فصلنامه افق طلائی سلامت

معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی زابل

مدیریت و رهبری اکتسابی است یا ذاتی؟

مدیریت و رهبری اکتسابی است یا ذاتی؟

گردآورنده : خلیل شهریاری

منابع: 

- قورچیان،نادرقلی،جعفری ،پریوش 1384

- دربندی، محمدرضا ، وزارت امور خارجه

- زینب مجلسی راد، تبیان، بخش اخلاق و عرفان اسلامی

- نشریه موفقیت شماره 20

- مهریاری ، حجت‌ ا...، خصوصیات‌ یک‌ مدیر موفق‌

در مورد ذاتی‌ یا اکتسابی‌ بودن‌ مدیریت‌ و رهبری‌ نظرهای‌ متفاوتی‌ ارائه‌ شده‌ است‌. بعضی‌ صفات‌ و توانایی‌های‌ مدیریت‌ و رهبری‌ را ذاتی‌ دانسته‌ و تقدیر الهی‌ می‌دانند که‌ فردی‌ را برای‌ رهبری‌ خلق‌ می‌کند و برخی‌ بر اکتسابی‌ بودن‌ صفات‌ رهبری‌ تکیه‌ دارند.

با توجه‌ به‌ این‌ که‌ بسیاری‌ از صفات‌ مدیریت‌ و رهبری‌ اکتسابی‌ و بر اثر تجربه‌تکامل‌ پیدا می‌کنند و از طرف‌ دیگر افرادی‌ با هوش‌ بالا، نه‌ تنها نتوانسته‌اند در دیگران ‌نفوذ کنند، بلکه‌ مشکل‌ ارتباطی‌ نیز داشته‌اند

می‌توان‌ گفت‌ مدیریت‌ و رهبری‌ صرفا ذاتی‌نیست‌ اگر چه‌ اعتقاد به‌ ذاتی‌ بودن‌ ویژگی‌های‌ مدیریت‌ از قطعیت‌ افتاده‌ است‌، مع‌ذالک‌ هر کسی‌ نمی‌تواند بدون‌ داشتن‌ زمینه‌ها، استعدادها و قابلیت‌هایی‌ به‌رهبری‌یا مدیریت‌ بپردازد. داشتن‌ استعداد یادگیری‌، شناخت‌ و تطبیق‌ با محیط


 می‌تواندعاملی‌ برای‌ کسب‌ موفقیت‌ در مدیریت‌ به‌حساب‌ آید.

بر اساس مطالعات روانشناختی، رهبری بیشتر بر پایه توانایی های ذاتی است تا دانش اکتسابی. کودکانی که در سنین پایین به اداره همسالان خود می پردازند نیز بیشتر از استعداد رهبری خود بهره می گیرند. در حالی که فعالیت مدیران در چارچوب پنج وظیفه کلی برنامه ریزی، سازماندهی، منابع انسانی، هدایت یا رهبری و نظارت و کنترل طبقه بندی می شوند و مدیران باید در هر زمینه دانش و مهارت لازم را کسب کنند.

شاید بتوان گفت که توانایی ذاتی یا استعداد، زیرساخت رشد را برای ما فراهم می آورد ولی آنچه در نهایت منجر به توانمندی مدیران  می شود دانشی است که از تحصیلات، مطالعات، تجربیات خود و دیگران و تفکر در مورد نتایج حاصل از اجرای دانسته ها در هر مرحله، کسب نموده اند. بدیهی است هر کدام از این دو، بدون دیگری نتیجه مطلوب را به همراه نخواهد داشت.

مدیران بالفطره ای که می بینیم کسانی هستند که مستعد آموختن و بکارگیری آموزه ها بوده و از تغییر، با روی باز استقبال کرده اند

به نظر می رسد اعتماد به نفس نیز ذاتی باشد.

داشتن توانایی افزایش اعتماد به نفس به صورت تدریجی و در مقابله با مشکلات امری ذاتی و ژنتیکی است. اعتماد به نفس افزایش      می یابد اما این افزایش بستگی به توانایی ژنتیکی فرد دارد.

مدیریت اسلامی:

علم اداره سازمان و جامعه براساس دستورات قرآن مجید و روایات ائمه اطهار(ع) و نیز هنجارهای پذیرفته شده و ارزش های انسانی است.

از آیت اله العظمی حاج سید محمد حسن شیرازی (ره) منقول است که فرموده اند: ریاست (منظور مرجعیت دینی و رهبری بوده) نیازمند به یکصد جزء است که یک جزء آن علم و جزء دیگرش عدالت و نود و هشت جزء دیگر آن مدیریت است.  

نتیجه گیری:

در علم مدیریت، خصوصیات و ویژگی های شخصی و استعدادهای افراد نقش بسزایی دارد بگونه ای که کسی که دارای پیش زمینه ها و خصوصیات شخصی مدیریتی باشد با فراگیری علم مدیریت کارایی بیشتری خواهد داشت. و به قول اکثریت دانشمندان مدیریت، ترکیبی از علم، هنر و تجربه است.

چند خصوصیت اخلاقی لازم برای یک مدیر موفق

انگیزه: یکی از ویژگی های مدیر موفق است که حتی می توان به عنوان یک صفت شخصیتی از آن نام برد.

مهارت های ارتباطی: مدیر، زمانی در امر مدیریت موفق است که قادر به برقراری ارتباط با سبک و شیوه خاص گروه بوده و پیام و منظور او مناسب با فهم و درک شنوندگان باشد.

استقامت: مدیری موفق است که برای تلاش چندین ساله آماده و در این راه دارای روحیه مقاومت و پشتکار بوده و از هیچ گونه تلاشی دریغ نکند و آماده رویارویی با ناکامی ها و شکست ها باشد.

تسلط: مدیر باید فردی قاطع، جسور و مسلط بوده و در شیوه های تفکر و نگرش نسبت به دیگران راسخ و مصمم باشد.

صبر و شکیبایی: صبر، شکیبایی و خود نظمی از صفات اصلی و اساسی مدیر است.

ذکاوت و زیرکی:  یک مدیر موفق، مدیری است که نسبت به خواسته های زیردستانش آگاهی دارد و بتواند به طور دقیق وضعیت خلقی زیردستان را تشخیص داده و به رفع ناراحتی ها و مشکلات روحی آنها بپردازد.  

 توانایی گوش دادن: توانایی گوش دادن از مهارت های ضروری یک مدیر خوب و موفق است.

راستی و صداقت: زیردستان اغلب از مدیری اطاعت می کنند که صادق و قابل اطمینان باشد. راستی و صداقت مدیر باعث گسترش روابط زیردستان با وی و حرف شنوی آنها و در نتیجه مدیریت اثربخش می شود.

تشویق و پاداش دادن: مدیری موفق است که بتواند به موقع و به طرز مناسبی کلیه کارکنان تحت امرش را که به گونه ای مفید و اثربخش برای سازمان کار می کنند، مورد تشویق قرار دهد.

مردم سالاری:  مدیران باید از خود زیردستان، با آنها و برای آنها باشند. تنها دلیل مدیریت باید منافع زیردستان باشد.

قدرت پیش بینی: مدیر موفق، مدیری است که در تعیین احتمالات،  واقع بین باشد. قدرت پیش بینی ارزش زیادی برای یک مدیر دارد.

عملگرا بودن:  مدیر، زمانی موفق است که در اجرای تصمیماتش راسخ باشد و آنها را به منصه ظهور برساند.

پیشرو بودن:  مدیر موفق، زیردستانش را به جلو حرکت می دهد. مدیر پیشرو، اسباب و امکانات لازم را برای پیشرفت سازمان و زیردستان فراهم می کند.

تفویض قدرت: حتی بهترین مدیران نمی توانند به تنهایی از عهده شغل مدیریت برآیند. ویژگی مشترک در تمام مدیران موفق، توانایی آنها در کار گروهی و پیوند با زیردستانی است که قادر به همکاری در جهت اداره بهینه سازمان هستند.

جذابیت:  معمولاً زیردستان، مدیر را به عنوان شخصی می شناسند که جلوتر از زمان خود حرکت می کند. جذبه نقش اساسی در این برداشت دارد. مدیر جذاب توانایی بیشتری در هدایت زیردستان و ترغیب آنان در انجام وظایف محوله دارد.

[ ۱۳٩٤/٥/۱٠ ] [ ٧:٢۸ ‎ب.ظ ] [ حسینعلی ستوده ]

[ نظرات () ]