که دست از آبیاری زمین ها بردارند تا بتوانند احتیاجات صنعتی و مسکونی خود را ارضاء کنند. نتیجه ی کاهش در تولیدات داخلی آنها را مجبور خواهد کرد تا جایی که امکان پذیر است غذای بیشتری وارد کنند. اگر کشورها همچنان طبق دستورالعمل های سازمان ملل عمل کنند شمار افراد محروم مانده از آب در سال 2050 خیلی بالاتر از شمار افراد سال 2025 خواهد بود.

نکته حائز اهمیت موضوع این است که اگر ما در آینده با کمبود آب مواجه هستیم در کنار آن با کمبود غذا هم مواجه خواهیم شد .

[ ۱۳٩٢/٢/۱٥ ] [ ٧:٥۳ ‎ق.ظ ] [ حسینعلی ستوده ]

[ نظرات () ]