مشکلات تحصیلی

مشکلات تحصیلی

تهیه وتنظیم : مهدی ملاشهری داتشجوی روانشناسی عمومی

منبع: اکبری. ابوالقاسم، مشکلات نوجوانی و جوانی، نشر دماوند. چاپ سوم

مقدمه: چنانچه نوجوانی دچار اشکال یادگیری یا ناتوانی در برقراری ارتباط باشد می‌توان گفت که مشکل تحصیلی که دارای ضریب هوشی عادی است ولی در گذراندن واحدهای درسی مدرسه ناموفق است یا نمرات بسیار پایینی کسب می‌کند دچار مشکلات تحصیلی است. به وجود آمدن مشکلات تحصیلی معلول یک سری عوامل گوناگون است پس بروز این مشکل از ابعاد مختلف باید مورد توجه و بررسی قرار گیرد به ظاهر در این میان مدرسه به عنوان متغیر مستقل نقش دارد در صورتی که عوامل مداخله گر زیادی به صورت پنهان در به وجود آمدن مشکلات تحصیلی نقش بازی می‌کند.

عوامل موثر درایجاد مشکلات تحصیلی :

نوجوانان و جوانان در طی مراحل مختلف رشد از مکانیسم‌های مختلفی برای مقابله با مشکلات خود استفاده می‌کنند. در دوره‌ی ابتدایی تا حدود زیادی دانش آموز از حمایت خانواده خود برخوردار است اما با ورود به دوره های بعدی و انتقال وی به مدارس جدید مسایل مختلفی از قبیل رقابت با همسالان, ابراز وجود در برقراری روابط صمیمانه, یادگیری شیوه‌ی تفکر جدید و صحیح, نا آشنایی درباره‌ی مسایل جنبی و عقیدتی برای نوجوان یا جوان پیش می آید که او را دچار مشکلات تحصیلی می کند. در چنین مواقعی اضطراب توانایی‌های نوجوان را قبضه می‌کند و باعث عدم موفقیت او در امتحان می‌شود. این گونه ناتوانی در طرز صحبت کردن فرد در مقابل دیگران به خوبی مشهود است. لذا, عواملی که چنین رفتارهایی را ایجاد می‌کند و سبب مشکلات تحصیلی می‌شوند عبارتند از: 

1. خانواده آشفته : اختلافات خانوادگی اثر سویی در ادامه تحصیل نوجوان و جوان دارد.

2. درگیری نوجوانان و جوانان با اولیا : معمولا اولیا سعی می‌کنند از ضعف های درسی فرزندانشان به عنوان اهرم هایی جهت مقابله با آنها استفاده کنند و این مطلب را نوجوانان و جوانان درک نموده اند، لذا بعضی از آنها چنین فرصتی را به اولیا نمی‌دهند و سعی می‌کنند وضعیت درسی خود را همیشه مطلوب نگه دارند.

3. گرایش به بعضی از رشته های خاص : چون در دوره‌ی نوجوانی و جوانی تغییراتی در جسم و روح ایجاد می‌شود لذا طرز تفکر نسبت به درس و مدرسه به سمت گرایش های نو و جدید تغییر می‌یابد. این گرایش ها ممکن است به سمت ورزش، دروس حوزه ی علمیه، رانندگی و صنعت باشد که ممکن است این گرایش ها و نگرش ها مشکلات تحصیلی جدیدی برای آنها به وجود آورد.

4. عدم اعتدال والدین : رعایت اعتدال در برخورد با نوجوان و جوان باید تا حدودی با ظرافت و دقت همراه باشد. از دوره‌ی نوجوانی به بعد در فرد یک احساس بزرگ بودن نسبت به دوره‌ی کودکی ایجاد می‌شود که باعث استقلال طلبی فرد می شود، لذا با اولیای خود به مبارزه بر می‌خیزد. معمولا در دوره‌ی راهنمایی و دبیرستان اولیا مراقبت های خود را به علت بزرگ شدن فرزندشان کم می‌کنند ولی بر امر و نهی خود می‌افزایند.

5. تحقیر، سرزنش و مقایسه با دیگران : برای هویت و اصلاح رفتار نوجوان و جوان این گونه اعمال تاثیر مثبتی ندارد، جز اینکه ممکن است این گونه رفتار ها در فرد ایجاد واکنش دفاعی کند و استمرار چنین اعمالی رفته رفته باعث شخصیت منفی در فرد می‌شود و نا امیدی را به بار می‌آورد.

ترس از مدرسه را باید با فرار از مدرسه فرق گذاشت : فرار از مدرسه بیشتر در نوجوانان مبتلا به اختلالات روانی، سایكوپات ها، حالات اضطراب و نظایر آن دیده می شود. در این حالت نوجوان از مدرسه فرار می كند و به منزل نمی رود. پدر و مادر از غیبت فرزند از مدرسه اطلاعی ندارند، یعنی در حقیقت نوجوان از مدرسه و منزل هر دو فرار می كند. این كودكان با این عمل مقررات مدرسه را زیر پا می گذارند و از قوانین متداول اجتماعی تحصیلی و خانوادگی پیروی نمی كنند. اكثر این كودكان پس از فرار از مدرسه با افرادی نظیر خودشان به عیاشی، دزدی و رفتارهای سایكوپاتیك می پردازند و یا این كه بدون هدف معین در خیابان ها پرسه می زنند. این نوجوانان اغلب كم استعداد و اكثراً در تطابق و سازش خود با محیط های تحصیلی و خانوادگی اشكال دارند. 

نوجوان مبتلا به ترس از مدرسه با مراقبت شدید مادرانه، اختلال در غذا خوردن، دردهای شكمی، حالت تهوع و مشكلات خواب و علایم بالینی (اضطراب) مشخص می گردد، در حالی كه نوجوان گریزان ازمدرسه با بی ثباتی در تعلیم خانواده، دروغگویی دائمی، فرار از خانه و دزدی از خانه معرفی می گردد.

نوجوانی كه ترس یا هراس از مدرسه دارد ظاهراً با عوامل مربوط به ترس و اضطراب به بهترین وجهی مشخص می شود، درحالی كه نوجوان گریزان از مدرسه با رفتار بزهكارانه تعریف می گردد. نوجوانان مبتلا به ترس از مدرسه ممكن است از نظر پیشرفت تحصیلی ضعیف نباشد و حال آن كه نوجوانان گریزان ازمدرسه معمولاً شاگردانی ضعیف هستند.

معمولاً شرایط منزل نیز ناگوار است و در واقع نوجوان نه دل خوش از خانه دارد و نه علاقه ای به مدرسه، و به راحتی هر دو را ترك و كوچه را انتخاب می كند. نوجوانان گریزان از مدرسه اگر هم استعداد خوبی داشته باشند، از نظر عاطفی سالم نیستند و رفتارشان در منزل و مدرسه طبیعی نیست، اما نوجوانانی كه از رفتن به مدرسه امتناع می كنند، اكثراً از خانواده های طبقات بالای اجتماعی هستند و رفتارشان در مدرسه بهتر و آرامتر از سایر شاگردان است. نوجوانی كه ترس از مدرسه دارد نزد مادرش می ماند، ولی نوجوان فراری از مدرسه در خیابان های شهر گردش می كند. نیمی از این نوجوانان فراری از مدرسه میان همسالان خویش محبوبیتی ندارند و نیم دیگر آنها مرتكب خلاف و لغزش می شوند.

عوامل موثر در خانه عبارتند از : طرد شدگی، سخت گیری های افراطی، انضباط متناقض و بی ثبات، كتك زدن، بی نظمی والدین بی علاقه، محیط زیست و همسایگی بد، نا شادی در خانه یا مدرسه، پرجمعیت بودن خانواده، جدایی كودك از مادر در اوایل كودكی یا جدایی از پدر پس از سن ۵ سالگی. در این موارد معمولاً نوجوان در انجام تكالیف و كار مدرسه ای ضعیف است، لیكن مشكل در بی علاقگی به مدرسه یا معلم نیست. تنبیه صرفاً این گریز را تشدید كرده و به صورت پیچیده تری درمی آورد. در بیشتر اوقات فرار از مدرسه با دروغگویی همراه خواهد بود. این افراد با مهارت به دروغ گفتن می پردازند و طوری وانمود می كنند كه از مدرسه غیبت نداشته اند.

به طور خلاصه باید گفت كه فرار از مدرسه حالتی است كه نوجوان سالم بدون عذر موجه از حضور در مدرسه خودداری كند و غیبت او غیرقانونی یا غیر موجه شناخته شود. در بعضی كشورها كه بین سنین ۶ تا ۱۴ سالگی تعلیمات اجباری است، حتی اگر والدین باعث این عمل شده باشند به دادگاه احضار می شوند و مجازات های خاصی درباره آنها به مورد اجرا گذاشته می شود.

ترس و دلهره از عدم توانایی انجام تكالیف، مواجه شدن با چهره آموزگار جدید، آشنا شدن با دوستان و همكلاسی های جدید و ... مواردی هستند كه همواره ذهن بعضی از نوجوانان را به خود مشغول می كند. این گونه معضل به مرور زمان و پس از سپری شدن هفته های اول سال تحصیلی، برطرف می شوند و به این ترتیب جای نگرانی از این بابت وجود نخواهد داشت، اما عده ای دیگر از نوجوانان آن قدر از درس و مدرسه متنفر و بیزارند كه این گونه نوجوانان هم برای خود و هم برای والدین و مربیانشان مشكل آفرین بوده و شناخت علل و انگیزه های این رفتار بسیار لازم و ضروری است. برای ریشه یابی رفتارهای چنین كودكانی بایدعلل مختلفی را كه باعث پدیدآمدن این دسته از اختلافات رفتاری می شوند، مورد بررسی قرار داد كه عبارتنداز :

خانواده های از هم گسیخته : مشاجرات لفظی، نزاع و كشمكش، عدم تفاهم اخلاقی و عقیدتی، طلاق و متاركه، فوت یكی از والدین و... از جمله عواملی هستند كه می توانند باعث از هم پاشیدگی نظام خانواده شوند. در این قبیل خانواده ها، هرج و مرج و بی نظمی به وضوح مشاهده می شود. علاوه بر این، باعث پدید آمدن بیماری های روحی و روانی و همچنین ترس، اضطراب و دلهره در اعضای خانواده می گردد. قربانیان اصلی این دسته از خانواده ها، اكثر اوقات نوجوانان بی گناه هستند.

 بی علاقه بودن به درس و تحصیل : از جمله مسائلی است كه سبب فرار كردن از مدرسه می شود و چون نسبت به آینده تحصیلی خود نا امید است به این نتیجه می رسد كه رفتن به مدرسه برایش فایده ندارد. از این دسته از نوجوانان به طور معمول در خانواده های از هم گسیخته و متزلزل بشتر به چشم می خورد.

ترس از تنبیه بدنی : باعث می شود نوجوان همیشه اضطراب درونی نسبت به مدرسه داشته باشد و آماده فرار از مدرسه باشد.

بی توجهی والدین : نسبت به نوجوان و عدم اهمیت آنها به تحصیل و تربیت فرزندشان مقدمات فرار از مدرسه را تشكیل میدهد.

 عدم رفاه مالی نوجوان و خانواده : باعث می شود كه نوجوان خود را در برابر بقیه ضعیف تر پنداشته از همكلاسی های خود دوری جسته و باعث شود كه از مدرسه فرار كند.

عدم توجه معلم به شاگرد و تبعیض قائل شدن : باعث می شود دیدگاه های منفی فكری در ذهنش ایجاد شده و مدرسه را دوست نداشته باشد.

 عقب ماندگی ذهنی : به تعدادی از نوجوانان كه در یادگیری مطالب درسی و مهارت های شغلی از دانش آموزان دیگر كندتر هستند، عقب مانده خوانده می شوند. این نوع دانش آموزان با توجه به این كه چه اندازه در یادگیری مطالب درسی مهارت های شغلی و سازگاری اجتماعی از دوستان خود عقب مانده باشند، به طبقات مختلفی تقسیم می شوند. این دانش آموزان نیاز دارند كه موارد درسی متفاوت (از دانش آموزان عادی) جهت حداكثر رشدشان در نظر گرفته شود. نوجوان عقب مانده با این كه از لحاظ هوشی عقب مانده است، ولی به اندازه ای استعداد دارد كه بتواند امور و نیازهای روزمره خود را بدون نظارت بی مورد دیگران اداره كند.


/ 0 نظر / 25 بازدید