فصلنامه افق طلائی سلامت

معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی زابل

حمایتهای روانی – اجتماعی در بلایا و حوادث غیر مترقبه

حمایتهای روانی – اجتماعی در بلایا و حوادث غیر مترقبه

محدثه عارفی – گروه تخصصی بیماریها

منبع : یاسمی محمد تقی . امین اسماعیلی معصومه. باقری یزدی عباس . بوالهری جعفر . و همکاران . حمایتهای روانی– اجتماعی در بلایا و حوادث غیر مترقبه .نشر انصار . چاپ اول .1391

وقتی در مقابل یک بلای طبیعی هم چون زلزله ، سیل و ... قرار می گیرید چه احساسات و افکاری را تجربه می کنید ؟ چگونه رفتار می کنید ؟

انسان ها در رویارویی با بلایا و حوادث واکنش هایی از خود بروز می دهند که می توان آن ها را


به پنج مرحله تقسیم کرد :

1- مرحله تماس یا ضربه : این مرحله در چند دقیقه پس از حادثه بروز می کند. اکثر افراد دچار ترس و وحشت شدیدی می شوند. ممکن است بهت زده و گیج و درمانده به نظر برسند. قدرت انجام هیچ کاری را ندارند و گویی میخکوب شده اند . این مرحله معمولا" گذرا و کوتاه مدت است .

2- مرحله قهرمان گرایی: در ساعات اولیه وقوع حادثه بروز می کند. در این مرحله همبستگی ایجاد می شود. افراد احساس می کنند باید کاری انجام دهند، به عنوان مثال شروع به بیرون آوردن اجساد و عزیزانشان از زیر آوار می کنند و تا رسیدن نیروهای کمکی بسیاری از کارها را خودشان انجام می دهند. البته در پاره ای از موارد پرخاشگرانه عمل می کنند و اگر نیروهای امدادگر مانعی بر سر راهشان ایجاد کنند ممکن است عصبانی و تحریک پذیر شوند .

3- مرحله شادمانی و فراموش کردن غم : یک هفته تا چند ماه پس از حادثه بروز می کند . همزمان با رسیدن نیروهای کمکی افراد امیدوار  می شوند و ممکن است حالت آرامش و نشاط پیدا کنند و یک حالت سرخوشی و شادمانی دارند .

4- مرحله مواجهه با واقعیت : 2 الی 3 ماه پس از وقوع حادثه بروز می کند. در این مرحله افراد تازه متوجه وسعت خسارات و فقدان هایشان می شوند. مجددا"روحیه خود را از دست می دهند، ناآرام، خسته و درمانده می شوند. ممکن است به این نتیجه برسند که کمک های رسیده برای آنها کفایت نمی کند. افسرده و مضطرب و حساس هستند و احساس تنهایی شدیدی می کنند .

5- تجدید سازمان: که 6 ماه تا 1 سال پس از وقوع حادثه بروز می کند. افراد شروع به بازسازی روانی خود و بازسازی زندگی خود می کنند و به تدریج درک می کنند که باید متکی به خود باشند . عدم رسیدن کامل به این مرحله منجر به باقی ماندن علایم و واکنش های روانی ، افسردگی و اضطراب می شود .

واکنش ها و علایم روانی در گروه های آسیب پذیر

کودکان : خیلی ها فکر می کنند که کودکان زود همه چیز را فراموش   می کنند یا اینکه کودک که چیزی نمی فهمد و حتی اگر دچار ضربه شدیدی هم شود زود بهبودی پیدا می کند. این طرز فکر باعث می شود که توجه کمتری به کودکان شود. از طرفی والدین که خود نیز در فشار هستند ممکن است واکنش هایی چون گوشه گیری، پرخاشگری، افت تحصیلی یا امتناع از رفتن به مدرسه در فرزند خود را رفتاری عمدی یا دال بر لجبازی تلقی کنند .

زنان: مرگ و میر زنان در کشورهای در حال توسعه در اثر بلایا از مردان بیشتر است. به طور کلی زنان علایم و واکنش های روانی بیشتری بعد از وقوع بلایا دارند. زنان معمولا نقش اصلی مراقبت از فرزندان را برعهده دارند و کمتر احتمال دارد به خاطر فرزندان خود هنگام بروز بلایا، محل حادثه را ترک کنند. پس از وقوع بلایا امنیت آنان بیشتر مورد تهدید قرار می گیرد . در صورتی که سرپرست یا پدر خانواده از دست رفته باشد ممکن است در مورد کمک هایی که توزیع می شود مورد تبعیض واقع شوند و با کمبود مواد غذایی رو به رو شوند .

سالمندان : در صورت بروز بلایا، سالمندان در معرض خطر بیشتری قرار دارند. فراموشکاری یا حواس پرتی در آنها ممکن است علامتی از افسردگی باشد که گاهی به حساب پیری گذاشته می شود و مورد غفلت قرار می گیرد .

مراقب باشید افرادی را در جریان بلایا دچار واکنش های روانی شده اند بیمار یا مبتلا به بیماری روانی تلقی نکنیم . این علایم واکنشی طبیعی یه یک حادثه کاملا غیر طبیعی است و در بسیاری از موارد در طول زمان کاهش می یابد و از بین می رود .

توصیه هایی برای والدین کودکان آسیب دیده: کودکان نیز مانند بزرگسالان و حتی بیشتر از آنان تحت تاثیر بلایا و عوارض قرار می گیرند ولی آنها مهارت کافی برای برقراری ارتباط به صورت کلامی نداشته و اگر هم دارند کمتر در مورد ترسها ، سو ء برداشت ها و سایر احساسات خود با دیگران صحبت می کنند :

 

- برای شناخت این ترس ها بهتر است به کودک اجازه دهیم در صورتی که تمایل دارد در مورد حادثه حرف بزند و هیچگاه در مورد بیان احساسات کودک را تحت فشار قرار ندهیم .

- به سوالات کودک صادقانه پاسخ دهیم اگر پاسخ سوالی را نمی دانیم از جواب دادن طفره نرویم و بگوییم : من هم نمی دانم بگذار بپرسم .

- کودکان نیاز به آرامش دارند با خونسردی آنان را در آغوش بگیریم .

- در کار روزانه و خواب و تغذیه شان تا حد امکان هماهنگی ایجاد کنیم . کودک باید بتواند به اندازه کافی استراحت کند، در صورتی که از خواب در تاریکی وحشت دارد تا هنگام خواب رفتن در کنارش باشیم .

- به نیاز های بهداشتی و تغذیه ای کودکان توجه کنیم .

- سعی کنیم اخبار دردناک و برنامه های رادیو و تلویزیون که صحنه های ترسناک و ناله و شیون های شدید دارند را که باعث افزایش اضطراب کودک می شود محدود کنیم .

- رفتارهایی مثل شب ادراری را در ابتدا باید بپذیریم و به کودک آرامش دهیم و او را تنبیه نکنیم .

- کودکان در شرایط بحران و پس از وقوع حوادث ناگوار بیش از هر زمان دیگری نیاز به تفریح دارند .

- کودکان و نوجوانان را به فعالیت های نیکوکارانه، کمک به مردم در بازسازی شهر یا انجام امور منزل، کمک در کشاورزی و باغبانی تشویق کنیم .

 

 

[ ۱۳٩٢/۸/۱۱ ] [ ۱۱:٤۳ ‎ق.ظ ] [ حسینعلی ستوده ]

[ نظرات () ]