بی توجهی را جدی بگیریم، من ناتوان نیستم

شهلا بامری دانشجوی ارشد روانشناسی بالینی، کارشناس سلامت روان مرکز خدمات جامع سلامت شهری امام حسن(ع)

منبع: «کودک قوی من»، مریم رضایی، انتشارات محسن، تابستان1395

چند روز پیش مادری مضطرب و نگران وارد اتاقم شد. پسرش با چشمانی غمگین پشت سر مادر پنهان شده بود. مادر اذعان داشت که بی نهایت از رفتارهای فرزند خود ناراحت است. کودک درس هایش را نمی خواند، تمایلی به انجام تکلیفش ندارد و با اعمال خود، مادرش را عصبی و مضطرب کرده است. در تمام مدت گفتگو، کودک از پنجره اتاق به بیرون نگاه می کرد و گاهی وسط حرف مادرش می پرید. رفتارهای کودک در منزل و مدرسه باعث شده بود که


بی توجهی را جدی بگیریم، من ناتوان نیستم

شهلا بامری دانشجوی ارشد روانشناسی بالینی، کارشناس سلامت روان مرکز خدمات جامع سلامت شهری امام حسن(ع)

منبع: «کودک قوی من»، مریم رضایی، انتشارات محسن، تابستان1395

چند روز پیش مادری مضطرب و نگران وارد اتاقم شد. پسرش با چشمانی غمگین پشت سر مادر پنهان شده بود. مادر اذعان داشت که بی نهایت از رفتارهای فرزند خود ناراحت است. کودک درس هایش را نمی خواند، تمایلی به انجام تکلیفش ندارد و با اعمال خود، مادرش را عصبی و مضطرب کرده است. در تمام مدت گفتگو، کودک از پنجره اتاق به بیرون نگاه می کرد و گاهی وسط حرف مادرش می پرید. رفتارهای کودک در منزل و مدرسه باعث شده بود که معلم، اولیاء مدرسه و حتی اقوام و خویشان دائم به او سرکوفت بزنند و تحقیرش کنند. این موضوع باعث افت اعتماد به نفس پسر شده بود و روز گذشته به مادرش گفته بود که دیگر نمی خواهد به مدرسه برود.

موردی که ذکر شد شرح مشکلات یکی از هزاران خانواده ای است که کودک دارای مشکل توجه دارند. متاسفانه، گاهی برخی از والدین، معلمان یا متخصصان، توجه را با هوش یکی می دانند و باهوش بودن کودک را به معنای با دقتی او فرض می کنند. این تصور سبب می شود که به بهانه هوشمندی کودک، از درمان او اجتناب شود و این مسئله جدی گرفته نشود.

برخی دیگر دقت را با حافظه یکسان می دانند و اگر کودکی بتواند خاطرات زیادی را از گذشته نقل کند فرض می کنند که او با دقت است. هوش و حافظه مفاهیمی متفاوت از دقت و توجه هستند و ممکن است در هر کودکی ضعیف، متوسط یا قوی باشد. مهم است که مفهوم دقت با سایر موارد مشابه اشتباه گرفته نشود زیرا این امر سبب می شود که اطرافیان کودک مثل اولیاء مدرسه یا مراقبین، درمان را جدی نگیرند. آنها با تکیه بر  این که کودک، هوش و درک خوبی دارد او را جهت ارزیابی نزد روانشناس نمی برند و در نهایت زمانی که مشکل، بسیار جدی می شود و ممکن است پیامدهای عمیقی به وجود آمده باشد به فکر درمان می افتند. در چنین شرایطی اقدامات درمانی دشوار و زمان بر خواهند بود.

از آنجا که این مشکل توسط اطرافیان کودک تشخیص داده  نمی شود باورهای اشتباه آنها مسائل کودک را بیشتر می کند. گاه اطرافیان معتقدند که او عمدا توجهی به درس ندارد و برای ترغیب وی از نتایج درس نخواندن برایش می گویند. بعضی بر این باورند که کودک قصد لجبازی با والدینش را دارد و به همین دلیل او را تحقیر و تنبیه می کنند. کم نیستند والدینی که سعی می کنند با تنبیه کردن فرزندانشان رفتار آنها را اصلاح کنند یا با انتقاد و تحقیر وی، علاقه اش را به درس خواندن افزایش دهند! در مواردی والدین یا سایر مراقبین حتی در حضور دیگران، کودک را مورد تمسخر قرار می دهند. این مسئله تا جایی پیش می رود که حتی دست آویزی برای هم کلاسی ها و برخی از اولیاء مدرسه نیز می شود.

کودکی که مشکلش شناخته نشده است و با بی دقتی درگیر است، از محیط اطراف پیام های منفی زیادی را دریافت می کند و کم کم اعتماد به نفس خدشه دار می شود. وی باور می کند همان گونه که اطرافیان می گویند ناتوان و بی انگیزه است در حالی که حقیقتا هیچ کدام از این موارد صحیح نیستند.

کودکی که بارها و بارها در مدرسه و منزل و مهمانی الفاظ و جملات منفی در مورد خود و توانایی هایش شنیده است به تدریج ناتوانی خود را باور می کند. بعلاوه او در محیط مدرسه نیز با وجود تلاش زیاد، نتایج خوبی به دست نمی آورد و استدلال می کند که هوش کافی برای موفقیت را ندارد.

به این ترتیب کودکان باهوش و توانمندی که تنها کمی مشکل توجه دارند رفته رفته به اشتباه باور می کنند که ناتوان اند و این موضوع مقدمه ای برای بی انگیزگی و گاه ترک تحصیل آنها   می شود.

از جمله مشکلات عمده و قابل توجهی که برای این افراد به وجود می آید بی علاقگی و یا ترک تحصیل، تمایل به مصرف مواد و اشکال در ارتباطات می باشد. این کودکان در زمینه تحصیلی دچار افت تحصیلی می شوند، نمراتشان با میزان تلاشی که می کنند هماهنگی ندارد و انگیزه خود را برای رفتن به مدرسه از دست می دهند. از نظر روابط اجتماعی معمولا با افراد نامناسبی دوست می شوند، دوستان خوب خود را از دست      می دهند، با رفتارهای غیر عمدی خود موجبات ناراحتی اطرافیان از جمله والدین و خواهر و برادرها را به وجود          می آوردند.

این مسائل ارتباطی تا بزرگسالی نیز ادامه می یابند و در رابطه با همسر و فرزندان نیز دیده می شوند. همسر این افراد از بی دقتی و عدم تمرکز آنها ناراضی هستند و این اعمال را به حساب بی علاقگی آنها می گذارند که موجب سردی روابط و بروز تعارضات زناشویی می شود.

کمک کردن به این کودکان کار دشواری نیست. همان گونه که والدین برای بررسی مشکلات جسمی، کودک خود را نزد متخصص اطفال می برند تا از سلامت بدن وی اطمینان یابند پسندیده است که در مقاطع مهم زندگی مثل ورود به مدرسه یا هنگام تغییر مقطع تحصیلی یا بروز مشکلاتی که قبلا در کودک سابقه نداشته است از مشورت یک روانشناس کودک و نوجوان بهره بگیرند و کودک خود را ارزیابی نمایند. به این ترتیب کودک بی قت در اولین مراحل رشدی شناسایی می شود. این موضوع سبب رشد اعتماد به نفس و سبب شکوفایی استعداد های کودک می گردد. والدین می توانند با اقدامات ساده ای در زمینه روانشناختی همانند حیطه جسمانی، سلامت و آرامش را برای کودکان خود به ارمغان بیاورند.

روانشناس کودک و نوجوان پس از ارزیابی دقیق و بررسی مشکل به ارائه راهکارهای ویژه برای رفتار با این کودکان می پردازد. به این ترتیب والدین می آموزند که با کودک خود چگونه رفتار کنند. به علاوه از آنجا که شیوه های مطالعه و انجام تکالیف در این کودکان متفاوت از کودکان دیگر است، والدین می توانند با کمک روانشناس این فنون را بیاموزند و در مورد کودکشان به کار ببندند.

در صورت نیاز، همکاری بین روانشناس و معلم و مشاور مدرسه شرایط بهتری برای آموزش کودک در مدرسه را فراهم می نماید. تبادل نظر بین روانشناس و اولیاء مدرسه به تسریع بهبودی کودک کمک زیادی می کند.

به تدریج با این فنون و درمان های مناسب دیگر، کودک قادر خواهد بود توجه بیشتری به درس ها و تکالیف خود داشته باشد و تصور مثبتی در رابطه با توانایی های خود شکل دهد. کودک به تدریج متوجه می شود که می تواند رفتارهای مناسبی در منزل و مدرسه نشان دهد و قادر است تشویق و توجه مثبت والدین و معلم را به دست آورد. این موضوع موجب افزایش اعتماد به نفس وی  می شود و ابزار وجود را تقویت می کند.

در این مرحله می توان اصل بهبود روابط اجتماعی و فنون آغاز و حفظ دوستی ها را به کودک آموزش داد. به این ترتیب قابلیت نظارت والدین بر رفتارهای کودک افزایش می یابند و احتمال بروز اعمال تکانشی و بدون تفکر کاهش می یابند.

در نهایت این که کمک به این کودکان دشوار نیست اگر والدین حساس و دقیق، مشکل فرزند خود را متوجه شوند و از یک روانشناس حاذق کمک بگیرند.