فصلنامه افق طلائی سلامت

معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی زابل

بیماری بیخوابی یا کم خوابی را با فکر درمان کنید !

بیماری بیخوابی یا کم خوابی را با فکر درمان کنید !

تهیه و تنظیم : آرزو دلدار

منبع : کتاب قدرت نیروی فکر / نوشته جک انساین ادینگتون/ترجمعه دکتر قدیر گلکاریان/نشر یاران تبریز/نوبت چاپ :چهارم

 بیماری کم خوابی یا بیخوابی خطری خیالی است .

دکترجوزفین ای.جکسون

آیا شما هم از جمله افرادی هستید که شبانگاهان در بستر خواب مدام به این سو و آن سو می خزید تا خوابتان ببرد یا آدم خوش اقبالی هستید که همان دم نخست که سر بر بالین می نهید خواب شما را غرق می گرداند؟ اگر آمار فروش قرص خواب را در عرض یکسال برآورد سازیم خواهیم دید که آمار گروه اول بیشتر خواهد بود !

بیماری خیالی - کم خوابی  یا بیخوابی( اینسومنیا )

خوابیدن یا خوابانیده شده! این تنها مساله مهمی است که می خواهیم به آن بپردازیم .

برای کسی که دچار بیماری اینسونیا یا همان بیخوابی شده، چیزی مهمتر از درمان بیخوابی نیست .بیخوابی نوعی بیماری است که انسان در هنگام استراحت خواب به چشمانش نمی آید و تا ساعاتی در بستر


این سو و آن سو می خزد تا بلکه خوابش بگیرد و ناکام صبح گاهان کسل و خسته و خواب آلود روز خود را شروع می نماید.

دکتر جوزفین ای. جکسون می نویسد: بیخوابی بیماری شدیدی نیست که از آن به عنوان خطر جدی یاد کرد. گاهی انسان ها تصور می نمایند که با بیخوابی عقل انسان زایل می گردد. او در کتاب غلبه بر خشم خو می نویسد: انسان های مبتلا به بیخوابی نه تنها دیوانه نمی شوند و جنون نمی گیرند؛ بلکه شاید برخلاف انتظار طول عمر زیادی هم دارند .

زمانی که فرد در طول استراحت سعی دارد که خواب به چشمانش بیاید؛ در حقیقت به سلول های مغزی فشار می آورد و چون ادراکات او اجازه چنین ترک عادتی را به او نمی دهد به ناچار فرد در بسترش به هر سویی می شتابد و می خزد. باید در استراحت این نکته حائز اهمیت گردد که منظور از استراحت، ساکن نگهداشتن بدن و حاکم بودن بر احساسات است تا خستگی که ماحصل تداوم روند کاری روزانه از بدن زدوده شود .

متاسفانه تصور می گردد که تنها خواب می تواند استراحت کامل و کافی را به بدن و جسم آدمی برگرداند؛ در حالیکه اینچنین نبوده و آدمی با دراز کشیدن و تمرکز اعصاب می تواند با انقباض و انبساط اعضاء و جوارح جسم خود خستگی را از تن بزداید .

دکتر جوزفین ای. جکسون؛ موضوع بیخوابی را نوعی اندیشیدن درون دایره ای تصور تصور می کند و می افزاید: عادت، اندک ترین انرژی را برای خود تخصیص می دهد و در حقیقت ادراک آن را بدون صرف انرژی و یا احساس خستگی به طور اتوماتیک تداعی  می بخشد. چنانکه می دانیم دیافراگم و قفسه سینه و عضلات قلب از نوعی حرکات عادتی بهره می گیرند که تا آخر عمر همچنان بالا و پایین حرکت می نمایند .هر چیزی که به ادراک انسان داده شود؛ بدون مرزبندی و یا آنالیزه کردن در هماندم ثبت و ضبط می گردد و اگر فردی دچار بیخوابی است؛ در حقیقت تاثیر فعالیت مدت دار او بوده که عادت بیخوابی در ادراک شخص جای گرفته و علیرغم اراده مخالف و متضاد که  انسان مایل به خوابیدن است، در وقت مورد دلخواه خواب به چشمان شخص نمی آید .

گاهی انسان هایی را می بینم که با وجود دراز کشیدن و نبستن چشمانشان هر آنچه را که بگوییم به یاد نمی آورند و اگر صبحگاهان بپرسیم چیزی بخاطرشان نمی رسد. اینان از گروه انسان هایی هستند که عادت به دیر وقت خوابیدن داشته و چون فکر خویش را متمرکز خوابیدن اجباری کرده اند؛ هر آنچه که شنیده اند بخاطر نمی آورند. بنابراین بیخوابی نوعی عادت است و باید ابتدا عادت را از ادراک دور ساخت و سپس راه چاره بیخوابی را جست .

 درمان جدیدی برای بیخوابی

یکی از افسران نیروی دریایی آمریکا که در جنگ جهانی دوم بر روی کشتی بزرگی خدمت می کرد حکایت زیر را چنین تعریف کرد:

هر روز صبح زود ساعت دو و سی دقیقه از خواب بیدار شده و دیگر نمی توانستم بخوابم؛ با اینکه پزشکی در کشتی حضور داشت و می توانستم از او استمداد بجویم ولی تصمیم گرفتم بر بیخوابی مسلط گردم اما متاسفانه چاره ای نیافتم و از همان پزشک قرص های خواب آوری را خواستم ولی او بجای قرص به من گفت که حالا به دستوراتم دقیقا گوش کن . هر وقتی از شب که بیداری شدی لباسهایت را بپوش، سپس به آشپزخانه برو و فنجانی قهوه بخور و بعد از آن به روی عرشه برو و برای انجام ماموریت و خدمت گزارش خود را اعلام کن و متعاقبا منتظر فرمان فرمانده باش؛ مابقی ساعات شب را در خدمت  انجام وظیفه سپری نما و بدین ترتیب روزها هم به وظیفه اصلی خودت را انجام بده .

من از این دستورات بسیار شگفت زده شدم اما چون درجه دکتر بیشتر از من بود و افسر ارشد محسوب می گردید، دیگر حرفی اضافه نزده و با احترام سفارشات او را پذیرفتم . فردا شب وقتی در ساعت دو و سی دقیقه بیدار شدم طبق اظهار و دستور پزشک لباسهایم را پوشیده و به آشپزخانه رفتم و فنجانی قهوه نوشیدم و سپس به هر آنچه که او گفته بود عمل کردم .

فردای آنروز برای ابراز احوالات خود و کنترل مجدد، پیش پزشک رفتم و ایشان باز همان سفارشات روز قبل را تکرار کرد . فردا شب نیز در ساعت دو وسی دقیقه بیدار شدم؛ از ترس اینکه مبادا سر پست خدمت حاضر خواهم شد، چشمانم را بستم و ناخود آگاه دیدم که در خواب عمیقی فرو رفته ام و این پایان بیخوابی من بود .

چگونه باید به خواب رفت ؟

دکتر جکسون اظهار می دارد که تنها شیوه رهایی از بیخوابی این است که انسان عادت بیخوابی را از خود دور ساخته و طریقه خوابیدن را بداند و بفهمد که چگونه می شود احساس خواب را در مغز جای داد .او در ادامه می افزاید که انسان باید خودش را از خواب اجباری برحذر دارد . اگر شخصی به زور بخوابد و خویشتن به خواب بزند نه تنها آرامش روحی و جسمی برایش حاصل نخواهد شد، بلکه کسالت و ناراحتی نیز عارض خواهد گردید. او اعتراف می کند که انسان باید از فکر و اندیشه اینکه باید همین اکنون خوابیده خویشتن را رها سازد و توصیه می نماید اگر انسان مغز خویش را از اندیشیدن باز دارد و انقباض و انبساط به اندام خود بدهد بهتر از خوابیدن است .

او درباره نحوه خوابیدن چنین می نویسد: خواب را جستجو نکنید و به دنبالش نروید که آن را بیابید؛ بلکه بگذارید خواب شما را دریابد وچشمانتان را به دنیای آرامش و رویا بربندد .هر چیزی اگر با درایت و دقت مورد کنکاش قرار گیرد و راه چاره اش جستجو گردد، به همان مقدار ذهن و فکر آدمی راه چاره را پیش روی قرار خواهد داد. این موضوع در مورد خواب نیز صادق است. افرادی که دچار بیخوابی هستند، عنداللزوم خودشان را با کارهایی سرگرم می نمایند و سعی دارند که بیخوابی را احساس نکنند، ولی شایسته ترین شیوه در به خواب رفتن این است که ذهن خودمان را متمرکز کرده و در لحظه ای که خواب به چشممان نمی آید به چیزهای ارزنده و مواردی که تاکنون به آنها توجهی نداشتیم، بیندیشیم و در این حالت خستگی روحی باعث می گردد که احساس کسالت و خستگی در جسم برطرف شده و به خواب برویم.

ادیسون مخترع برق اعتراف می کند که بیشتر کشفیات خویش را زمانی بدست می آورد که خواب از چشمانش ربوده شده بود و به ناچار به موارد آزمایش مورد آزمایش می اندیشید .

 اگر ما بدانیم که تنها شیوه استراحت کردن خوابیدن نمی باشد، آن زمان کسالت و خمودی نیز در خود احساس نکرده و با انقباض و انبساط دادن عضلات می توانیم تمدد اعصاب یافته و خود را سرحال و شادب سازیم .در این صورت بیخوابی مغلوب ما خواهد شد و بسیاری از مشکلات و ناملایمات روحی از ما دور خواهند گشت .

[ ۱۳٩٢/۱٢/٧ ] [ ۱:٥٠ ‎ب.ظ ] [ حسینعلی ستوده ]

[ نظرات () ]