فصلنامه افق طلائی سلامت

معاونت بهداشتی دانشگاه علوم پزشکی زابل

اوتیسم چیست ؟

 

اعظم پورمیر–کارشناس آموزش و ارتقای سلامت معاونت بهداشتی

منبع: روان شناسی و آموزش کودکان استثنایی، دکتر علیرضا کاکاوند،چاپ اول، تهران، نشر روان ،1385، صفحات261 -263

یکی از شایع ترین اختلال های روان پزشکی شدید کودکی اوتیسم   می باشد. علی رغم دامنه وسیع رفتارهایی که به وسیله واژه اوتیسم پوشش داده می شوند، تقریبا چهار نشانه وجود دارد که به طور غیر قابل تغییر مورد تاکید هستند: انزوای اجتماعی، عقب ماندگی ذهنی، نقایص زبانی و رفتارهای کلیشه ای و یکنواخت.

بیشتر کودکان مبتلا به اوتیسم، عقب مانده ذهنی هستند. حدود    89-77 درصد، بهره هوشی کمتر از70 دارند. اما کودکان اوتیزم در پاره ای از موارد، مثل آزمون های توانایی حسی – حرکتی و آزمون شکل های پنهان در مقایسه با آزمون های ادراک اجتماعی و زبانی بهتر عمل می کنند. گاهی اوقات کودکان اوتیسم علایمی از


هوش بالای متوسط را در یک حوزه مثل هنر و موسیقی نشان می دهند. این گونه کودکان، "ابله دانشمند نما" نامیده می شوند.

برخی از کودکان مبتلا به اوتیسم از هرتماس اجتماعی کناره گیری می کنند، وضعیتی که "تنهایی افراطی اوتیسم" نامیده شده است.

نگهداشتن و در آغوش گرفتن آنها به خاطر حالت بدنی خاصی که به خود می گیرند، مشکل است. پس زدن تماس شخصی حتی در کودکان بزرگتر شدیدتر است. در حضور دیگران ممکن است به گونه ای عمل نمایند که به نظر برسد واقعا کسی وجود ندارد. به هر حال،  درجه انزوای اجتماعی از کودکی به کودک دیگر تغییر می کند. از نظر ارتباط اجتماعی کودکان اوتیسم را می توان به سه طبقه فرعی تقسیم کرد:

- در نوع کناره گیر، کودک به استثنای زمانی که چیزی می خواهد به ندرت یک ارتباط اجتماعی خودبخودی برقرار می کند.

- در نوع منفعل، کودک شروع کننده تماس نیست، اما اگر کس دیگری زمینه ارتباط را برقرار کند پاسخ می دهد.

 در نوع فعال اما عجیب و غریب، کودک به دیگران به طریقی غیر معمول نزدیک می شود.

بیش از نیمی از کودکان مبتلا به اوتیسم کاملا" حرف نمی زنند.     عده ای غان و غون و ناله می کنند، جیغ می زنند یا دارای پژواک گویی هستند. برخی از این کودکان به طور بی هدف پاره ای از اشعار، آگهی های تلویزیونی یا تکه هایی از تکلم را که از دور می شنوند تکرار می کنند. آنهایی که حرف می زنند تنها به شیوه ای محدود می توانند ارتباط برقرار کنند. آنها ضمایر را به شیوه ای بیگانه به کار می برند. ضمیر دوم شخص یا سوم شخص را در اشاره به خودشان به کار       می برند. با این حال، برخی بطور افراطی به صورت تحت اللفظی صحبت می کنند. در کل، کودکان اوتیسم نمی توانند ارتباط متقابل موثر داشته باشند و در گفت وگوی معمولی درگیر شوند.

برخی از این کودکان تمایل به انجام حرکاتی به صورت یکنواخت، بی هدف و تشریفاتی دارند. این گونه حرکات عبارتند از: چرخش، با نوک پا راه رفتن، به هم زدن دست ها، جنبیدن، صاف نکردن بخش هایی از بدن. برخی از این کودکان ممکن است مقدار زیادی از وقت خود را صرف اشکال نامانوس خود تحریکی کنند. بعضی از این حرکات تکراری باعث صدمه جسمی می شوند. محکم به سر کوبیدن وگاز گرفتن خود از این جمله اند.

توصیفات سبب شناسی اوتیسم به طور قابل ملاحظه ای در چند دهه گذشته تغییر کرده است. این باور که اوتیسم ناشی از وجود والدین طرد کننده و سرد است در دهه های 1950 و1960 رایج بوده است. اما پژوهشگران هم اکنون در تبیین این اختلال بیشتر بر روی بدکاری مغز و سیستم عصبی متمرکز شده اند. طرفداران دیدگاه زیستی، بر مولفه های ژنی، کروموزوم ها، عوامل زیست شیمیایی و عامل عصبی تاکید دارند. سندرم xشکننده نه تنها با عقب ماندگی ذهنی بلکه با اوتیسم نیز پیوستگی دارد. در بررسی های اخیر رواج این سندرم در میان بیماران اوتیسم 5/2 تا 7 درصد گزارش شده است. وقتی کودکان اوتیسم از داروهای محرک مثل آمفتامین ها که افزایش دهنده سطح دوپامین است استفاده می کنند، نشانه های بیش فعالی، رفتار تشریفاتی و خود تحریکی در آنها بیشتر و بدتر می شود. این موضوع حکایت از وجود نقص زیستی– شیمیایی در کودکان اوتیستیک دارد.

اکثر پژوهشگران عقیده دارند که در اوتیسم دامنه ای از نقایص مغزی وجود دارد، که از آن جمله می توان به تراکم پایین سلول های پورکنژ که مسئول بازداری عمل سلول های دیگر مغزی می باشند، نقص در سیستم ریتکولار و سیستم لیمبیک اشاره کرد.

طرفداران دیدگاه شناختی در توجیه این اختلال بر اشکال در کارکردهای شناختی مثل کارکرد اجرایی، حافظه، طبقه بندی، درک اجتماعی و نظریه ذهنی ندارند. بدین معنی که آنها نمی توانند وجود وضعیت های ذهنی را مثل باورها یا امیال درک نمایند. بنابراین آنها نمی توانند رفتار را براساس این گونه وضعیت ها پیش بینی و درک کنند.

هدف های درمانی عبارتند از: کاهش دادن نشانه های رفتاری وکمک به رشد کارکردهای تاخیر شده ابتدایی، رشد نایافته، مانند زبان و مهارت های مراقبت از خود. به علاوه، والدین اغلب پریشان هستند و نیاز به حمایت و مشاوره دارند. فنون رفتاری و شناختی به طور قابل ملاحظه ای هم در مورد عقب ماندگی ذهنی و هم درمورد اوتیسم سودمند بوده اند. در کنار درمان های رفتاری و شناختی درمان های دارویی نیز می توانند نشانه های رفتاری را کاهش دهند.

[ ۱۳٩٥/۱/۱٦ ] [ ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ ] [ حسینعلی ستوده ]

[ نظرات () ]