نوجوانی و دزدی

تهیه وتنظیم : مهدی ملاشهری دانشجوی روانشناسی عمومی

منبع: مشکلات نوجوانی و جوانی، دکتر ابوالقاسم اکبری، نشر دماوند، چاپ3                   
دزدی از زمان کودکی در انسان شکل می گیرد و همراه رشد انسان این خصلت زشت نیز افزایش می یابد. چگونگی برخورد والدین با کودک در زمانی که یک عمل دزدی را انجام داده است با انجام این کار در نوجوانی ارتباط مستقیمی دارد. اگر در کودکی بی تفاوت باشند قطعا در آینده با خیال راحت تری دست به دزدی خواهد زد.

نوجوانی و دزدی

کودکان می دانند که نباید دزدی کنند، اما معمولاً به این علت دست به دزدی می زنند که هیجان مربوط به این کار را تجربه کنند و یا گاهی اوقات چون دوستان شان مبادرت به دزدی می نمایند، آنها نیز به این کار تشویق می گردند. هر قدر که میزان


نوجوانی و دزدی

تهیه وتنظیم : مهدی ملاشهری دانشجوی روانشناسی عمومی

منبع: مشکلات نوجوانی و جوانی، دکتر ابوالقاسم اکبری، نشر دماوند، چاپ3                   
دزدی از زمان کودکی در انسان شکل می گیرد و همراه رشد انسان این خصلت زشت نیز افزایش می یابد. چگونگی برخورد والدین با کودک در زمانی که یک عمل دزدی را انجام داده است با انجام این کار در نوجوانی ارتباط مستقیمی دارد. اگر در کودکی بی تفاوت باشند قطعا در آینده با خیال راحت تری دست به دزدی خواهد زد.

نوجوانی و دزدی

کودکان می دانند که نباید دزدی کنند، اما معمولاً به این علت دست به دزدی می زنند که هیجان مربوط به این کار را تجربه کنند و یا گاهی اوقات چون دوستان شان مبادرت به دزدی می نمایند، آنها نیز به این کار تشویق می گردند. هر قدر که میزان خود کنترل کنندگی فرد افزایش پیدا کند، مبادرت به دزدی، بیشتر به شکل جرم گونه خود نزدیک می شود.

ممکن است دلایلی پیچیده تر از آنچه ذکر شد نیز در بروز رفتار دزدی در کودکان و نوجوانان دخیل باشد. مثلاً علت رفتار دزدی می تواند خشم بچه ها یا تمایل آنها به جلب توجه دیگران باشد. یا بالعکس چنین رفتاری می تواند منعکس کننده ی مشکلات و استرس های آنها در محیط زندگیشان باشد. این مشکلات ممکن است در خانه، مدرسه، جمع دوستان و... برای کودک به وجود آمده باشند.

برخی از کودکان به علت برخی مشکلات عاطفی یا مورد سوء رفتار واقع شدن به دزدی دست می زنند. در این گونه موارد رفتار دزدی آنها به عنوان فریاد کمک خواهی آنها تلقی       می گردد. در سایر موارد، علت بروز رفتار دزدی، این است که کودک یا خانواده ی وی، نمی توانند هزینه ی مالی آنچه را که کودک می خواهد و یا حتی نیاز دارد تأمین نمایند. در چنین مواردی رفتار دزدی جهت تأمین مایجتاج کودک، بروز        می کند. به هر حال، علت دزدی هر چه که باشد، والدین وظیفه دارند ریشه های آن را شناسایی نمایند تا از تبعات احتمالی که در پی خواهد داشت، پیشگیری نمایند.

انواع متداول سرقت در نوجوانان عبارتند از سرقت امول منزل، سرقت وسایل نقلیه، کیف قاپی، سرقت رایانه ای و جیب بری                                         

علل سرقت به طور کلی به سه دسته تقسیم می‌شوند:

1– علل مادی: یکی از علل دزدی نیازهای مادی است و عده‌ای از کودکان به علت آنکه زندگی فقیرانه‌ای دارند و نیازهای اولیه آنان درحد مطلوبی ارضاء نمی‌شود، دست به دزدی می زنند. در این حالت، عدم ارضای نیازهای مادی از قبیل تغذیه ناکافی، لباس نامناسب، نداشتن پول توجیبی و اسباب بازی موجب می‌شود که کودک این نیازها را از طریق دزدی برآورده سازد. پدران و مادرانی که دائما از وضع اقتصادی خود شکایت می‌کنند کودکان را به عمل دزدی تشویق می‌کنند. در این زمینه انگیزه تملک، کودکان را        وا می‌دارد تا دست به دزدی بزنند.  

2 – علل روانی: ناکامیها و مورد بی مهری و بی توجهی قرار گرفتن کودک در خانواده موجب می‌شود که کودک به نوعی واکنش در برابر این کمبودها دست بزند. در این مورد سرقت که با لجبازی و دروغگویی همراه است واکنشی نسبت به ناسازگاری کودک با محیط خانواده و انتقام جویی از والدین محسوب می‌شود. در زمینه علل روانی دزدی، عواملی قابل ذکر است نظیر محرومیت از محبت والدین که موجب اضطراب کودک می‌شود. جبران احساس حسادت، احساس ناامنی حاصل از رفتار خشونت آمیز والدین در منزل، وجود نامادری یا ناپدری، انتقام گرفتن از والدین، آرزوی به دست آوردن اشیای پر زرق و برق که جز از طریق دزدی، رسیدن به آنها برایش ممکن نیست، صدمه زدن به دیگران به منظور تخلیه عقده‌های روانی و محدودیت قایل شدن و سخت گیری های والدین.

3 – علل اجتماعی: کودک، دزدی را یاد می گیرد و پدر و مادر اولین الگو و سرمشق کودکان هستند. چنانچه والدین مرتکب دزدی شوند و کودک شاهد عمل آنان باشد، دزدی را می‌آموزد. همچنین کودک دزدی را از دوستان، همبازی ها و همسایگان خود یاد می‌گیرد. در این زمینه عواملی نظیر الگوهای غلط تربیتی، معاشرت با دوستان ناباب، ضعف مذهبی و سقوط ارزش های اخلاقی، محیط اجتماعی نابسامان، عدم کنترل رفتار کودکان، قحطی، بحران های حاصل از جنگ و زلزله و آتشفشان، زندگی در محله‌های جرم زا، مهاجرت، اعتیاد، فقر، تنگدستی، میل به خودنمایی و جدایی پدر و مادر، گرایش کودک را به دزدی زیاد می‌کند.

درمان سرقت یا دزدی:  

برای درمان دزدی باید علل و انگیزه‌های آن مشخص شود. دزدی معلول است و علل متفاوتی دارد. برخورد و مبارزه صرف با معلول، موثر نیست و باید به رفع علل دزدی اقدام شود. در این زمینه مطالعه تاریخچه زندگی کودک، محرومیت ها، نابسامانی ها، معاشرت ها و دوستان او ضروری است. همچنین باید معین شود که نیازهای مادی کودک تا چه حد تامین شده است. زیرا اگر دزدی برای رفع نیازهای مادی انجام شود،   علی رغم رفع مشکلات دیگر، نیاز مادی محرک قوی دزدی خواهد بود. درمان دزدی باید بر اساس محبت و در محیطی آرام انجام شود.

چه نهادهایی در کنترل دزدی نوجوان نقش دارند؟

الف) وظایف خانواده:

1- تقویت اعتقادات کودک

2- دوست داشتن کودک

3- اعتقادات به باورهای مذهبی و تغییر محیط زندگی

ب)وظایف دولت:

1- برنامه ریزی صحیح

2- دادن آموزش به خانواده ها

3- جلوگیری از مهاجرت بی رویه

4- ایجاد مرکز ورزشی و تفریحی