نوجوانی و بزهکاری

مهدی ملاشهری داتشجوی روانشناسی عمومی

منبع: کتاب مشکلات نوجوانی و جوانی دکتر ابوالقاسم اکبری محل نشر دماوند/ چاپ 3  
یکی از مسائل پیچیده ی عصر حاضر که توجه بسیاری از محققان و صاحب نظران را به خود معطوف داشته است، موضوع بزهکاری کودکان و نوجوانان است. متأسفانه این پدیده، به ویژه در کشورهای دارای سطح اقتصادی پایین، روز به روز در حال گسترش است. آمارها نشان می دهند که به رغم بهبود وضع زندگی و گسترش خدمات اجتماعی، جرایم ارتکابی نوجوانان با سرعت و آهنگ بیشتری افزایش می یابد.

انواع نابسامانی های اجتماعی و اقتصادی از قبیل فقر، تورم، بیکاری، فقدان، امنیت مالی و سایر عوامل محرومیت زا    زمینه ی مساعدی را برای ارتکاب جرم و جنایت فراهم      می کنند. از طرف دیگر ماهیت


نوجوانی و بزهکاری

مهدی ملاشهری داتشجوی روانشناسی عمومی

منبع: کتاب مشکلات نوجوانی و جوانی دکتر ابوالقاسم اکبری محل نشر دماوند/ چاپ 3  
یکی از مسائل پیچیده ی عصر حاضر که توجه بسیاری از محققان و صاحب نظران را به خود معطوف داشته است، موضوع بزهکاری کودکان و نوجوانان است. متأسفانه این پدیده، به ویژه در کشورهای دارای سطح اقتصادی پایین، روز به روز در حال گسترش است. آمارها نشان می دهند که به رغم بهبود وضع زندگی و گسترش خدمات اجتماعی، جرایم ارتکابی نوجوانان با سرعت و آهنگ بیشتری افزایش می یابد.

انواع نابسامانی های اجتماعی و اقتصادی از قبیل فقر، تورم، بیکاری، فقدان، امنیت مالی و سایر عوامل محرومیت زا    زمینه ی مساعدی را برای ارتکاب جرم و جنایت فراهم      می کنند. از طرف دیگر ماهیت ارزش ها و ضوابط فرهنگی حاکم بر جامعه انگیزه های لازم را برای زیستن در حریم قانون یا درگیری های مجرمانه فراهم می کنند.

برخی علت ارتکاب جوانان به گناه را، از اختصاصات جوامع پیشرفته و متمدن امروزی دانسته اند و اعتقاد دارند که بشر با همان سرعتی که به سوی پیشرفت و تکامل صنعتی و مادی پیش می رود، از معنویات فاصله گرفته و به سوی تبهکاری و ارتکاب جرم روی می آورد.

تعریف بزهکاری: بزهکاری عبارت از هر عاملی که مانع رشد سالم کودکان از نظر جسمانی و عاطفی  می شود. این عامل ممکن است باعث ایجاد یک طرح و الگوی اختلالات عاطفی گردد که همیشه ریشه ی رفتارهای ضد اجتماعی یا مجرمانه است. این رفتار، هرگاه توسط نوجوانان صورت گیرد، بزهکاری نوجوانان خوانده می شود به عبارت دیگر بزهکاری نوجوانان مجموعه ای از عوارض است که جنبه ی بالینی ندارد و قانون آن رفتار را مجرمانه و قابل مجازات می شناسد. نوجوان بزهکار نوعی خشونت و خلافکاری غیر قانونی در بین نوجوانان زیر 18 سال است که هنوز به سن قانونی بزرگسالی نرسیده اند.

بزهکاری در کودکان و نوجوانان

بزهکاری در اجتماع ابتدا دامن گیر گروه سنی نوجوان و جوان می شود. بنا به گزارش آمارهای انتشار یافته توسط نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران، تنها در سال1362 جمعاً 322/51 نفر در سطح کشور در گروه سنی 16 تا 30 سال در ارتباط با جرایم گوناگون بازداشت شده اند.

با وجود بهبود وضع زندگی و خدمات بهداشتی در جهان، میزان جرایم ارتکابی جوانان با سرعت بیشتری رو به افزایش است و در هر جامعه ای نیز نوع آن ها با جامعه دیگر فرق دارد. در کشور ما حدود 30 نوع  بزه در میان  نوجوانان رایج  است که  برخی از آنها عبارتند از:

دزدی، نافرمانی، گریز از مدرسه، ولگردی، معاشرت با افراد ناباب، ضرب و جرح، مزاحمت و تخریب

بزهکاری نوجوانان و جوانان در کشور ما، از مدرسه گریزی گرفته تا فعالیت های عصیان گری، غالباً دارای ویژگی های عمومی هستند. در این ارتباط سازمان ملل گزارشی تحت عنوان شکل های جدید بزهکاری نوجوانان انتشار داده است که از آن گزارش این طور استنباط می شود که "سرکشی" یکی از موضوعات اساسی جوانانی محسوب می شود که عمدتاً خانواده هایشان دچار از هم پاشیدگی لاقیدی نسبت به مذهب و فقدان نظم و انضباط هستند.

علل و عوامل بزهکاری

درباره ی علل بزهکاری نظریه های گوناگونی وجود دارد. نظریه ای می گوید بزهکاری مانند انواع شرارت ها نتیجه ی محدودیت های شدید کودک است. نظریه ی دیگری اظهار  می دارد که بزهکاری حالتی از عصیان است و این عصیان برای طلب چیزی نیست، بلکه تخلیه ی آن است. برای مثال نوجوانی که فقدان مهر و محبت را از جانب اولیای خود حس کند، به سرکشی روی می آورد.

 عامل اصلی بزهکاری، پدید آمدن شرایط نا مناسب است. زیرا در نتیجه ی نا مناسب بودن محیط خانواده، ترس و نا امیدی کودکان شدید می شود و وجود ترس و نا امیدی، محبت و سازش را از بین می برد و ناسازگاری را تشدید می کند. بنابراین می توانیم بگوییم یکی از علل اساسی ناسازگاری این نوجوانان، ترس و نا امیدی از آینده می باشد و شرایط         نا مناسب خانواده نیز یکی از عواملی است که تعادل روانی اطفال و جوانان را مختل کرده، مانع تفاهم و سازش اجتماعی آنها می گردد. پس به نظر می رسد که عکس العمل های روانی در حقیقت ناشی از تأثیر محیط غیر عادی و نامناسب زندگی باشد.

برخی از دانشمندان عقیده به فطری و مادرزادی بودن بزهکاری داشته اند. آنها پاره ای از بیماری ها مانند صرع را در ردیف علل و زمینه ی بزهکاری می دانند. هر چند امروزه این گونه نظریات به کلی مردود می باشند ولی آنچه مسلم این است که بررسی های  آنها، راه مطالعات روان پزشکی و روان کاوی را هموار ساخت و توجه بسیاری از دانشمندان را به مسئله ی بزهکاران و حدود مسئولیت آنان برانگیخت و نیز باعث شد که در مورد تبهکاری مطالعات علمی، فنی، پزشکی و اجتماعی دقیق تری انجام  گیرد.

علل مهم  بزهکاری در نوجوانان

1- عوامل طبیعی و جغرافیایی: برخی دانشمندان معتقدند رفتارهای فردی و اجتماعی انسان تابع محیط طبیعی است و عامل جغرافیایی از قبیل آب و هوا در ایجاد تعادل روحی و فکری افراد مؤثر است. مثلا کسانی که در مناطق غیر معتدل  زندگی می کنند، آمادگی بیشتری برای گرایش به انحراف از خود نشان می دهند.

2- عوامل اجتماعی: مطالعات اجتماعی نشان می دهند بسیاری بزهکاران در واقع آسیب دیدگان بهنجار یک جامعه ی نابهنجارند، یعنی افرادی از نظر روانی، طبیعی و بهنجارند ولی چون جامعه وضع نابهنجار دارد، دست به بزهکاری می زنند.

3- عوامل اقتصادی: فقر مالی و اقتصادی می تواند از عوامل مهم ارتکاب افراد به انواع انحرافات از قبیل دزدی، انحرافات جنسی، به ویژه در نواجوانان و جوانان باشد.

4- مهاجرت: مهاجرت فرزندان به تنهایی و دوری از والدین می تواند عامل بزهکاری کودکان و نوجوانان باشد زیرا وجود تعارض فرهنگی بین مبدا و مقصد، بیکاری یا اشتغال کاذب سرپرست خانواده، سکونت فقیر نشین، زندگی در مکان هایی که خود منشأ بسیاری از بزه ها به شمار می آیند، از نتایج منفی مهاجرت هستند.

5- عوامل خانوادگی: مانند تبعیض، خشونت، لوس کردن و توجه بیش از حد والدین، عقب ماندگی خانواده، از دست دادن والدین، عدم حضور والدین در خانواده، انحراف والدین، زیاد بودن جمعیت خانواده، وجود نامادری یا ناپدری، طلاق و... از عوامل موثر در بزهکاری کودکان و نوجوانان هستند.

ویژگی های کودکان و نوجوانان بزهکار:

1- از لحاظ بدنی، هیکلی عضلانی و سخت دارند.

2- از نظر مزاج، فعال و پرجوش و خروش و از خود بیخود و درون گرا، ستیزه جو و مخربند.

3- از لحاظ وضع رفتاری، نامهربان، بدگمان، انتقام جو، ظنین، سرسخت و حادثه جو هستند، از جامعه طلب کارند و از قراردادها و قدرت قانونی سرپیچی می کنند.

4- از لحاظ روانی، هرچه در دل دارند، بی پروا و بی پرده می گویند. یعنی بیانشان تعقلی نیست و کمتر به طریق منظم در مسائل تعمق و تفکر می کنند.

5- از لحاظ فرهنگی، اغلب در خانواده هایی تربیت شده اند که فاقد تفاهم، محبت، ثبات و احساسات اخلاقی بوده اند. پدران و مادران نیز از راهنمایی و حمایت آنها، آن چنان که  باید و شاید، عاجز بوده اند. ( کلاین برگ، 1362).

6-  افراد بزهکار از نظر اخلاقی، دچار مشکل هستند و       نمی توانند اصول ترکیبی را تشخیص دهند و خود را با آن اصول منطبق نمایند و طبق آن عمل نمایند زیرا تخطی از اصول اخلاقی را امری بدیهی می دانند.

7- کودکان باهوش و کودکان عقب مانده هر دو ممکن است بزهکاری نمایند ولی نوع انجام عمل آنها مختلف است مثلاً افراد باهوش معمولاً اشیای مورد نیاز خود را سرقت می کنند و دزدی این افراد غالباً زود آشکار نمی شود در حالی که دزدی کودکان عقب افتاده به علت عدم رشد کافی هوش زود آشکار می گردد. ( شریعتی رودسری، 1377).

پیشنهادهایی برای پیشگیری از بزهکاری کودکان و نوجوانان

تلاش برای دور نگه داشتن نوجوانان از ارتکاب جرم در شرایطی که رفتار همسالان نوجوان، رفتار بزهکارانه ی او را تشویق می کنند، کاری بیهوده است زیرا در چنین شرایطی برنامه های درمانی نیز اثر داراز مدت ندارند. بنابراین به جای تشویق بزهکار برای دوری گزیدن از رفتار بزهکارانه، باید رفتارهایی به وی آموزش داده شود که او بتواند کار مشروع پیدا کند، باید شرایطی فراهم ساخت که تحت آن شرایط احساس اطمینان کند، تجارب خود را با دیگران در میان بگذارد، عقاید خود را صمیمانه ابراز داشته و راه های جدید زندگی را  کشف کند.

از آنجاکه رفتار بزهکارانه نوجوانان در اثر تجارب ناکامی یادگیری صورت می گیرد یعنی  محیط گذشته ی این نوجوانان، آموزش ها، سر مشق ها و بازخورد های لازم برای یادگیری رفتارهای مناسب را فراهم نکرده است، این کمبود رفتارهای مناسب، نوجوان را مجبور می سازد تا به افراد منحرف همسال خود متکی شود. در نتیجه این وابستگی شرایطی را پدید می آورد که مشکلات رفتاری نوجوان، توسعه یابد. بنابراین لازم است نقص های رفتاری نوجوان برطرف شود و برای این کار باید برنامه ای تدوین شود که هدف آن ایجاد مهارت های اجتماعی چون آداب معاشرت، طرز برخورد مناسب با دیگران، مهارت های تحصیلی و... باشد. در مرحله ی بعد می توان ابتدا رفتارهای مطلوب را به مقدار زیادی تقویت کرد و بعد که نوجوان رفتار مطلوب را یاد گرفت به تدریج از مقدار تقویت کننده کاست.

یک شیوه ی مناسب که در برخورد با بزهکاران می توان بکار برد این است که نوجوان بزهکار را از دستگاه قضایی و زندان دور سازیم و آن را به سوی مراکز درمانی هدایت کنیم.

کودکان بزهکار احساس می کنند که کسی آنها را دوست ندارد و خود را بی ارزش می دانند، عشق ورزیدن و محبت کردن به این کودکان از نیازهای ضروری ایشان است.

در پیشگیری از بزهکاری باید علت را شناخت و از بین برد. باید به کودک در کسب موفقیت کمک کرد تا احساس ارزشمندی بکند.

یکی از عوامل باز دارنده ی بزهکاری اخلاق است، اگر کودک ارزش ها و باید و نباید های اخلاقی را خوب درک کند، به بزهکاری روی نخواهد آورد. پس لازم است که والدین به مسائل اخلاقی اهمیت داده و به آن ارج نهند. والدین باید به کودکان خود قضاوت اخلاقی در مورد رفتارها را آموزش دهند و خود نیز به آن عمل کنند.

عوامل بازدارنده بزهکاری

۱- برقراری دوستی و تفاهم بین والدین: دوستی و تفاهم پدر و مادر موجب آسایش خاطر و اطمینان کودک      و نوجوانان در خانواده می شود. از هنگامی  که  نوزاد چشم به جهان می گشاید به محبت، لبخند، مواظبت و نگهداری نیازمند است. از این رو اگر در مواردی  مشکلات  و مسائلی در روابط پدر و مادر وجود داشته باشد، لازمست این مسائل را نزد فرزندان آشکار نکنند یا احیاناً یکی در غیاب دیگری به انتقاد و بدگویی از طرف مقابل نپردازد.

در روابط خانواده سعی شود با گذشت و سازش روابط صمیمانه را روز به روز مستحکم تر ساخته و با انتظارات نامعقول و سخت گیری، صمیمیت را به  سردی  و درگیری تبدیل نکنیم چراکه دراین صورت اولین کسی که ضربه خواهد خورد، فرزند معصوم و بی گناه  است.

2- همبازی  شدن با کودک و نوجوان: والدین  باید امکانسرگرمی، استراحت و تفریحات سالم را برای فرزندان شان فراهم کنند. شرکت در مسابقات ورزشی، رفتن به پارک و ترتیب دادن مسافرت های دسته جمعی، رفتن به باشگاه های ورزشی و تفریحی، فرهنگی و مجامع دینی می تواند از بروز بزهکاری جلوگیری کند. تفریح و ورزش باکودکان و نوجوانان  همیشه لذت بخش و شادی آفرین است.  

3- دوری از رقابت درجلب محبت فرزندان: اگر والدین بخواهند که  فرزندان  آنها در کنارشان  باقی  بمانند و مسائل ساده باعث قطع ارتباط روحی آنان نشود، باید بتوانند رابطه ای صمیمانه با فرزندان خود داشته باشند. علاوه براین، وجود رابطه صمیمانه میان والدین و فرزندان محیط خانه را به پناهگاهی عاطفی و امن برای فرزندان تبدیل می کند. آنها   می توانند در آن آرام گیرند و احساس امنیت کنند. اگر محیط خانواده برای اعضای آن یک محیط دوستانه باشد و دختر بتواند در مواقع حساس که  با یک بحرانروحی روبه رو می شود، موضوع را با پدر و یا مادر خود مطرح  کند، قطعاً از بسیاری از انحرافات که درسر راهش قرار می گیرد، جلوگیری  خواهد شد.  

4- عدم ایجاد ناسازگاری در محیط خانواده: ناسازگاری محیط خانواده، کودکان و نوجوانان را تحت تاثیر قرارمی دهد. اگر اختلافاتوالدین به طلاق و جدایی  منتج شود و طفل از محبت و توجه والدین یا یکی از آنها محروم  شود، از محیط  زندگی گریزان و اصولاً دلسرد و افسرده خواهد شد، این  وضع او را به انحراف، لغزش و بزهکاری خواهد کشانید.  

5- عدم پرخاشگری والدین نسبت به خود و یا نسبت به فرزندان:پرخاشگری والدین نسبت به یکدیگر و یا نسبت به فرزندان خود، کودکرا از محیط خانواده فراری و ناراضی می سازد و ممکن است این عدم  رضایت او را به سمت  بزهکاری سوق دهد. 

6- والدین باید امکان سرگرمی، استراحت و تفریحات سالم را برای فرزندان شان فراهم کنند. شرکت در مسابقات ورزشی، رفتن به پارک و تشکیل مسافرت های دسته جمعی، رفتن به کلوپ های ورزشی، تفریحی و مجامع فرهنگی و دینی       می تواند از بروز بزهکاری جلوگیری کند.

در نهایت والدین باید با کودک ارتباطی گرم و عاطفی برقرار کنند.

باید به کودک ارزش بدهند و از به کار بردن بر چسب ها و صفاتی که بی ارزشی را القاء می کند، بپرهیزند.